۶/۲۷/۱۳۸۶

زنو ربات انسان نما، قایق شناسائی اتونوموس و مجانی شدن نسخه آنلاین نیویورک تایمز


یک روبات انسان نما از شرکت هانسون روبوتیکز که میبیند، میشنود، صحبت میکند و بخاطر میسپارد. جالبه که حتی میتونه احساسش رو بوسیله حالت صورتش نشون بده. اطلاعات بیشتر رو از اینجا بخونید

یه قایق کوچک که میتونه بصورت اتونوموس کار کنه و در ماموریتهای شناسائی بصورت استیلت عمل کنه در اینجا معرفی شده

یه خبر جالب هم اینکه نیویورک تایمز رو میشه بصورت مجانی در اینترنت خوند و به مقاله هاش دسترسی پیدا کرد

۶/۲۵/۱۳۸۶

مرگ کولین مک را و هواپیماهای آینده

امروز که اومده بودم یه چند ساعتی کار کنم این خبر رو اول از همه دیدم: کولین مک را قهرمان سابق رالی در سن 39 سالگی در یک سانحه هوائی در گذشت. اون با هلیکوپتر شخصیش در کنار منزلش در اسکاتلند سقوط کرد و کشته شد. حالا البته اگر مثل ما در آپارتمان زندگی میکرد این بلا سرش نمیومد! حالا بگین که چرا نمیری هلیکوپتر شخصی بخری اینم جوابش. برای کسائی که اهل بازیهای کامپیوتری هستن این نام براشون آشنا هستش. یه سری بازیهای رانندگی هستش که با نام این قهرمان سابق بفروش میرسیدن که خیلی واقعی و خیلی هم مشکل بودن. طرفدارای هاردکور این بازیها ولی ازش خیلی خوششون میومد. میتونین در این سایت این بازیها رو ببینین و اینم اصل خبر مرگ این آقا
هواپیماهای آینده هم دچار تحول خواهند شد. اونا باید بتونن با مصرف سوخت کمتر بار بیشتری ببرن و یکی از این ایده ها ترکیب بال با بدنه هواپیماست. یعنی در بال هواپیما هم بشه بارگیری کرد. ناسا یه سری طرح داره و شرکت بوئینگ هم داره پروتوتیپی رو آزمایش میکنه که طرق عادت آمریکائیها اول فکر میکنن راجع به یه هواپیمای بمب افکن که بتونه بیشتر بمب حمل کنه! در هر صورت اینم آخرین این هواپیماها همراه با عکس و تفصیلات

۶/۲۳/۱۳۸۶

ساخت زیردریائی


یک سوئدی خودش به تنهائی و با معلومات زمان دبیرستانش در طی دو سال و صرف 2500 ساعت یک زیردریائی درست کرده و ادعا کرده که میتونه تا عمق 50 تا 100 متری بره زیر آب. خیلی جالبه که اگر آدم ابزار کافی و اراده داشته باشه چه کارها میکنه
اصل خبر از روزنامه آفتونبلادت

۶/۰۸/۱۳۸۶

Stratification of patients

یه ایده داشتم گفتم اینجا بنویسم هم برای خودم که یادم نره و هم برای هر کسی که شاید خواست امتحانش کنه
استفاده از دیتا ماینینگ در گروه بندی بیماران بر اساس اینکه طبق یک گایدلاین خاص درمان شدن یا نه. یعنی اگر جدول دو در دو درمان بیماران در مقابل توصیه گایدلاین رو داشته باشیم دو تا مدل درست کنیم یکی برای بیمارانی که گایدلاین توصیه کرده که درمان بشن و دیگری برای گروهی که گایدلاین توصیه کرده که درمان نباید بشن. در هر کدوم از این گروهها دو دسته بیمار وجود دارن. اونائی که درمان شدن و اونائی که نشدن. هدف هم اینه که ببینیم دیتا ماینینگ چطوری میتونه این گروهها را از هم جدا کنه
این ایده هنوز مراحل اولش هست و خوشحال میشم که اگر شما هم نظری داشتین برام بفرستین

۶/۰۷/۱۳۸۶

Haka

یه رقص جنگ سنتی این مائوریها دارن که آدم وقتی میبینه جفت میکنه از ترس. حالا تیم های ملی نیوزیلند قبل از مسابقه راگبی اینو برای حریف اجرا میکنن که روحیشون بره بالا و روحیه حریف رو هم داغون کنه. حالا شما این کلیپ رو ببینین و ببینم نظرتون چیه. من که ترسیدم خودم
راستی ما ایرانیها هیچ مراسمی قبل از نبرد نداشتیم؟ در طول تاریخ ایران همیشه در حال جنگ بوده و باید یه چیزی باشه یه جائی! کسی اطلاعی داره؟

بازگشت

این مسافرت دور دنیای منم تموم شد بالاخره. بعد از دو روز در راه بودن و طی کردن نصف کره زمین بالاخره رسیدم خونه. البته هنوزم مشکل دارم با تغییر ساعت خوابم. ساعت 3 بعداز ظهر اینجا میشه ساعت 11 شب اونجا که وقت خواب بود. چشمامو با زور باز نگه میدارم و با کمک یه قهوه سیاه خودمو میکشم تا ساعت 5 و 6 که میرم خونه. دیروز گفتم تو خونه یه چرتی بزنم که ساعت شد 9 شب یه دفعه و تازه هنوزم خوابم میومد
این سفر هم غیر از همه منافع علمی که داشت باعث شد رفیق قدیمیمو ببینم. کلی از خاطره های زمان دبیرستان و اوائل دانشگاه رو با هم مرور کردیم. خاطرات قدیمی و شیرین زمان دبیرستان و بعدم دانشگاه. جالب اینه که الان از اون موقع بیشتر از 15 سال میگذره. البته یه بار هم در مدت کوتاهی همدیگر رو در المپیاد دانشجوئی در شیراز دیدیم ولی اون مدت خیلی کوتاه بود. هنوزم بسکتبال بازی میکرد و توی زمین هر روقت میخواست نمیذاشت کسی نفس بکشه. در بریزبن رفتیم وبازی بسکتبالشو دیدم. همونطوری مثل قدیم بازی میکرد. البته من نتونستم بازی کنم ولی خیلی دلم میخواست برم توی زمین. حقیقتش هم من بسکتو در زمین وسط دانشگاه شیراز از اون یاد گرفتم و اون باعث شد که ادامه بدم بازیو. مشهد هم یه مدت بازی میکردم تا وقتی که مربی دانشگاه عوض شد و یکی اومد که دیگه حوصله آموزش دادن نداشت و فقط توپ مینداخت وسط تا دو تا تیم بازی کنن با هم. مربی قدیمی رو چون از اول شروع کرده بود به آموزش دریبل و اصول بازی بچه های قدیمی اعتراض کردن و عوضش کردن
این دیدار باعث شد تا دوباره یادم بیاد که چقدر نکات مشترک داریم با هم. حتی دورادور کلی از سریالها و فیلمها رو دنبال میکردیم. با هم دی وی دی اجرای زنده پینک فلوید رو دیدم و کلی هم حال کردیم. فکر نمیکنم که الان خیلیا با این چیزا حال کنن البته
هر جا که هستین قدر دوستای قدیمیو بدونین و مطمئن باشین که مثل اونا کم پیدا میکنین. اعتماد چیزیه که سخت بدست میاد و دوستان مورد اطمینان هم باید حفظ کرد

۶/۰۱/۱۳۸۶

بریزبن

امروز یه چند روزی میشه که برای سمینار مدینفو 2007 در بریزبن هستم. از اولش هم هوا بارونی بوده تا حالا. از جاهای دیدنی شهر فقط یه کباب فروشی نزدیک هتل رو دیدم تا حالا
روز اول که رسیدم یکی از رفقای خوب قدیمی اومد دنبالم. از رفقای دبیرستان و بعد برای مدتی که من دانشگاه شیراز بودم بهترین دوستم که همیشه با هم بودیم. یادش بخیر که چه خاطراتی داشتیم. ما یه تیم فوتبال دستی هم با هم داشتیم که نه خیلی بد بود و نه خیلی خوب. رفیقم یه ضربه آروم ولی کات دار میزد که معروف شده بود! منم که هر وقت دستم میومد فرفره میزدم
حالا رفیقم اینجا پزشکه و راضی. یکی دیگه از رفقای هم دانشگاهی رو هم قراره ببینم که با هم در مشهد همسایه هم بودیم. حالا چند هزار کیلومتر اونورتراز محلمون قراره همیدگه رو ببینیم
کمی هم از سمینار بنویسم. هر سال که میگذره میفهمم که چقدر بیسوادم. توی این سمینارا که بهترینهای دنیا میان آدم احساس حقارت میکنه. نزدیک 40 نفر فقط از کره جنوبی مقاله و پوستر دارن. هنگ کنگ چکار کرده و تمام سیستم بهداشتیشون کامپیوتریزه شده. این آسیائیها اونقدر پیشرفت کردن در طی این سالها که دیگه رسیدن به اونا هم غیر ممکن بنظر میرسه. دلم میخواست میفهمیدم هنگ کنگیا چطور در عرض 15 سال کاری کردن که از اروپا هم جلو زدن. البته اصولش معلومه: سخت کوشی و کار گروهی
دریه سری بحثهای جالبی شرکت کردم در زمینه دیتا ماینینگ. یه سری مسائلی رو فهمیدم که زیاد بهشون فکر نکرده بودم مثلا بررسی متغیرهائی که در طی زمان تغییر میکنن و چگونگی آنالیز آنها
راجع به این سفرم بیشتر مینویسم بعدا

۵/۲۶/۱۳۸۶

Bangkok

Yo mates! Now I am in Bangkok airport waiting for the flight to Sydney. Damn this airport is huge. It is very modern and clean. I ts good to relax a bit. Last night because a delay in our flight we nearly missed the London-Bangkok flight. I think we made it just with a couple of minutes margin. Now I am using the free internet in Qantas Lodge.
It is interesting to see that how this land earns all her money from tourist and increased her economy power drastically. I think they earn more than we earn from oil export.

۵/۲۵/۱۳۸۶

قطار درجه یک

علت اینی که رفقام منو اینور اونور میبرن و چرا قطار درجه یک دارم و پروازام رو هم همه رو از درجه معمولی عوض کردیم به بیزینس بعدا مینویسم. تمام اینکارها یه هفته قبل از مسافرتم انجام شد یعنی تعویض همه بلیطام. البته اینا رو همشو همسرم انجام داد وگرنه من این سفر مهم رو میخواستم کنسل کنم. این سفر رو هم برای ارائه یه مقاله در سمینار مدینفو 2007 در بریسبین استرالیا انجام میدم.
پشت صندلی من یه زن و شوهر پیر سوئدی توی ایستگاه نورشوپینگ که شهر نزدیک ما هستش سوار شدن. توی این واگن علاوه بر اینترن مجانی، میوه، قهوه و آب هم مجانی هستش. من یه نارنگی ورداشتم که راحت پوستشو میشه کند که از بد شانسی از اون پوست محکمها بود! خلاصه همه دستم کثیف شد و یکی دو قطره هم از آبش روی پیرهنم ریخت. پیرمرد پشت سری خواست بره از این چیزا بیاره به زنش گفت چی میخوای زنه یه لیست بلندبالا تحویلش داد. مرد جواب داد که توی این لیستت فقط قهوه مجانیه و اگر بقیه رو میخواد باید براشون پول داد. پیر زن هم گفت که نمیخواد و فقط براش قهوه و میوه بیاره. فکر میکردم که فقط ما ایرانیا جنس مفت دوست داریم ولی مثل اینکه این سوئدیها هم دوست دارن. کیه که بدش بیاد

سفر به استرالیا

سفر من هم به استرالیا آغاز شد. الان هم دارم از اینترنت مجانی توی قطار اکس 2000 استفاده میکنم. یکی از رفقا زحمت کشید من رو تا ایستگاه اورد. بعد هم باید یه قطار عوض کنم در استکهلم به مقصد آرلاندا. از اونجا هم لندن بعد بانکوک و بعد سیدنی و بعد بریسبین. یکی از رفقای خوب قدیمیم هم اونجاست که میاد دنبالم فرودگاه. آدم رفیق هم زیاد داشته باشه خوبیش همینه! البته مهم داشتن رفقای با معرفته که وقتی به کمک احتیاج داری باشن برات
مسافرت رو خیلی دوست دارم فقط قسمت سختش بازرسی داخل فرودگاههاست که به جرم ایرانی بودن کلی به آدم گیر میدن و اذیت میکنن. حالا خدا کنه مودب باشن هر کاری که خواستن بکنن حتی مثل ایتالیا کفشامم در بیارن و بگردن. سختگیریا وقتی که مسافرت بین قاره ای هستش بیشتره ولی علتش رو نمیدونم

۵/۱۰/۱۳۸۶

ذخیره فایل و منقل کباب


از سایتهائی که میشه توشون فایل ذخیره کرد زیاد پیدا میشن این روزا. یکی که سوئدی هست و جدیدا سروصدا کرده اسمش دینو هستش. تا 2 گیگ میشه توش ذخیره کرد و ایمیل هم میشه درست کرد. ولی قابلیت جالبش گرفتن نسخه پشتیبان بطور خودکار از فایلهای ماست. یعنی شما دایرکتوری رو انتخاب میکنین و براش زمانبندی میکنین و خودش راس ساعت مقرر اینکار رو انجام میده. خودشون میگن که از تکنولوژی نظامی! برای اینکار استفاده میکنن. اطلاعات رو با انکریپتیشن 2048 بیت ارسال میکنن. اگر واقعا اینطور باشه که ادعا میکنن خوبه و میارزه که آدم یه امتحانی بکنه اینجا رو
اگر هم اهل کوه و دشتنوردی هستین حتما بدتون نمیاد که یه منقل که جا کم بگیره داشته باشین. این یه مدل جالبه که از استیل ضد زنگ درست شده و براحتی توی کوله پشتی جا میشه

۵/۰۹/۱۳۸۶

تست هوش

اینم یه تست هوش از وبلاگ مکالمات ذهنی
من از 60 تا تست 53 تا درست زدم. شما چند تا میزنین؟

۵/۰۸/۱۳۸۶

مصرف بهینه انرژی

یک مساله که خیلی بهش فکر میکنم مساله انرژیه. حفظ منابع محدود انرژی، صرفه جوئی در پول و افزایش کیفیت زندگی میتونن نتیجه مصرف بهینه انرژی باشن. حالا به چیزائی ک از زندگی در اینجا دیدم و یا به فکرم رسیده درموردش اینجا مینویسم.

شیشه های چند جداره در منازل برای جلوگیری از اتلاف انرژی. یه خوبی دیگه هم داره که جلوی آلودگی صوتی رو هم میگیره. البته لازم نیست حتما آخرین مدل که سه لایه شیشه در داخل یه قاب پنجره هستن استفاده کرد. میشه از دو تا پنجره به سبک ایران با فاصله چند سانتیمتر جای یه پنجره نصب کرد استفاده کرد. شاید در ابتدا گرونتر بشه هزینه ساخت ولی در دراز مدت به نفع صاحبخونه میشه.
عایقبندی دیوارها و کف خانه ها.
استفاده از نور طبیعی برای روشنائی با استفاده از پنجره های فراوان که اجازه بدن که منازل و یا محل کار بتونن از نور خورشید در حداکثر ساعات روز استفاده کنن.
استفاده از انرژی خورشیدی برای گرم کردن آب منازل و هتلها در استانهای آفتاب خیز. این کار رو خیلی با هزینه کمی میشه انجام داد و کلی صزفه جوئی میکنه در مصرف انرژی. خوبه که یکی از دانشگاهها یه پژوهشکده بزنه در این رابطه و در کنارش یه کارگاه برای درست کردن و فروش سیستمهای مرتبط با اونا.
استفاده از انرژی باد و توربینهای بادی. پیچیده هستش و وسائلش گرون هستن
لامپهای کم انرژی جایگزین لامپهای قدیمی بشن. فکر کنین اگر در سطح کشور این انجام بشه چه تاثیری داره؟
افزایش وسائل نقلیه عمومی. البته اینو که دیگه همه میدونن
استفاده از چراغهای راهنمائی هوشمند در سر چهار راهها
کاهش قیمت دوچرخه و افزایش امنیت در استفاده از آنها در شهرهای بزرگ. وقتی من ایران بودم یه مدت خواستم با دوچرخه برم اینور اونور. بعد از چند مرتبه تا سرحد مرگ رفتن پشیمون شدم. راننده ها مثل اینکه دوچرخه سوارا رو نمیبینن مخصوصا راننده تاکسیها و مسافرکشها
تعویض شیرهای آب در آشپزخانه، دستشوئی و حمام با اونائی که در مصرف آب صرفه جوئی میکنن
و خیلی راههای دیگه ای که ممنون میشم اگر شماها این لیستو با مواردی که به فکرتون میرسه تکمیل کنین. اسمشم بزاریم مثلا لیست مصرف بهینه انرژی یا لیست مبا

یه سری مسائل هم که فرهنگیه و ما باید خودمون جا بندازیم. کم روشن کردن چراغها در خانه نشانه خسیسی نیست. برای ماشین شستن نباید دو ساعت شیر آب شهری باز باشه. برای ظرف شستن میشه از مقدار کمتری آب استفاده کرد. برای تفریح لازم نیست حتما با ماشین رفت بیرون و دور زد و خیلی چیزای دیگه

البته مسائل دیگه ای هم حتما هستن که من خبر ندارم. مثلا صرفه جوئی انرژی در یک کارخانه چطوری انجام میشه. و یا چیزهائی که از دست ما برنمیاد مثلا جمع کردن تمام پیکانها و جایگزین کردن اونها توسط ماشینهای کم مصرف بطور رایگان. و یا اینکه اجازه دادن به فقط ماشینهائی که مصرف پائین دارن داخل کشور مونتاژ و ساخته بشن. یا استفاده از مشتقات گازبه جای سوخت در اتوبوسها و ماشینهای سواری و حتی قطارها

۵/۰۲/۱۳۸۶

تعطیلات تابستان و باطری خالی


ژوئن، ژولای و آگوست زمانیه که سوئدیها مرخصی تابستونی میگیرن و براشون خیلی مقدسه. با هر چی میشه شوخی کرد اینجا به جز با این مرخصیشون. یعنی به هیچ وجهی حاضر نیستن که دور این تعطیلات رو خط بکشن. حتی مثل اینکه اگر کسیشون بمیره هم برنمیگردن و میگن جنازه رو نگه دارین تا ما بعد از تعطیلات بیایم! حالا ما موندیم و سه طبقه بخش خالی! همه مرخصین بجز من که چون کلی کار دارم فقط یه مرخصی ده روزه رفتم. استاده هفته دیگه از مرخصی میاد و من باید کلی کار بهش تحویل بدم. یعدش هم فقط 10 روز فرصت داریم تا همشو مرور و تصییح کنیم. بعد دوباره میره مسافرت و منم یه هفته بعدش میرم استرالیا. خلاصه توی این 10 روزه بعدی ایشون ماشالا سرحال مام با باطری خالی باس خودمونو بکشیم. حالا تا کی دووم میاره آدم که حتی تعطیلات آخر هفته هم بیاد سر کار و کار کنه خدا میدونه. حالا خدا کنه این باطریه تا آخر امسال بکشه بعدش هر بلائی که سرش خواست بیاد بیاد

۵/۰۱/۱۳۸۶

همسایه های مزاحم

ما توی محله ای زندگی میکنیم که خارجی زیاد هست. مثلا توی ساختمون ما که شش خانواده زندگی میکنن، 4 تاشون خارجین. یکی ما، یه خانواده از ویتنام، یکی از عراق و یکی هم از سودان. توی همین ساختمون آدم کلی از اختلافات بین فرهنگهای مختلف رو میبینه. مثلا این خانواده عراقی که چند تا بچه دارن وقتی با هم حرف میزنن فکر میکنی که دارن دعوا میکنن با هم! معمولا هر جای ساختمون بری صدای اینا میاد. هفته ای هم چند بار دعوا و بزن بزن میشه بین بچه ها که دیگه تا توی کوچه صداشون میره. یه بارهم روز تعطیل بچشونو از خونه انداختن بیرون. بچه حدود یک ساعت ونگ زد بیرون در تا فکر کنم بالاخره از ترس پلیس بچه رو اوردن تو. زنه خانواده هم که مثل ابلهاست. هم من و هم همسرم چند بار بهش سلام کردیم و جواب نداده. ما هم دیگه وقتی میبینیمش تحویلش نمیگیریم. شاید فکر میکنه که عراقیها الان هر بلائی که سرشون میاد سرایرانیهاست حتما. اینا هم مثل اینکه دائی جان ناپلئون دارن که همه چیز رو زیر سر یه کشوری میدونن
خانواده سودانیه آروم هستن. یه عطری به خودشون میزنن که مثل بوی صابون ولی 10 برابر قویتر میمونه. همیشه هم پرده های خونشون کشیدست و روز و شب نداره
خانواده ویتنامیه هم که ما بالاخره نفهمیدیم چند نفرند! از 5 نفر تا 10 نفر متغیرن و بچه هاشون همش در حال شکلات خوردن و آشغالاشو زمین انداختن هستن
همسایه روبروئی هم که سوئدیه توی خونش یه شرکت موزیک داره و توی خونه تمرین میکرد. بعضی اوقات هم مثلا ساعت 11 شب یارو قاط میزنه میبینی صدای گیتار و ارگ میاد. مام چند مرتبه زنگ زدیم و مامور ساختمون اومد و بهشون اخطار داد. بعد از اخطارا دیگه صدا ازشون در نمیاد و اگر هم بخوان تمرین کنن قبل از ساعت 11 شب تموم میکنن. مثل اینکه اگر 3 تا اخطار بگیرن باید خونه رو پس بدن به شرکت و پیدا کردن خونه توی این شهر خیلی سخته بنابراین دیگه حواسشون هست
توی ساختمونای مجاور هم یه سری عراقی هستن. حالا میگین از کجا میدونی؟ با این دلائل: داد زدن موقع صحبت کردن با هم، اومدن توی ایوان و با تلفن داد زدن یعنی صحبت کردن، نصفه شب مست اومدن خونه همدیگه و آهنگ ماشین رو تا آخر بلند کردن، کتک زدن زن و بچه و انداختنشون توی خیابان، پسرا ماشالا بازوهای ستبر و دخترا 20-10 کیلو اضافه وزن و چند تا دلیل دیگه
بابا عجب پست خاله زنکی شد این

۴/۳۱/۱۳۸۶

خیاطی اینترنتی


یکی از اقوام همسرم کارش خیاطیه و در یه شهر کوچیک زندگی میکنه. شوهرش یه کارمند ساده ست و این خانم با زحمت شبانه روزی دو تا بچه دانشجو در شهرهای دیگه داره و یه دخترش رو هم به آبرومندی عروس کرده. هرکس که از نزدیکان میخواد عروسی کنه لباس عروسیشو ایشون با هزینه خیلی کمی میدوزه. وقتی که ما میریم ایران با ترس و لرز یکی دوتا مجله مدل لباس براش میبریم که خیلی ارزشمنده براش. خیاطای رقیب هم با کلک همیشه سعی میکنن که اینا رو از دستش در بیارن مثلا با فرستادن دوست و آشنا و درخواست برای قرض گرفتن اونا
بگذریم، وقتی ما اومدیم سوئد و دیدیم که این قیمت خیاطی لباسا چقدر گرونه به این فکر افتادم که کاشکی میشد از اینجا براش سفارش گرفت و وقتی تکمیل شد بفرسته اینجا و ما هم بعدا پولشو براش بفرستیم. با خودم گفتم بابا با این پست اونجا مگه میشه. دیر میشه یا گم میشه و هزار تا مشکل هست و دیگه به این قضیه فکر نکردم
امروز توی یکی از سایتهای سوئدی دیدم که بابا سفارش لباس از طریق اینترنت چقدر شایع شده! کلی سایت هست که از شما نوع پارچه، رنگش و مدلشو میگیرن و بعد بهت یاد میدن که چطوری سایزتو بگیری و براشون بفرستی. اینا رو میتونی در پروفایلت هم ذخیره کنی برای استفاده های بعدی. قیمتش هم اندازه خرید همون پیراهن از هنس مائوریس توی اینجاست. پیراهن از خیاطی به اون قیمت واقعا شاهکاره. تازه بعضیهاشون شلوار هم میدوزن. کراوات هم دارن
وقتی دنبال این میگردی که خیاطا کجان جالب میشه: سری لانکا، استونی، تایلند و از همین کشورهائی که دستمزد کارگر حرفه ای پائینه. البته لازمه این کار داشتن یه سیستم پست حسابی و بانک الکترونیکی هستش. در این سایت که قیمتش از همه جا پائین تره میبینین که به تمام زبانهای مردم پولدار دنیا ترجمه شده و اونا میتونن با پول رایج خودشون خرید کنن

خدا کنه که یه سری از هموطنا که پتانسیلشو دارن هم به این فکر بیفتن. مطمئنم که دوختن بهترین پیراهن با پارچه خوب در ایران از چهل هزار تومن ارزونتر در میاد برای خیاطش . میارزه اگر کسی اینکار رو کنه.
البته راز موفقیت داشتن خطا در حد صفر هستش. اگر یکبار اشتباه کنی و کیفیت در اون حدی که قول دادی نباشه باید ول کنی بری دنبال کار دیگه

۴/۲۷/۱۳۸۶

فوتبال


خیلی زور داره که میخوای بازی تیم ملی فوتبال ایران با مالزی رو ببینی ولی بهترین چیزی که گیرت میاد اینه. آخه به اینم میگن انصاف؟

افتتاح پروژه

در چند ماه اخیر در کنار مسیری که من هر روز چند بار میرم و میام با دوچرخه، دو تا پل درست شده که یکیش خیلی بزرگه و نزدیک به یکسال طول کشید تا تموم شد. نکته جالب اینه که برای هیچ کدوم مراسم افتتاح نگرفتن! شب رد میشدی جلوشون مانع بود که کسی رد نشه. فردا که رد میشدم دیدم بازه و مردم دارن ازش استفاده میکنن. تو دلم گفتم بابا این سوئدیها مثل اینکه یه چیزیشون میشه. مراسم افتتاحی میگرفتن، از یه عده که پول هم برای کارشون گرفتن تقدیر میکردن و سکه طلا میدادن، به یه عده هم غذای مفتی میدادن! چه اشکالی داره مگه؟ تازه اگر پروژه و چیزی که ساخته بودن بعد از 2-1 سال هم خراب شد میتونن تعمیرش کنن و دوباره افتتاحش کنن و دوباره مراسم بگیرن. عجب آدمای بخیلی هستن اینا

۴/۲۱/۱۳۸۶

وبگردی، بنزین و جودو

یه ارتباط مستقیمی بین گرفتاری من و وبگردیم وجود داره. هر وقت گرفتار ترم وبگردیم هم بیشتر میشه! البته مثل اینکه خیلیها دچار این مشکل هستن.
این روزا همه راجع به سهمیه بندی بنزین مینویسن. اینجا هم که بنزین سهمیه بندی نیست ولی اینقدر گرونه که آدم هر وقت میخواد ماشینو تکون بده کلی حساب کتاب میکنه. ما که فقط برای خرید بزرگ آخر هفته اونم هفته در میون ماشینو در میاریم. ماهی یکی دو بار هم بریم مهمونی باهاش. هر ماه هم حدود 40 لیتر بنزین میزنیم. حالا نمیدونم کسیکه تهران زندگی میکنه با 100 لیتر در ماه چکار میتونه بکنه. اینجا حداقل وسایل نقلیه عمومی خیلی خوب و منظم کار میکنن. چند وقت پیش همسرم برای یه دوره آموزشی باید میرفت یه شهر دیگه ولی بدلیل بارندگی قسمتهائی از مسیر رفته بود زیر آب. قطار حرکت کرد با کمی تاخیر و تا مقصد دو مرتبه مسافرا از قطار پیاده شدن و با اتوبوس برده شدن ایستگاه بعدی و بقیه مسیر رو با قطار رفتن تا رسیدن به مقصد. دیر رسید ولی بالاخره رسید و قطار رو کنسل نکردن! یاد یه بار افتادم که از مشهد میخواستم برم شیراز و امتحان هم داشتم. بدلیل وضع هوا 2-1 تا مسیر کنسل شد ولی دیگه جائی برای ماها در نظر نگرفتن و همه به امان خدا ول شدن. بالاخره خودمون از طریق یه آژانس و بکمک آشنا بلیط گرفتیم و خودمونو رسوندیم شیراز
دوباره بعد از نزدیک 2 ماه تمرین جودو رو شروع کردم. هفته پیش برای اولین بار که تمرین کردم موقع مبارزه ازهمه تقریبا خوردم! پریروز بالاخره یکیو زدم ولی از بقیه خوردم. حالا امشب هم تمرین دارم ببینم چی میشه. دفعه پیش یه پسره که کمربند زرد داشت و فکر کنم 15 سالش بود آنچنان ما رو آویزون کرد که خودم باورم نمیشد. بعضی از این سوئدیها هم خیلی خرزور میشن
یکی از بچه های تمرین جودو هم دیدم روی سینش کلی جوش داره. گفتم آبله مرغون گرفتی گفت نه سوریازیس دارم. فکر کردم حالا در ایران مردم همه بیماریهاشونو مخفی میکنن و هیچکس بیماریهاشو به بقیه نمیگه. بیمار بودن که خجالت نداره. نشاندهنده ضعف و ناتوانی هم نیست

۴/۰۱/۱۳۸۶

اداره بیماری دیابت


یک متن ساده از سایت مایو کلینیک راجع به اثر شیوه زندگی روزمره روی میزان گلوکز خون

مسافرت


برای چند روزی به اتفاق همسرم رفته بودیم مسافرت. تصمیم هم گرفتم که اونجا اینترنت بازی نکنم. وقتی برگشتم و ایمیلامو چک کردم فکر نمیکردم اینهمه زیاد باشن. اخبار رو هم چک نکرده بودم و وقتی برگشتم دیدم خوشبختانه همه چیز سره جاشه

حالا یه سری مسائل جالب از نظر من در ارتباط با این سفر
از شرکت ارزان رابان ایر بلیط گرفتیم. قیمتاش خیلی ارزونه نسبت به بقیه شرکتها ولی معمولا فرودگاههاشون از شهرها خیلی دورن که باید هزینه رفت و امد به شهرها رو هم حساب کرد. اگر کمی پول بیشتری داد میشه کارت پرواز با اولویت گرفت که معنیش زودتر به هواپیما سوار شدن و جای بهتر گرفتنه!چون برعکس شرکتهای دیگه اینا شماره صندلی روی کارت ندارن و اگر آدم دیر بیاد شاید دو تا جا کنار هم خالی نباشه. خلاصه موقع پرواز به مقصد دو خانواده ایرانی هم توی مسافرا بودن به تعداد شش نفر. یکی از اینها کارت اولویت دار گرفته بود و زودتر سوار شد. وقتی ما رفتیم بالا دیدم اون خانم مثل شیر دو ردیف صندلی رو گرفته و نمیذاره کسی بشینه و میگه رزرو شده! هرکی هم که رد میشد به خانم چپ چپ نگاه میکرد. من که اگر آخر هواپیما هم میشستم حاضر نبودم چنین کاری کنم. بالاخره ماها عادت داریم که همه جا زنبیل بذاریم حتی در هواپیما
موقع برگشت هم یه خانواده چهار نفره ایتالیائی که جلوی ما بودن دو ردیف صندلی رو اشغال کردن و خیلی جالب سر و ته ردیف نشستن طوریکه صندلی وسطشون خالی بود! و دیگه کسی کنارشون نشست. شاید حال میکردن که روی سه تا صندلی دونفر بشینن. البته مشابهات ایرانیا با ایتالیا خیلی زیاده منجمله رانندگی! احترام به قوانین! وغیره

۳/۱۵/۱۳۸۶

Paper Shredder


این دستگاههائی که کاغذا روریز میکنن حتما دیدین. توی بخش ما که با اطلاعات مریضا سرو کار داریم حتما باید کاغذهائی که روشون اطلاعات راجع به مریضا هست رو توی دستگاه ریخته و از بین ببریم. در تسخیر سفارت آمریکا هم اونا کلی مدارکشونو با این روش از بین بردن که دانشجوها تونستن اونا رو احیا کنن
بنظرم اومد که باید عملی باشه که یه دانشجوی کامپیوتر برای پروژه تزش بیاد یه نرم افزاردرست کنه که بتونه این کار رو بطور اتوماتیک انجام بده. فقط یکی باید این کاغذها رو اسکن و وارد کامپیوتر کنه. نرم افزار باید لبه های باریکه های کاغذا رو شناسائی و ثبت و بعد به هم مرتبط کنه. فکر کنم الان احسان در سه سوت برنامشو در 10 خط بنویسه! /ا

۳/۱۴/۱۳۸۶

ویندوز live writer

با این تست میخواستم
Windows live writer
رو که دکتر مزیدی و علیرضا معرفی کرده بودن آزمایش کنم. تا اینجاش که جالبه و با ورژن جدید بلاگر هم خوب کار میکنه. یه عکس هم بذارم توی پستم ببینم چطوری میشه؟ 
فقط نفهمیدم چطوری میشه لیبل برای پستها تعریف کرد. از رفقا کسی میدونه؟

P

M

N

O

R

Q

۳/۱۲/۱۳۸۶

جوک، لطیفه، هرچی اسمشو میذارین

آیا تا حالا فکر کردین که جوکهائی که آدمای درسخونده میگن فقط برای خوداشون خنده داره؟ البته استثناهائی هم هست ولی آدم هر چی درس بیشتر میخونه جوکهاشم فقط برای افرادی مثل خودش با مزه میشن. مثالش جوکهای پزشکی هستش که ماها بیشتر خندمون میگیره
اینم یه کاریکاتور در این زمینه از صفحه مورد علاقه من

موبایلهای آینده

تا حالا فکر کردین که در آینده موبایلها چه شکلی میشن و چه قابلیتهائی پیدا میکنن؟ البته شرکت مخابرات داره کارخونه موبایل سازی میسازه که در سال 2012 میخواد به بهره برداری برسه. حالا ببینیم تا اون کارخونه وطنی شروع به ساخت موبایل کنه در جهان چه ایده های جدیدی به ثمر میشینن
موبایلی که کلش بصورت یه صفحه نمایش با حسگر تماسی خواهد بود
موبایلی که بصورت پروژکشن صفحه کلیدش رو نمایش میده
موبایل قابل انعطاف که بطورت دستبند دور مچ قرار میگیرد
موبایل بزرگی که میشه ازش بعنوان چماق و دفاع شخصی استفاده کرد
نظر سوئدیها راجع به موبایلهای آینده

۳/۱۱/۱۳۸۶

تعمیر ماشین

ما چند وقت پیش یه اصرار همسرم رفتیم یه ماشین عتیقه مدل 94 خریدیم. اول میخواستیم یه ماشین کوچیک بخریم که کم مصرف باشه ولی یه موقعیت خوبی پیش اومد و این ماشین رو به قیمت پائینتر از بازار خریدیم. همون اول حدود یک سوم قیمت ماشین دادیم برای بیمه! هفته دیگه هم باید برای معاینه ببریمش که برای ماشینهای قدیمی مثل کابوس میمونه چون قبول شدنش سخته. خلاصه قبل از معاینه گفتم ببرم پهلوی یه آشنائی که گاراژ داره و کارش خیلی درسته منم بهش اعتماد دارم. گاراژای سوئدی که خیلی گرون میگیرن. نمایندگی هم که دیگه نگو. خلاصه بردیم اونجا و گفتن که واشر روغنش خرابه و روغن میده منم گفتم که درستش کنن. قیمتش هم معقول بود. خلاصه بردیم ماشینو خوابوندیم و 2 روزه بعد که دیروز باشه رفتم بگیرم و آقا اصلان که صاحب اونجاست گفت که شانس اوردم و وقتی اونا میخواستن ماشینو بیارن بیرون از گاراژ ترمز زیر پا خالی کرده و وقتی کاپوت رو زدن بالا دیدن لوله روغن ترمز بدلیل پیری و سالمندی! پوسیده بوده و پاره شده. خلاصه شانس اوردیم که توی جاده اینطوی نشد وگرنه فاتحمون خونده شده بود. وقتی هم که گفت هزینش چقدر شده میخواستم ماشینو بذارم همونجا و فرار کنم! البته میدونم که خیلی ازجاهای دیگه ارزونتر تموم شد برام ولی برای همین مشکل حدود 20 درصد قیمت ماشین پول دادم. حالا البته خدا رو شکر میکنم که وسط جاده اینطور نشد وگرنه معلوم نبود چه بلائی سرمون میومد

مونیتورینگ 24 ساعته قند خون

این دستگاه از شرکت دکسکوم میتونه بطور مداوم قند خون رو اندازه گیری و ذخیره کنه و در آخر بصورت یه منحنی نشون بده که خیلی کار برنامه ریزی برای تجویز انسولین و درمانهای دیگه رو آسون تر و نیز دقیقتر میکنه

۳/۰۶/۱۳۸۶

دنیای وارکرافت و تومور مغزی


خیلی جالب بود وقتی خوندم که شرکت بلیزارد که بازی دنیای وارکرافت رو درست کرده آخرین آرزوی عزرا چاترتون که مبتلا به تومور مغزی هست رو برآورده کرده. اوبعد از توری که در شرکت بلیزارد داشته پهلوی یکی از طراحان شرکت میره و اون براش یه کاراکتر منحصر بفرد لول 70 با یک کمان اختصاصی طراحی میکنه. بعلاوه یک کوئست هم اختصاصی به نام اون طراحی میکنن و توی بازی قرار میدن
لینک خبر

و اگرعلاقه به سری کارتونهای ساوت پارک داشته باشین اینم قسمت جالبیه که اونا در باره دنیای وارکرافت درست کردن. خیلی خنده داره

۳/۰۵/۱۳۸۶

لینکهای پراکنده و جالب

یه سری مطلب جالب برای من که فکر کردم شما هم بدتون نیاد
- تفنگ برای بازی با کنسول ویی از شرکت نینتندو
- روش آموزشی خلبانان نظامی ناتو با استفاده از سیمولاتورهای تحت شبکه
- استفاده از نانوتکنولوژی برای درست کردن موادی از فولاد محکمتر ولی سبک با استفاده از کربن
- اگر ایده های جالبی دارین و میتونین نقاشی هم بکشین با استفاده از این سایت بازی بسازید و در معرض قضاوت دیگران بذارین. من هم که هیچکدوم از این شرایط رو ندارم فقط آدرسشو برای شما میذارم
- اگر خواستین کنسول نینتندو ویی بخرین و دنبال دلیل همسرپسند میگردین این سایت رو به ایشون نشون بدین: اثر ویی روی کاهش وزن و بهبود سلامتی
- ابزاری برای ساده کردن طراحی صفحات اینترنتی

۳/۰۴/۱۳۸۶

فیلم پالپ فیکشن در 30 ثانیه

اینهم یه فلش جالب با عنوان فیلم پالپ فیکشن در 30 ثانیه. امیدوارم طرفدارای این فیلم البته بهشون بر نخوره

۳/۰۳/۱۳۸۶

تهوع و استفراغ در حین شیمی درمانی

بهترین راه برای جلوگیری از تهوع و استفراغ هنگام شیمی درمانی پیشگیری از ایجاد آنهاست. یعنی پیشگیری بهتر و موثرتر از درمان است
در این متن بطور ساده افراد در معرض خطر و نیز اقداماتی که از جانب پزشک باید انجام بگیرد توضیح داده شده اند

۳/۰۲/۱۳۸۶

MIE2008, Göteborg


قابل توجه همکاران محترم. اگر فکر میکنین که یه طرحی توی فکرتون هست که در ارتباط با مدیکال انفورماتیک هستش و یا تزپایان تحصیلتون در این موردهستش تبدیل به یه مقاله انگلیسی کنین و اینجا بفرستینش. اگر هم خواستین به من ایمیل بزنین تا از ایده و داده های شما یه مقاله بنویسیم وبفرستیم. اسم شما درمقاله نفراول خواهد بود

رنگ میز

رنگ میز محل کارم یادم رفته! اگر گفتین چرا؟

۳/۰۱/۱۳۸۶

کریتریای تشخیصی زندگی نباتی


یکی از موقعیتهای پیچیده در پزشکی تشخیص زندگی نباتی هستش. این وضعیت دارای یکسری کریتریا نظیر بی اختیاری ادرار و مدفوع میباشد. در این متن ابتدا با یک مثال آشنا شده و بعد کریتریای زندگی نباتی توضیح داده میشود
منبع از ای ام ای

۲/۲۹/۱۳۸۶

صدای عضلات و تشخیص بیماریها

محققان تونستن با استفاده از تجزیه و تحلیل صدای عضلات برخی بیماریهای عصب-عضله و نیز آسیبهای وارد شده به عضلات رو تشخیص بدن. این روش در گروه روشهای تشخیصی غیر تهاجمی قرار میگیره
منبع خبر

۲/۲۵/۱۳۸۶

اردوی جوجیتسو


من هر وقت بتونم جوجیتسو هم تمرین میکنم. حداقل هفته ای یک بار و حداکثر دو بار. با یه شهریه ای که برای جودو در هر ترم میدم میشه جوجیتسو هم تمرین کرد. مربیمون یه استاد نورولوژیه که در بیمارستان خودمون کار میکنه به نام اولوف. این سبکی که ما کار میکنیم اسمش دوروال جوجیتسو هستش که یکی از شاخه های جوجیتسوست که در اون خشونت کمتری هست و از ضربه زدن خبری نیست. بوجود آورنده این سبک کرت دوروال هستش که بیش از هشتاد سال سن داره و این هفته در شهر ما یه اردوی دو روزه گذاشته بود. مربیمون به منم گفت که اگر میخوام منم میتونم شرکت کنم. منم از خدا خواسته رفتم! گفتم این آقای کورت حتما میاد میشینه و فقط نگاه میکنه منم کتابی که اون نوشته و من خریدم میدم امضا کنه. وقتی رفتم دیدم بابا من از همه کمربندم پائین تره و بعد از من کمترین کمربند آبی هستش که بعدش قهوه ایه بعد سیاه. خود کرت هم که کمربند قرمز داره و در اسکاندیناوی از همه بالاتره. قرمز یعنی کمربند سیاه دان 10! خلاصه رفتم پهلوش دیدم عجب آدم با معرفتیه. برای امضا بهش گفتم اسمم امیر و گفت ایرانی هستی و بعد گفت خیلی ایرانی میشناسه تو سوئد. بعد که تمرین شروع شد دیدم بابا عجب کارش درسته. خستگی حالیش نیست و به جرات میتونم بگم که از پس همه کمربند مشکیها هم میتونست دربیاد. گفتم با خودم که معنی عاقبت بخیر شدن حتما همینه که آدم تا هشتاد و چند سالگی هنوز سرحال باشه و سالم
من البته فقط روز اول تمرین کردم و تا الان هنوزم ساعدهام درد میکنن

۲/۲۰/۱۳۸۶

Yahoo photo بسته شدن

یاهو میخواد سرویس اشتراک عکسشو به نام یاهو فتو ببنده. قراره ماه دیگه یاهو به دهها میلیون کاربر این سرویس اطلاع بده که باید عکسهاشونو به سرویس دیگه یاهو یعنی فلیکر و یا حتی سرویسهای رقیب -اگر خواستن- منتقل کنن

منبع: رویتر

۲/۱۸/۱۳۸۶

مسابقه جودوی استانی

این دوشنبه مسابقات جودوی استان ما بود و جودوکارها از چند تا شهر و کلوب مجاور اومده بودن. منم چونکه میزبان کلوب ما بود قول داده بودم به عنوان ثبت کننده امتیازات و کنترل اسکوربرد همکاری کنم. دو هفته پیش هم یه کورس داشتیم به مدت 3 ساعت که چطوری با نرم افزارش کار کنیم و نتایج رو چطوری ثبت کنیم.
خلاصه روز مسابقه از ساعت 9 تا 5 بعد از ظهر درگیر بودیم. نرم افزار رو یکی از مربیهای ما نوشته و همچنان از همون کامپیوتر اولیه 15 سال پیش با سیستم عامل ویندوز 3.1 استفاده میکنه. یه صفحه کلید هم درست کرده که فقط کلیدهای ضروری رو داره و بقیه کلیدها رو در اورده. خلاصه اولش سخت بود و چند بار هم اشتباه کردم ولی هر بار سرداور میومد و کمک میکرد و اشکال رو درست میکردیم. نه دعوائی و نه اینکه بابا بلد نیستین برین بوق بزنین! و از این حرفها. دو مرتبه هم کامپیوتره هنگ کرد که یه بارش مسابقه شروع نشده بود هنوز و مسابقه بعدی رو شروع نکردن تا کامپیوتر ریبوت شد ولی بار دوم وسط مسابقه بود. تا اینجوری شد به داور گفتم و مسابقه رو نگه داشت و پرسیدیم حالا چکار کنیم که حرفمون تموم نشده برگشتیم به دوران 15 سال پیش! دو تا کرونومتر و در صفحه امتیازات گذاشتن و مربیمون هم مشغول ور رفتن با کامپیوتره شد و برای مسابقه بعدی راه افتاد دوباره
باشگاه ما هم وضعش بد نبود و چند تائی مدال اورد. اونجا جالب بود که میشد سبکهای باشگاههای مختلف رو دید. باشگاه ما روی سرعت و تکنیک تکیه داره و یه باشگاه دیگه در نورشوپینگ که خوب مدال اوردن روی قدرت. مسابقه های بین ما و اونا رو هم بیشتر اونا بردن. خوب حالا سرعت بهتره یا قدرت؟ شما بگین

۲/۱۳/۱۳۸۶

لینکهائی برای اوبونتو و پی اچ دی کمیک

اینهم تمام لینکهای بدرد بخور برای یادگیری سیستم عامل مبتنی بر لینوکس اوبونتو

و یک کمیک زیبا راجع به زندگی دانشجویان پی اچ دی از سایت مورد علاقه من


۲/۱۱/۱۳۸۶

دستور ساخت روبوت و اوبونتو

اگر علاقمند به درست کردن روبوت هستین این سایت دستور ساخت چند تاشونو داره. در ضمن کلی مطالب جالب و یه انجمن هم راجع به روبوت توش هست. وقتی رژیستر کردم نوشته بود روبوت مورد علاقتون چیه و من نوشتم ماروین! آندروئید پارانوئید داستانی از داگلاس آدامز.

اینم یه خبر جالب که کمپانی دل میخواد در بعضی از کامپیوتراش از سیستم عامل مبتنی بر لینوکس اوبونتو استفاده کنه. یه پیروزی برای اوپن سورسیها

۲/۱۰/۱۳۸۶

آهنگ ورزش باستانی

ازرفقا کسی میتونه یه کمکی به من کنه برای پیدا کردن چند تا آهنگ ورزش باستانی؟ جالبه که چنین چیزی که ورزش ایرانی و اصیل هست و جزو ورزشهای رزمی هم حساب میشه توی نت زیاد نمیشه ازش چیزی پیدا کرد. حالا تا دلتون بخواد از این ورزشهای عجیب غریب برزیلی و ... میشه پیدا کرد

۲/۰۷/۱۳۸۶

محبوبترین سیستمهای عامل لینوکس


پنج تا از محبوبترین سیستمهای عامل لینوکس به انتخاب مجله آی دی جی عبارتند از
Ubuntu
OpenSUSE
Fedora
Debian
Mandriva

من خودم اگر یه کامپیوتر کوچیک و ارزون گیر بیارم دلم میخواد روش لینوکس بریزم و تجربه پیدا کنم باهاش. خیلی جالبه که میشه کلی نرم افزار خوب، مجانی و اوپن سورس گیر اورد و از شر ویندوز و این دزدبازاریش خلاص شد. تازه امنیتش هم به پای سیستمهای لینوکس نمیرسه. توی ایران باید یه جوری استفاده ازشون رو باب کرد که به نفع همه هستش

کامپیوتر صد دلاری و صندلی مخصوص بازی


این کامپیوتری که قرار بود با قیمت 100 دلار بیاد بیرون مثل اینکه گرونتر تموم میشه. سازنده این دستگاه اعلام کرد که قیمتش 175 دلار درمیاد و نه 100. همین 175 دلار هم البته خیلی خوبه. البته گفت که با این قیمت از سیستم عامل ویندوز استفاده خواهد کرد. حالا نمیدونم با اینهمه سیستمهای عامل مجانی و خوب مثل اوبونتو چرا از ویندوز میخوان استفاده کنن. البته شاید بخاطر سرمایه گذاری میکروسافت روی این پروژه هستش

خوب اگز اهل بازی هستین اینم یه مبل که وقتی در حال بازی با کامپیوتر هستین هر وقت خواستین یه ماساژی هم شما رو میده. میشه به یه پخش کننده صوتی هم وصلش کرد که ماساژ با ریتم آهنگ انجام بشه. قیمت مدل ساده ترش 3000 کرون حدود 350000 هزار تومان درمیاد

۲/۰۵/۱۳۸۶

بازی پیش بینی ذهن شما


این یک بازیه که میتونه فکر شما رو بخونه. شما باید رقمهای 0 و 1 رو وارد کنین و کامپیوتر عددی که شما در قدم بعدی میخواهید وارد کنید رو پیش بینی میکنه. شما باید رقم رو جوری وارد کنین که برای کامپیوتر غیر قابل پیش بینی باشه یعنی هر چه اتفاقی تر بهتر. اگر فکر میکنین که این یه کلکه اشتباه میکنین و روش استفاده شده در این بازی کاملا علمیه و الهام گرفته شده از تحقیقات شانون و هگلبارگر در دهه 50 در لابراتوار شرکت بل هستش. اینطور که میگن ماشینهائی که اینها طراحی کرده بودن بر اساس تئوریهاشون در مقابل هم مسابقه میدن و ماشین شانون با نتیجه نزدیک 55 به 45 برنده میشه. البته از ماشین منظورم ماشین مسابقه نیست! بلکه در اصل اینا برنامه هائی بودن که بر اساس الگوریتم این محققا کار میکردن
این لینک بازیه و این توضیحاتی راجه به متدولوژی استفاده شده و اینم پرزنتیشن کسیه که این بازیو نوشته
اگر تونستین ببرین این بازیو به من بگین چون بعد از 2 مرتبه بازی هر دو بار رو من باختم

تصویر سمت چپ هم کلاود شانون رو نشون میده با موش الکترومکانیکی به نام تزئوس که درست کرده بود. این موش میتونست خودش از این هزارتو! بیاد بیرون و از اولین تجریبات بشر در حیطه هوش مصنوعی بود

۲/۰۳/۱۳۸۶

مرکز تحقیقات بیومدیسین بارسلونا


عجب عکسی داره. کار ندارم سطح کارشون چطوره ولی عجب جائی کار میکنن اینا! همون ساحل دریاش ما رو کشته
مرکز تحقیقات بیومدیسین بارسلونا

۱/۲۸/۱۳۸۶

استارکرافت 2 و مسابقه طراحی اینتل

اگر مثل من اهل بازیهای کامپیوتری باشید حتما بازی استارکرافت که مال 9 سال پیش هستش یادتونه. البته فکر نکنین که بازی قدیمیه و دیگه کسی بازیش نمیکنه. این بازی هنوزم خیلی طرفدار داره و یه عده بازیش میکنن. حالا یه شایعه میگه که شرکت بلیزارد میخواد قسمت دوم این بازیو تا آخر سال مسیحی بده بیرون
یه مسابقه طراحی هم اینتل برگزار کرده که نفر اول از کره جنوبی و بعدی از فنلاند بوده. طرحهای برگزیده رو میتونین از اینجا ببینین. از مشخصات این طرحها سادگیشون توجه منوجلب کرد

۱/۲۷/۱۳۸۶

ربات تمیز کننده استخر


اینم اختراع جالبیه برای استخردارا. این ربات رو توی استخر ول میکنین و در عرض 60 تا 90 دقیقه استخر رو بطور خودکار از وجود آشغال و جلبک و از این چیزها پاک میکنه.
شرکت سازنده این ربات البته رباتهای نظامی هم درست میکنه و شاید با استفاده از یه تکنولوژی نظامی کاربردهای غیر نظامی پیدا کرده. اینطوری هم از ارتش پول میگیرن و هم از استخردارا! اینجوری سودشون تضمینه

۱/۲۵/۱۳۸۶

قانون، لکس ماریا و اینترنت


از یه مساله توی سوئد که خیلی خوشم میاد و البته توی اروپا هم معروفه احترام به قانونه. قانون برای همه یکسانه و پلیس هم بخوبی وظیفشو دربارش انجام میده. اینجا تا حالا نشده که کسی شنیده باشه که بشه کارغیر قانونی رو با رشوه دادن انجام داد
در حرفه پزشکی هم قوانین خیلی سختی دارن. همسرم دوره مخصوص اخلاق پزشکی اینجا رو گذرونده و از امتحانش میگفت که چندین ساعت طول کشیده و بصورت کتبی و توضیحی بوده. سووالات هم بیشتر بصورت کیس بودن. این دوره برای پزشکای خارجی اجباری هست و همیشه در هرکلاسی 40-30 درصد هم رد میشن
مراجع متفاوتی هم هست برای شکایت از پزشکان که بالاترین و جدی ترینش لکس ماریا نام داره. این اسم هم از یه حادثه که در سال 1937 در استکهلم رخ داد و 4 مریض بخاطر تزریق اشتباهی ماده ضد عفونی کننده بجای بیحس کننده جونشونو از دست دادن گرفته شده. نتیجه تصمیم گیری این مرجع بعد از اتمام هم بدون ذکر اطلاعات مریض در اختیار رسانه ها قرار میگیره
حفظ اسرار بیماران خیلی اهمیت داره و رعایت نکردن اون چه بصورت عمدی و غیر عمدی حتی میتونه پروانه پزشکی یه پزشک رو باطل کنه. چاپ عکس و اطلاعات بیمارا در اینترنت هم که اصلا غیر قابل تصوره. فکر کنم اگر پزشکی اینکارو کنه در اروپا دیگه نتونه کار پزشکی کنه.
من به یکی از همکارا که این قضیه رو خیلی مودبانه گفتم ولی ایشون اونقدر بهش برخورد که فقط کم مونده بود فحش خارمادر بهمون بده. فقط آدم فکر کنه که عکس مادرشو که گواتر داره توی اینترنت ببینه و راجع بیماریش بخونه چقدر ناراحت میشه. اگر آدم در روستا زندگی کنه یعنی از اینترنت خبر نداره؟ آیا حق انسان که نخواد اطلاعات خصوصیشو دیگران بدونن ربطی به شهری یا روستائی بودن آدم داره؟
این یه مقدمه طولانی شد برای نوشتن راجع به رفتار خیلی بده به خانم دندانپزشک با یک مریضش که من بسیار ناراحت شدم از خوندنش. شرحشو از طریق وبلاگ رفیقمون یک پزشک خوندم و نظر خودم رو هم اونجا نوشتم. خیلی ناراحت کنندست که حق و حقوق متقابل پزشک و بیمار کامل معلوم نباشه و پیگیری مسائل اونقدر سخت باشه که آدم صرفنظر کنه.
مساله ای که برای من شخصا وجود داشت تجویزدارو و دوز نامناسب برای یکی از نزدیکان بود که بعد از مدتها که بیمار هنوز شکایت داشت و از پزشک فقط پاسخ من دکترم یا تو رو میشنید وقتی پزشک بالاخره متوجه شد فقط گفت همینه که هست و اگر ناراحتی دکترتو عوض کن. واقعا متاسف شدم وقتی شنیدم و از اون بدتر از اینکه هیچکاری نمیشه کرد احساس بدی بهم دست داد
شاید ماها بعنوان پزشکانی که با دنیای دوروبر توسط اینترنت آشنائی داریم و وجود پزشکانی که مخاطبین و خوانندگان زیادی دارن با شکافتن و بیان این مسائل و ذکر حق و حقوق متقابل پزشک و بیمار و ذکر قوانین موجود کشورمون و نیز قوانین کشورهای دیگه بتونن به کاهش این مشکلات کمک کنن.
من اگر میتونستم یک دفتر با حضور یکسری پزشک قانوندان و وکیل با تجربه در این زمینه که حاضر باشن با دستمزد کم و یا رایگان بطور خیریه کار کنن راه مینداختم. هزینه این دفتر میتونه با کمکهای پزشکان وعلاقه مندان تامین بشه و بدون چشمداشت مادی میشد موارد قانونی رو در ارتباط بین بیمارو پزشک حل کنه. این دفتر میتونه یه صفحه اینترنتی هم به زبانهای مختلف داشته باشه هم برای جذب کمکهای فکری و مادی دیگران و هم جهت اطلاعرسانی

۱/۲۴/۱۳۸۶

ترسهای کودکی

راجع به این قضیه نوشتن هم جالبه. با تشکر از دکتر سینوهه عزیز که ما رو دعوت کرد

از بچه دزد میترسیدم. یادم میاد که میگفتن وقتی میرین اطراف حرم اونجا خیلی مواظب باشین. بچه دزد هست که بچه ها رو میدزدن بعد میبرن توی یه اطاق که دور و ورش آدما با لباس سیاه و نقاب نشستن. هر کس هم یه چاقو دستشه. وسط اطاق هم پنبه ریختن! بعد بچه که هی فرار میکنه و از اینطرف به اونطرف میره بهش چاقو میزنن تا همه خونش در بیاد. بعد با خونش غذا درست میکنن و میخورن! عجب نامردی بود هرکسی که اینو به من گفت. میدونستم کیه میفرستادمش ویزیت پهلوی دکتر دژاوو
ترس بعدیم از مردن بخاطر خفه شدن بود. البته نه توی آب. بلکه اینجوری که توی یه لوله تنگ گیر کنم و نتونم تکون بخورم و اونقدر اونجا بمونم تا بمیرم
ترس بعدیم از دراکولا بود. خیلی بچه بودم که یکی از فامیلا فیلمشو اورد. هرچی به من گفتن نگاه نکن گوش نکردم. البته وسطاش از ترس گوشامو گرفتم و چشمامو با بالشت بستم تا فیلمو نبینم. توی اطاقم هم نرفتم. آخرش همه بی خیال فیلمه شدن و وسطش قطعش کردن

شاید واکنش من الان به ترس بخاطر همون خاطرات زمان بچگیم باشه. باید درستشون کرد و هیچکس هم جز خود آدم نمیتونه اینکار رو کنه. آدم بزرگ میشه و فکر میکنه که دیگه اون ترسا وجود ندارن ولی من فکر میکنم که فقط شکلشون عوض میشن و بصورت دیگری بروز میکنن

پای چپ من، درد و فرانک هربرت

مدتها بود که درد نکشیده بودم. منظورم در فیزیکیه. البته درد دندونپزشکی رو نمیگم. دردی رو که خودم باعث شده باشم و رفته باشم طرفش. قبلا که بچه بودم و دوچرخه سواری میکردم زمین میخوردم و همیشه پر و پام زخمی بودن. حالا دوباره همونطوری شده. وقتی میخواستم جودو رو دوباره شروع کنم از همین دردش میترسیدم. دردی که وقتی آدمو میزنن زمین احساس میکنه، درد دستت وقتی حریف میپیچوندش تا تسلیم بشی. یا احساس خفه شدن که رفقیم که باهاش خیلی تمرین میکنم خیلی توش وارده. ولی شروع کردم. اصلا عادت کردم وقتی از چیزی میترسم برم طرفش. مثل آتیش بازی زمان بچگیم
یکی از داستانهای مورد علاقه من دون هستش اثر فرانک هربرت. هم فیلمشو دیدم، داستانشو خوندم و هم نوار داستانشو به زبان انگلیسی و سوئدی گوش کردم. یه جوری خودم رو نزدیک احساس میکنم به شخصیتهائی توی اون داستان به نام فرمنها که در یه سیاره خشک به نام دون زندگی میکردن. اونا یه نظر خاص راجع به ترس داشتن که اصلشو از کتابش مینویسم. اصلا هم نمیخوام ترجمش کنم. سعی میکنم که این جمله شعار من در زندگی باشه

I must not fear. Fear is the mind-killer. Fear is the little death that brings total obliteration. I will face my fear. I will permit it to pass over me and through me. And when it has gone past I will turn the inner eye to see its path. Where the fear has gone there will be nothing. Only I will remain.

یه پست باید راجع به این فرانک هربرت و آثارش بنویسم. ما که خیلی مخلصشیم

۱/۲۳/۱۳۸۶

هوا چطوره؟


آیا میخواهید هر وقت که خواستین بفهمین هوا چطوره؟ البته نه از نوعی که الان خیلی رایج هستش! منظور من پیش بینی واقعی هوا هست که با این وسیله کوچیک میتونین این کار رو فقط با هزینه 20 دلار انجام بدین

۱/۲۲/۱۳۸۶

اوچی ماتا

یکی از زیباترین فنون جودو همین اوچی ماتا هستش. خیلی تمرینش کردم ولی هنوز نمیتونم اونجوری که میخوام بزنمش. دیشب هم تمرین جودو داشتم و سعی کردم توی مبارزه به حریف بزنم ولی نشد. باید بیشتر تمرین کنم. فکر کنم اشکالم اینه که آروم اجراش میکنم و حریف میفهمه و ازش در میره یا ضدشو میزنه
این کلیپ بسیار زیبا از بهترین اجراهای این فن هستش که توسط آنای ژاپنی در مسابقات آزاد فرانسه در سال 2006 انجام شد. من که ازش خیلی حال کردم

۱/۲۱/۱۳۸۶

تازه های سرطان سینه


پایه برای لپ تاپ


این شرکت یه سری پایه طراحی کرده که کار با لپ تاپ رو وقتی روی میز ازشون استفاده میشه رو راحت میکنن. خیلی زیبا و ساده هستن و حتی وقتی روی مبل یا صندلی نشستیم هم میشه ازشون استفاده کرد

۱/۱۶/۱۳۸۶

کیبورد ریزر پرو و اوپن آفیس 2.2


این کیبورد از کمپانی ریزر جالبه که جا برای وصل کردن آی پاد داره. خوبه برای کسائی که آی پاد دارن و نه ما! قیمتش 130 دلار هستش و در تاریخ 6 آپریل به بازار عرضه میشه
اینم لینک خبر

و رقیب میکروسافت آفیس که کاملا مجانی هست آخرین نسخه اش رو ارائه کرد. بله، اوپن آفیس نسخه 2.2 آمادست و میتونین از اینجا دریافتش کنین.
اگر آدم جستجو و تحقیق کنه برای هر نرم افزاری که باید پول بده میشه یه نسخه مجانی و قابل رقابت پیدا کرد که این اوپن آفیس یکی از اوناست

۱/۱۵/۱۳۸۶

صحنه تیراندازی در فیلم هیت

اگر مثل من به سینما علاقمند باشید و از رابرت دنیرو هم خوشتون بیاد صحنه تیراندازی در خیابان در فیلم هیت از محبوبترین صحنه های سینمائیتونه. صداهای اصلحه ها اونقدر طبیعی هستن که آدم فکر میکنه که صحنه واقعی هستش و یه چند نفری هم موقع تیراندازی کشته شدن
اینو از یوتیوب پیدا کردم و تقدیم میکنم به همه فیلم دوستان

۱/۱۳/۱۳۸۶

سونی و میکروسافت با هم

اینم یه خبر جالب. البته ممکنه که دروغه اول آپریل باشه. شرکت سونی و میکروسافت میخوان با هم یه کنسول مشترک بازی تولید کنن! اینها که تا حالا با هم رقیب سرسخت بودن فکر نمیکنم هیچ وقت چنین کاری کنن. حالا میگن که این خبر رو در کنفرانس خبری مشترک در توکیو و سیاتل اعلام کردن. این وسیله بازی در سال 2009 به بازار عرضه خواهد شد. گفتن که دیگه از کنترلرهای دستی استفاده نخواهند کرد و از سیستم کنترل کننده توسط ذهن استفاده خواهند کرد
من هم مشتاق اومدن چنین سیستمی هستم. البته برای اینکه این سیستمهای جدید مثل پی اس 3 ارزون بشن و ما بتونیم بخریمشون
اصل خبر به زبان سوئدی از آی دی جی

۱/۱۰/۱۳۸۶

چیپهای گرافیکی برای موبایل


این دیگه خیلی خبر جالبی بود. شرکت ای ام دی یه سری تراشه گرافیکی درست کرده برای موبایل. با کمک این تراشه ها تونستن روی یه موبایل پروتوتایپ یه بازی اکس باکس رو اجرا کنن و روی یکی دیگه با کیفیت دی وی دی فیلم تماشا کنن و همزمان بدون افت کیفیت جواب تماس تلفنی هم بدن. این تراشه رو حالا برای فروش پیشنهاد کردن به شرکتهای موبایل ولی معلوم نیست که کدومها میخوان ازش استفاده کنن.
بابا موبایل برای صحبت کردنه اینهمه بلا دیگه چرا سرش میارین؟ اگر کسی بخواد بازی کنه با فیلم نگاه کنه اون اندازه صفحه آخه به چه دردش میخوره و تازه زودهم باطریش تموم میشه. فکر کنم بعدا یه موبایل بیاد که بشه باهاش مسواک زد و یا ریششو تراشید
اصل خبر از فیزورگ

تمیز کردن ترمومتر دهانی

بهتربن راه تمیز کردن ترمومتر دهانی استفاده از آب و صابون هستش. شستشو با آب سرد و سپس خشک کردن آن با دستمال تمیز و یا در معرض هوا قرار دادن آن. ازالکل هم میشه استفاده کرد ولی باید مطمئن شد که روی ترمومتر دیگه الکل باقی نمونده بدلیل اینکه دیگه مزه الکل نده
منبع: مایو کلینیک

۱/۰۹/۱۳۸۶

آی پاد و کاردیولوژی


یه طرح تحقیقاتی با شرکت 149 دانشجوی پزشکی نشون داده که استفاده از آی پاد حاوی صداهای قلبی و گوش کردن مکرر به اونها در تشخیص صداهای قلبی توسط دانشجوها خیلی اثر مثبتی داشته
اصل خبر به اضافه فایلهای صوتی که استفاده شده اند
خیلی جالب میشد اگر دانشگاههای ما هم از وسائل کمک آموزشی استفاده میکردن. فایلهای صوتی یا نرم افزارهای اینتراکتیو در یادگیری صداهای قلبی و ریوی خیلی میتونن مهم باشند

۱/۰۸/۱۳۸۶

پلی استیشن 3 و پیشرفت علم پزشکی


حالا رابطه این دو تا چی میتونه باشه حتما آدم فکر میکنه چون با دستگاه زیاد بازی میکنن مردم مریض میشن و میرن دکتر و روشون آزمایش میشه و نکات جدیدی از رابطه بازیهای تلویزیونی با سلامت کشف میشه
ولی محققین دانشگاه استنفورد یه جور دیگه فکر میکنن. اونا از مردم درخواست کردن که در یه پروژه بهشون کمک کنن. با وصل شدن به یه شبکه از قدرت پردازش بلی استیشن3 استفاده میکنن برای شبیه سازی مولکولی و مطالعه فولدینگ پروتئینها و بیماریهای مرتبط با اونها. تا حالا هم طبق ادعاشون چند تا کشف هم کردن. مصرف انرژی هم که در غرب خیلی مهمه رو هم حساب کردن که به اندازه مصرف دو تا لامپ 100 وات هستش. این امکان هم هست که میزان پیشرفت شبیه سازی رو بصورت گرافیکی مشاهده کرد
اینهم استفاده از ابزار تفریح در علم. حالا بازم بگین اینا بچه بازین
اصل لینک از دانشگاه استانفورد
کشفیات پزشکی توسط این روش

۱/۰۵/۱۳۸۶

پاک کردن یک خاطره خاص و تغییر ساعت رسمی


این عنوان کمی ترسناکه! اگر بشه یه قسمت از حافظه رو برای یه خاطره خاص پاک کرد. البته خوب هم میتونه باشه مثلا برای خاطرات بد و ترسناک. آدم یاد فبلم مردان سیاهپوش میفته که با اون قلم مخصوص حافظه افراد رو پاک میکردن! البته در مورد یک خاطره خاص حتما کار پیچیده تری باید باشه
در هر صورت یک گروه تحقیقاتی این کار رو روی موش انجام داده. شاید هم خاطره ای که پاک کردن خاطره کشته شدن مامان موشه در یک تله بوده. اگر الان روی موش انجام دادن پس تا یه مدت دیگه روی انسانا هم خبرشو میشنویم. البته بدلیل بسیار پیچیده تر بودن مغز انسان شاید به این زودیها نشه. اگر بصورت روتین بشه من حتما در مورد چند تا خاطره باید بهشون یه سری بزنم
اصل خبر

ساعتها هم در اینجا از دیشب عوض شدن. نمیدونم چیزی که در همه جای دنیا انجام میشه و میگن سود دهی داره توی مملکت ما باید بگن بدرد نمیخوره و از نظر علمی ثابت نشده. البته اگر کسی گزارش علمیشو دید که در کشور ما با عدد و رقم ثابت کردن که اینکار ارزشی نداره لطفا توی نت بذاره ما هم بخونیم

۱/۰۲/۱۳۸۶

درگذشت خالق فرترن وتاثیر بازیهای کامپیوتری


شاید قدیمیها هنوز زبان فرترن یادشون باشه. خالق این زبان جان باکوس در سن 82 سالگی در گذشت. تشییع جنازه این عزیز از مقابل بیمارستان ... اوه معذرت میخوام یه لحظه قاطی کردم! او که برنامه نویسی در شرکت آی بی ام بود فرترن رو در دهه پنجاه ابداع کرد. سال 77 جایزه با اهمیت تورینگ رو برد و تا سال 91 هم در آی بی ام کار میکرده
اصل خبر

اینم یه خبر خوب برای ماها که با کامپیوتر دور از چشم همسران عزیز بازی میکنیم. بازیهای کامپیوتری مخصوصا اونائی که مثل تتریس هستن در افرایش فالیتهای مغزی نقش دارن. در آمریکا یه سری از سراهای سالمندان کنسول بازی ویی رو برای سالمندا خریدن که باهاش بازی کنن. نمیدونم شاید هم به اسم اونا خریدن ولی بردن خونه خودشون با بچه هاشون بازی کنن. چرا بقیه باهوش بشن اونا نشن

۱/۰۱/۱۳۸۶

Xbox 360 Elite


اینم یه شایعه راجع به مدل جدید اکس باکس 360 که در تعداد کم تولید میشه و مجهز به هارددیسک 120 گیگا بایتی خواهد بود. ولی تغییر عمده رنگ دستگاه هستش که مشکیه! همه قسمتهای دستگاه حتی دسته بازیشم به رنگ سیاه خواهد بود. البته قیمتش و بقیه تغییرات هنوز معلوم نیست
اصل خبر از انگجت
ما که تو کف همون سفید و ساده ترین مدلش هستیم. رفقا کسی نمیخواد یه اکس باکس 360 خیرات کنه یا عیدی بده؟ اگر دیدین جائی خیرات میکنن بگین مام بیایم

۱۲/۲۹/۱۳۸۵

سال نو مبارک باشد


سال نو رو به همه رفقا و همکارا تبریک میگم. ما که اینجا عید نداریم. الانم که ساعت نزدیک 9 شبه من هنوز سرکارم چون باید فردا یه کاری رو تحویل بدم. همسر عزیزم هم چون قضیه مربوط به درس و کاره اعتراضی نمیکنه. منم اونو مظلوم گیر اوردم. دیروز داشتم بهش میگفتم آدم تو ایران وقتی اینهمه آدم فقیر هست چطور از گلوش میره پائین ماهی پلو بخوره؛ کلی عیدی بده، میوه و آجیل بخره بده مهمونا بخورن! من که راضی نیستم. فکر میکنم بهتره همه اون پول رو ورداره بده برای یه سری بچه بدبخت لباس نو و غذا بخره. البته اینا همش حرفه و وقتی مام برگردیم میشیم مثل بقیه. بی اعتنا به خلق الله و فقط بسنده کردن به اینکه وظیفه ما نیست
امسال فقط از سفره عید آجیل داریم که والدین عزیزم با اینکه گفتم نمیخواهیم چیزی برامون 6 و نیم کیلو آجیل به اضافه دو تا تقویم به اضافه یه کمربند نارنجی! فرستادن. هر سال میگیم چیزی نمیخواهیم ولی 3-2 بار آجیل و خوراکی میفرستن. الان اونقدر زعفران و نبات داریم که نمیتونیم مصرف کنیم. بعضی اوقات هدیه میدیم به رفقا که کلی هم خوشحال میشن. ولی آجیل رو تا آخر میخوریم، به مهمونا هم نمیدیم
در هر صورت برای همه هموطنا سال خوبی بدون جنگ آرزو میکنم

Flash Harddisk


کمپانی فوجیتسو دو مدل لپ تاپ معرفی کرده که دارای فلش هارددیسک هستند. این هارددیسکها از نوع معمولی خیلی سریع تر و بدون صدا هستن. البته قیمتشون هنوز خیلی گرونه. ظرفیت این دو هارددیسک 16 و 32 گیگابیته و به قیمت لپ تاپ به ترتیب 700 و 1200 دلار آمریکا اضافه میکنن! گرونه ولی هر چیزی قیمتشو داره. ولی یکی از رووسای بازاریابی فوجیتسو گفته که در عرض چند سال آینده قیمت اینا به شدت میاد پائین. مثل ام پی 3 پلیر که چقدر قیمتش اومده پائین و ظرفیتش رفته بالا
اصل خبر از داتورمگزین

۱۲/۲۳/۱۳۸۵

اندازه گیری مداوم فشار خون


برای کنترل فشار خون اندازه گیری مداوم در یک پریود زمانی روش بسیار خوبیه. روشی که در حال حاضر استفاده میشه کافی که به دست وصل میشه و بطور متناوب باد میشه و فشار خون ثبت میشه و دوباره از باد خالی میشه. ولی خوب این سیستم اشکالاتی داره نظیر دست و پا گیر بودن سیستم و عدم اندازه گیری فشار خون بین تناوبات اندازه گیری
نانوتکنولوژی این وسط به کمک اومده و در یک تخقیق با استفاده از نانووایرهایی که در عروق کارگذاشته شدن در برابر فشار خون جریان الکتریکی تولید میکنن که با اندازه گیری اونا میشه فشار خون رو ثبت کرد
خبر اصلی رو میتونین از نیوساینتیست بخونین

۱۲/۲۲/۱۳۸۵

گچ گیر, ژنرال و کاشرن


یه آقای دکتر ارتوپدی بود که وبلاگ گچ گیر رو مینوشت خبری دیگه ازش نیست. پستهای خوبی میفرستاد. وقتی به آدرسش وصل شدم نوشت که اصلا چنین آدرسی وجود نداره! فقط وقتی آدم وبلاگشو پاک میکنه این پیغام میاد. از همکارا کسی ازش خبری نداره
قضیه این سردار مفقود شده هم داره پیچیده میشه! آدم فکر میکنه که ایران و آمریکا دارن راجع به دو نفر مختلف حرف میزنن! فقط خدا نکنه الان که آمریکا داره دنبال بهونه سازمان ملل پسند برای حمله به ایران میگرده این آقا بشه یهودای ملت ایران
الان هوا در شهر ما بهاری شده و خیلی قشنگ. بعد از مدتها که همش هوا ابری بود الان یه چند ساعتی میشه آفتاب رو تو آسمون دید
یه فیلم خیلی زیبای ژاپنی دیدم به نام کاشرن از سال 2004 که شدیدا توصیه میکنم. یه فیلم علمی تخیلی که داستانش خیلی به شرائط الان و جنگ آمریکا بر علیه ترور میخورد و اینکه بالاخره آینده این جنگ چی میشه


۱۲/۲۰/۱۳۸۵

یه خبر خوب دیگه

این یکی دوهفته چند تا خبر خوب داشتم که این آخری تکمیلش کرد. مقاله ای که برای یه ژورنال فرستاده بودم قبول شد. حتی یه کامنت هم نداده بودن که کمتر اتفاق میافته و چیزی رو لازم نیست عوض کنم! فقط باید نامه کپی رایت رو امضا و براشون بفرستم و تموم
عنوان مقاله اینه

Predicting Metastasis in Breast Cancer: Comparing ...

۱۲/۱۹/۱۳۸۵

رفیق قدیمی

دیشب بعد از سالها با یکی از رفقای خوب قدیمیم تلفنی صحبت کردم. اینم از خوبیهای وبلاگ داشتن که تا حالا تونستم چند تا از رفقا رو پیدا کنم. این رفیقم خودش هم وبلاگ داره با اسم زیبای شنا در شنزار و خیلی هم خوب مینویسه. ما که مشتری هر روزش هستیم. احسان عزیز سلام وخسته نباشی

انیمیشنهای آموزشی راجع به ژنتیک، بیوشیمی، فیزیولوژی و غیره

یه سایت جالب پیدا کردم برای آموزش ژنتیک و ... بصورت ویدیوئی. اینم آدرسش

۱۲/۱۱/۱۳۸۵

حادثه مرگبار جاده ای

چند روز پیش نزدیک اپسالا دو تا اتوبوس با هم تصادف کردن و 6 نفر کشته و 20 نفر هم سخت زخمی شدن که خیلی سر و صدا کرد. این رقم در سوئد خیلی زیاده و بی سابقه بوده. صبح برف زیاد اومده بوده و جاده رو هنوز خوب تمیز نکرده بودن. نوشته بود که این جاده خیلی حادثه خیزه و از سال 1997 تا 2004 شش تصادف مرگبار اونجا رخ داده! بعد از حادثه در اپسالا پرچمهای سوئد رو به احترام کشته شده ها به حالت نیمه افراشته دراوردن. البته چندی پیش بودجه ای اختصاص داده بودن که مسیر بازسازی بشه و تا سال 2013 بشه از مسیر جدید استفاده کرد. اداره راه در یه گزارش گفته بوده که در این مسیر دید مناسب نیست و حاشیه جاده هم از نظر امنیتی مناسب نیست. البته خیلی از مسافرای این اتوبوسا کمربند ایمنی نبسته بودن که در مسافرتهای بین شهری در اتوبوسها اجباریه
داشتم این آمارا رو با آمارای تصادف در وطن عزیز مقایسه میکردم. از خانواده همسرم در سال گذشته 3 نفر در تصادف کشته شدن. چند سال پیش هم 3 تا از رفقای من در یک حادثه کشته شدن. ولی چه تغییری حاصل شد؟ جاده بجنورد مشهد که من زیاد میرفتم میامدم همچنان کشته میگیره و همه اداره ها میندازن تقصیر همدیگه. این وسط فقط هموطنای عزیزن که کشته میشن. هر دفعه که پدر و مادرم میرن مسافرت تا وقتی که برگردن و من باهاشون صحبت کنم نگرانم که خدائی نکرده بلائی تو جاده سرشون نیامده باشه

۱۲/۰۹/۱۳۸۵

MedInfo 2007, Brisbane, Australia

یه مقاله فرستاده بودم اینجا امروز جواب گرفتم که قبول شده برای ارائه بصورت شفاهی! خیلی خوشحال شدم. 2-1 تا هم رفیق دارم اونجا که اونا رو هم میبینم.
عنوان مقاله اینه
A data minin approach to analyze non-compliance ...
روشی که بکار بردم کمی عجیب غریب بود و تا حالا کسی اینکار رو نکرده و توی گروه وقتی راجعش بحث میکردیم میگفتیم که یا قبول میشه با کامنتهای خوب و یا رد میشه با فحش و ناسزا. خوشبختانه سه تا داوری که خوندن کامنتهای خوبی دادن و یکیشون هم نوشته
Very good work. Reads well!
خوبیش اینه که میتونم توی تزم هم ازش استفاده کنم. قدم بعدی اینه که یه ارزیابی روش انجام بدم و کمی پیاز داغشو زیاد کنم و برای یه ژورنال بفرستم

۱۲/۰۸/۱۳۸۵

روش جدید جهانی آموزش زبان

یه خبر از بازتاب راجع به یه روش جدید در آموزش زبان بدون نیاز به گرامر و با استفاده از زبان مادری که هیچ توضیح دیگری راجع بهش نمیشه داد چون روش متعلق به استرالیاست و تا جهانی نشه محرمانه هستش! عجب جمله بلندی شد ولی خواستم ادبیات خبر حفظ بمونه!
واقعا باید افتخار کرد که اینهمه دانشمند و مخترع داریم و بازتاب هم در صدرهمه خبرگزاریها اونا همه رو اعلام میکنه. خبرهائی مثل کشف فرمول انیشتن توسط یه دختر بچه و یه هواپیما که با خورشید کار میکنه و داروی ضد ایدز و چیزهای دیگه باعث غرور ما همه میشه! فقط لطفا این خبرها به انگلیسی ترجمه نشن تا فرنگیها متوجه نشن و این مغزها رو ندزند

کلاس آمادگی امتحان دستیاری

از همکارا آیا کسی اطلاعاتی راجع به کلاس آمادگی امتحان دستیاری داره؟ ترجیحا در تهران یا مشهد و هزینه اش چقدره و آیا موثر هستش یانه. ممنون میشم از جوابتون

۱۲/۰۷/۱۳۸۵

دیابت و ورزش

ورزش برای کنترل دیابت خوبه چون هم قند خون روکنترل میکنه، هم سلامته قلب رو بالا میبره و هم وزن رو کنترل میکنه. قبول ندارین این مقاله رو از مایو کلینیک بخونین

جایزه اسکار

بالاخره حق به حق دار رسید. بعد از سی سال انتظار و 8 بار کاندید شدن، مارتین اسکورسیزی به حقش رسید. فکر کنم ایندفعه هم فکر نمیکرد که بهش جایزه رو بدن. اون حتی یه سووال هم میپرسه موقع جایزه گرفتن که آیا میشه پاکت نامه رو یه بار دیگه کنترل کنین؟ از اینکه هلن میلر و فورست ویتاکر هم جایزه بهترین هنرپیشه ها رو گرفتن هم خوشحال شدم. اینهفته برای من هفته سینمائی بود. البته بعد از اینکه مجبور شدم هم شنبه صبح و عصر و یکشنبه صبح برم اداره و کار کنم ولی چند تا فیلم خوب هم دیدم
Inside man, Lucky number Sleven, Vampire Hunter (animation)

۱۲/۰۳/۱۳۸۵

کشش عضلات

کشش عضلات کار بسیار لازمی هم قبل و هم بعد از ورزش هستش. یه راهنمای تصویری جالب پیدا کردم از سایت مایو کلینیک که کشش عضلات اصلی رونمایش میده. اینم یه راهنمای دیگه ازقسمت آموزشی سایت کانسپت 2

۱۲/۰۲/۱۳۸۵

خرید دمپائی

یه چیزائی بعضی اوقات یادم میاد که البته کمی هم ناراحت کننده هستن و میگم با خودم که مثلا چرا اینکار رو کردم و یا چرا اینکار رو نکردم. بعضی اوقات به دمپای که از ایران خردیم نگاه میکنم خریدش یادم میاد. دفعه پیش که ایران بودیم روزهای آخر یادم اومد که دمپائی لازم دارم. اینجا هم قیمتش از 200 کرون یا 26 هزار تومان شروع میشه گفتم حتما از ایران بخریم که ارزونتره. خلاصه رفتیم خیابان ولیعصر نزدیک فروشگاه قدس. سر یه نبش یه مغازه بود که کفش نادرهم داشت. رفتیم تو و چند تا جوون بودن که دو تاشون هم مشغول حساب کتاب بودن. دیدیم که کسی نگاه هم بهمون نکرد از جوونتره میون اونا خواستم که دمپائی که توی ویترنه سایزه 43 رو بده بپوشم. گفت میخوای بخری گفتیم بله اگر مناسب بود. وقتی پوشیدم دیدم کمی تنگه گفتم میشه 44 رو بدین. گفت اگر 43 کوچیکه پس 44 حتما خوبه دیگه چرا میخوای امتحان کنی؟ بعدم اگر مطمئنی برم بیارم بپوشی. خلاصه رفت و جعبه کفش رو اورد و همونطوری انداخت جلوم رو زمین. بهم بر خورد راستش. خواستم نخرم بیام بیرون ولی من ابله خریدم. زیاد وقت نداشتم. خلاصه پولشو دادم و فقط به پسره که فکر کنم که شاید 15-14 سالش بود و به ازای هرسال سنش 12-10 کیلو هم وزن داشت گفتم خیلی ممنون از اینکه این وقتتون رو برای من صرف کردین، من واقعا از شما متشکرم. اینو که گفتم اونی که پشت میز بود و سرش توی دفتر دستک اش بود سرشو اورد بالا و به من نگاه کرد. گفتم زود تر برم بیرون تا این برادران غیرتمند یک فصل کتک برای این بی ادبی به من نزدن. خلاصه بعضی اوقات فکر میکنم کاشکی نخریده بودمشون. البته دمپائیه خیلی خوبه و تا حالاهم خوب کار کرده و توی بخش میپوشمشون
البته این مختص به همین برادران نمیشه فکر کنم که تعدادی از فروشنده ها زیاد موودب نبودن با خریداران مخصوصا صاحبها یا مسوولای فروشگاههای معروف. در مشهد میتونم یه شیرینی فروشی در خیابان احمد آباد و یه آجیل فروشی نزدیک سه راه راهنمائی رومثال بزنم. البته اینا مال مدتها پیشن و الان حتما بهتر شدن چون رقبا زیاد تر شدن و مردم هم عاشق چشم و ابروشون نیستن که حتما ازشون خرید کنن

۱۲/۰۱/۱۳۸۵

چای


من اون موقعها هم که مرکز بهداشت روستائی کار میکردم برای اونجا و چند تا پرسنلی که داشتم خودم چای احمد میخریدم و از اون میخوردیم و خوشم هم میامد. دفعه پیش که از ایران اومدیم هرکس از فامیل یه بسته چای احمد و دوغزال بهمون دادن. مدتها ازهمونائی که اورده بودیم دم میکردیم و میخوردیم تا به یه مغازه چای فروشی اینجا آشنا شدیم که فکر کنم 100 جور چائی مختلف داره. یه مقدار که ازش خریدیم دیدیم بابا باید 5 برابر همون چائیهائی که از ایران اوردیم دم کنیم تا همونقدر رنگ بده. حالا نمیدونم قضیه اش چیه که اینهمه اختلاف هست بین اینا. اینجا هم اصلا از این چائیهای احمد و دوغزال خبری نیست. خدا کنه که رنگ مصنوعی قاطیه این چائیهای احمد و دوغزال نیاشه و ضرری برای سلامتی نداشته باشن

۱۱/۲۶/۱۳۸۵

کاشت سبزیجات به سبک الکترولوکس


اینهم یه پروتوتایپ از الکترولوکس برای کاشت سبزیجات در آشپزخانه! از امکاناتش نوردهی در حد مطلوب به سبزیجات ونیز کود دهی به میزان لازم برای بهینه کردن محصوله! حالا با این همه دنگ و فنگ اون سبزی که بیرون میده قیمتش چقدر میشه خدا میدونه. البته فکر کنم با توجه به هزینه ها، اینا بیان سیستم رو بهینه کنن برای کاشت زعفران. وقتی توی نروژبا اون آب و هوا زعفران میکارن چرا هرکس برای خودش تو آشپزخونش نکاره

۱۱/۲۳/۱۳۸۵

میکروروبوت


این صفحه اینترنتی یک گروه پرکار در زمینه میکروروبوت هستش. این روبوتها بسیار کوچکند و بصورت گروهی کار میکنن. از کاربردهاشون هم در پزشکی دستکاری سلولها مثلا جابجائی یا تزریق کردن مواد به اونهاست

۱۱/۲۰/۱۳۸۵

لباس کادر درمانی

امروز سر نهار داشتم یه مجله پزشکی سوئدی رو ورق میزدم که یه مقاله و گزارش راجع به لباس کادر درمانی و دستورالعمل به اضافه نتیجه یه تحقیق مرتبط رو چاپ کرده بود. ازموارد جالبش اینا بودن: باید کلیه لباسها به لباس مخصوص کار عوض بشن. لباسها حتما باید آستین کوتاه باشن و قبل و بعد از معاینه هر مریض دستها با یک محلول ژله ای ضد میکروب تمیز بشن. آخر روز هم باید لباسها رو برای شستشو بفرستن و روز بعد از لباس تمیز استفاده کنن!هرگونه ساعت انگشتر و یا دستبند روهم باید از دست قبل از شروع کار خارج کرد. با انجام این کارها و البته بقیه لیست بلند بالا ثابت کرده بودن که چقدر احتمال انتقال بیماریها کاهش پیدا میکنه

۱۱/۱۷/۱۳۸۵

کورس بیوانفورماتیک

یه کورس 5 واحدی بیوانفورماتیک گرفتم که خیلی کورس جالبیه. یکی از استاداشم که آدم معروفبه از استکهلم میاد. البته این کورسه تکلیفاش یا همون مشقاش! پدرمونو در اورده. با این همه کار هر دفعه سه روز طول میکشه تا همه سووالها رو جواب بدم و بفرستم
یکی از کارهامون بررسی همولوگی بین فیل آفریقائی و آسیائی با ماموت بود. نوشته بود که اطلاعات ژنتیکی ماموت رو از بازمانده هاشون تونستن استخراج کنن
حالا یه سووال داشتم. با اینهمه پیشرفت در کلونینگ چه چیزی باعث شده که نتونن از روی اطلاعات ژنتیکی این موجودات اونا رو دوباره بازسازی کنن. البته کمی مثل فیلم پارک ژوراسیک هستش ولی هیچ چیزی برای آدم انجامش غیر ممکن نیست

۱۱/۱۶/۱۳۸۵

دوچرخه برقی



توی بخش ما یه دانشجوی دکترا هست که خیلی آدم صرفه جو و زحمت کشی هستش. یه خونه خارج شهر داره که برای صرفه جوئی در هزینه همیشه حتی توی برف هم با دوچرخه میره و میاد. سال پیش البته چند هفته بخاطر شکستگی پا خونه استراحت میکرد. این دوچرخه اش برقی هستش و شب که میره خونه وصل میکنه باطریشو به برق و تا دو روز میتونه از شارژش برای رفت و آمد استفاده کنه.
این دوچرخه ها خیلی جالبن. علاوه بر اینکه بی صدا هستن هیچ آلودگی محیط زیست هم ندارن و استفاده ازشون هم ارزون تموم میشه. برای من خیلی عجیبه که با وجود کارخونه های بزرگ دوچرخه و موتور سازی و قیمت ارزون برق چرا این دوچرخه های برقی در ایران وجود ندارن. مثلا اگر کارخونه دوچرخه سازی قوچان با اونهمه عظمتش بیاد از اینا بزنه چه استقبالی میکنن مردم. از نظر قابلیت و قدرت هم خیلی شبیه به همون موتور گازیهای خودمونن فقط نه اونطوری سر و صدا دارن و نه آلودگی محیط زیست. تازه پمپ بنزین هم لازم نیست آدم بره و هر جا یه پریز برق بود میشه شارژش کرد. خیلی دلم میخواست یکی از اینا رو میخریدم

۱۱/۱۱/۱۳۸۵

باغچه سبزیجات


از سرگرمیهای من کاشتن سبزیجات، گوجه و فلفل در ایوان کوچک آپارتمونه. سال پیش که 3 نوع گوجه و 4 نوع فلفل به اضافه دو نوع ریحون کاشتم. البته امسال بدستور همسر باید کمتر بکارم چون دیگه توی ایوون جای راه رفتن نبود. ازجالبترین چیزائی که کاشتم یه فلفل بود به نام هابانرو که تند ترین فلفل دنیاست! وقتی که فصلشون هم تمام میشه چند تاشونو خشک میکنم و تخماشونو در میارم برای سال بعد. یه چند تائی هم گلدون دارم که 2 تا هم درخت وسطشونه! یه دونه پرتقال که رفیقم 4 تا تخمشو کاشت و وقتی سه تاشون در اومدن یکیشو به من داد و یکی هم یه درخته به نام گینکگو که برگاش خاصیت داروئی داره. خیلی دلم میخواد وقتی برمیگردم ایران اینو با خودم بیارم ولی نمیدونم میشه اورد یا نه. آیا از گمرک میشه رد کرد؟ ممنون میشم اگر کسی میدونه بگه بهم. یه گلدون دیگه هم دارم که گیاه آلوورا هستش که اونم خاصیت داروئی داره. مادرزن یکی از رفقام یه گلدونشو بهم داد و گفت که اصلشو 40 سال پیش از اسپانیا اورده
حالا اینم یه راهنما برای درست کردن باغچه سبزیجات که از لابف هکر لینکشو پیدا کردم

۱۱/۱۰/۱۳۸۵

دنیای مجازی گوگل

یک شایعه که خیلی هم داره داغ میشه میگه که گوگل میخواد یه بازی دنیای مجازی مثل زندگی دوم و دنیای وارکرافت راه بندازه. گوگل تمام قابلیتهاشو قبلا داشته و با یه سری شرکت و آدم هم که در این زمینه تجربه دارن تماس گرفته. اگر اونا تصمیم گرفتن که چنین کاری کنن پس حتما موفق میشن البته اگر نتیجه مثل گوگل تاک نشه. شما چی فکر میکنین؟
راستی من یه مدت یه بازی میکردم توی همین زمینه به نام انتروپیا یونیورس که بد پیشرفت نکردم. آواتارم شکارچی بود و مثل خودم هم بی مو! فقط عینک نداشت

۱۱/۰۶/۱۳۸۵

برف و بوران

این هوای اینجا مث اینکه تازه یادش افتاده که زمستونه! 3-2 روزه پیش صبح که داشتم میومدم سر کار با دوچرخه خیلی وحشتناک بود! هوای نزدیک به منفی 15 درجه و برف و بوران! فکر میکردم که از سرما پوست صورتم داره میترکه عینکم که پوشیده از برف. بدون عینک هم که برف مث سوزن میرفت تو چشم. خلاصه وقتی رسیدم بخش باورم نمیشد که اینهمه خوشحال بشم. خوشبختانه وقتی برف میاد شهرداری سریع برف خیابونا و راه دوچرخه ها رو جمع میکنه و شن و نمک میپاشه. اگر اینکارا رو نکنه که شهر فلج میشه

۱۱/۰۳/۱۳۸۵

اندوکرینولوژیست

سلام خدمت رفقا. یه مشکل پیدا شده برای من. کسی یه اندوکرینولوژیست خوب در کرج, تهران یا مشهد سراغ داره؟ یه کسی که حداقل دو دقیقه وقت بذاره جواب سوال مریضشو بده. ممنون میشم اگَر کسی کمک کنه و آدرس و اسمشو برام ای میل کنین

۱۰/۲۶/۱۳۸۵

بلا

مدتیه که همش به خونه و وطن فکر میکنم. از اینکه چه بلائی امکان داره سر هموطنام بیاد ناراحتم. شدیدا فکر میکنم این آمریکائیا یه برنامه خبیثانه ای برامون دارن و ما هم بدون برنامه ریزی و فقط با صحبت کردن داریم بهش نزدیک میشیم. الان فکر میکنم که هر کاری هم بکنیم اینا تا خون ایرونیا رو نریزن ول نمیکنن. عربها هم که از خداشونه. اسرائیلم که در رویا میبینه روزی که اثری از ایران و ایرانی نباشه. الان فکر میکنم آمریکائیها همینطور دارن نیرو و تجهیزات به عراق وارد میکنن یه دلیلی داره. تلفاتی که آمریکا توی عراق میده برای یه اشغال کامل یه کشور دیگه زیاد نیست ولی اینا دارن بزرگش میکنن که نیرو بیارن. بعد شاید به سوریه و بعدش به ایران حمله کنن. خدا اون روز رو نیاره ولی من فکر میکنم احتمالش خیلی زیاده. در مقابل باید کاری کرد که آمریکائیا بدونن که هزینه حمله به ایران خیلی زیاده و خودشونم تلفات زیادی خواهند داد.
یه کلیپ دیدم که دو تا عراقی راجع به اعدام صدام با هم بحث داشتن که بعد به فحاشی و دعوا رسید. بنظر یکی سنی و طرفدار صدام بود و دیگری ضد اون و موافق اعدام صدام. از فحشهائی که موافق صدام میداد به اونیکی اینا بودن که من دهنم باز مونده بود: ایرانی کثیف، ایرانی دروغگو، کفش ایرانی! اینا رو دیگه ما نشنیده بودیم! کفش ایرونی دیگه چه فحشیه؟ بعد از کی تابحال ایرونیا به دروغگوئی و کثیف بودن معروف شدن که توی عراق شده فحش؟
در کل جنگ خیلی بده ولی وقتی صدای طبلشو دم در خونه خودت میشنوی باید آماده باشی

۱۰/۲۱/۱۳۸۵

راهنمای ورزشی برای بیماران مبتلا به دیابت


یه راهنمای جالب به زبان انگلیسی برای بیماران دیابتی. شامل منافع ورزش برای دیابتیکها، اثر تحرک جسمانی روی میزان قند خون و نکات مهمی که باید قبل و بعد از ورزش رعایت کرد

متن به گفتار

یک صفحه با قابلیت تبدیل متن به گفتار با کیفیت خیلی خوب که مثل قبلیها که من دیدم صدا خیلی روبوتی نیست. خوبیش اینه که زبانهای زیادی داره از جمله انگلیسی، فرانسه، آلمانی و حتی سوئدی

۱۰/۱۷/۱۳۸۵

Chan-wook Park

دیروز بالاخره قسمت سوم از تریولوژی انتقام که شاهکار این کارگردان کره ای هست دیدم. سه تا فیلمن که اسماشون هستش


البته اگر کمی قلبتون ضعیفه و نمیتونین صحنه های قطع شدن دست و پا یا خورده شدن هشت پای زنده و در حال حرکت رو ببینین اصلا پیشنهاد نمیشه مگر با حضور یه بزرگتر! داستانا همش درباره انتقام گرفتن و اثرش روی زندگی مردمه. آدمای عادی که برای انتقام گرفتن چه کارانمیکنن و چه بلائی هم سرخودشون و اطرافیانشون نمیارن. البته فکر کنم ماها آخر انتقام گیری هستیم و اگر یکی بگه بالای چشممون ابروست تا همون چششو در نیاریم ولش نمیکنیم. حتما تجربه کردین که اگر مثلا از لباس کسی یا جنس یه فروشنده اشکال بگیرین تا آدمو آتیش نزنن ول نمیکنن. در اینترنت و وبلاگ نویسی هم که مثال فراوونه

تشکر

تشکر فراوان ازرفقا برای راهنمائیشون بخصوص علیرضای عزیز. این عنوان وبلاگ ما هم درست شد و دیگه بین حروف فاصله نیست

۱۰/۱۵/۱۳۸۵

مکاترونیکس در پزشکی

اینو دیگه نشنیده بودم. مکاترونیکس در پزشکی! مثل اینکه کارشون استفاده از روشها و تکنیکهای علم مکانیک و ربوتیک در پزشکی و جراحیه. اینم آدرس یه بخش فعال در این زمینه در دانشگاه امپریال لندن و اینم یه مجله به نام مکاترونیکس با کلی مقاله جالب

۱۰/۱۴/۱۳۸۵

فرمت عنوان وبلاگ

رفقا کسی میدونه چطوری میشه این فاصله ای که بین حروف توی عنوان وبلاگ من هست درست کرد؟ هرکاری کردم نتونستم از قسمت تغییرات در بلاگر درستش کنم ولی دیدم که خیلیا این مشکلو ندارن. از وقتی که رفتم به این سیستم جدید بلاگر اینطوری شد

۱۰/۱۳/۱۳۸۵

معاینه نورولوژی

یه محل جالب برای آموزش معاینه فیزیکی نورولوژی. کاشکی زمان دانشجوئی ما از اینا بود. البته اگر هم بود ما که اینترنت درست حسابی نداشتیم

سال نو

چند شب پیش که اینجا شب سال نو بود ساعت یه ربع به دوازده رفتیم بیرون. هر سال توی همین محله خودمون میمونیم امسال هم گفتیم همینجا خوبه. مردم کم و بیش ترقه بازیو شروع کرده بودن ولی زیاد نبود. نیمه شب که شد یاد زمان جنگ و بمبارانای تهران افتادم که ضد هوائیها میزدن و بقول بچه ها گوجه کباب میکردن! صداشون هنوز تو گوشمه و فکر اینکه آیا امشب بالاخره بمب روی سر کدوم بدبختی میوفته فقط خدا کنه ما نباشیم! آخر خودخواهی! ولی اینجا فقط شادی بود همراه با صدای اونهمه انفجار. البته محله ما محله فقیر نشینه و فشفشه ها کوچولو بودن ولی از اونطرف شهر آتیش بازی خیلی قشنگ معلوم بود. داشتیم آتیش بازی رو با کمی فاصله از جمعیت نگاه میکردیم که یه دفعه یکی از فشفشه ها عوض اینکه بالا بره کجکی اومد طرف ما و نزدیک دو متری ما خورد زمین و شروع کرد به منفجرشدن. من هم که تا حالا فکر میکردم در شرائط خطرناک اصل اول حمایت از همسر عزیز است جلوتر از اون شروع کردم به فرار کردن! این فشفشه هم هی میپرید بالا و منفجر میشد. بعد از اینکه کلی دور شدیم بالاخره وایستادیم . فکر نمیکردم اینهمه جون عزیز باشم! بالاخره آتش بازی تموم شد و رفتیم خونه. بعدا توی روزنامه خوندیم که کسی مجروح نشده بود از آتش بازی فقط یه عده در مرکز شهر که مست کرده بودن افتاده بودن به جون هم و چند تائی زخمی شده بودن! سال بیش ولی یه نفر فشفشه خورده بود به چشمش و کور شده بود بنده خدا

۱۰/۱۱/۱۳۸۵

تعطیلات و مقاله

امثال من از تعطیلاتم استفاده نکرده بودم. قصد سفر به ایران رو داشتیم که متاسفانه بدلیلی مجبور به کنسل کردن بلیطهامون شدیم. دیدم که اگر ازتعطیلاتم استفاده نکنم از بین میرن بنابراین قبل از اتمام سال مرخصی گرفتم و خونه موندم و فقط استراحت. البته یه سفر کوچک هم با همسرم رفتیم ولی بیشتر وقت رو خونه بودیم. بعد از کلی کار دیگه نمیتونستم ادامه بدم و یه استراحت احتیاج بود. از دوم ژانویه هم دوباره میریم سر کار ولی ایندفعه با انرژی! منتظر نتیجه یه مقاله که برای یه ژورنال فرستادم هستم و قرار بود نتیجش قبل از آخر سال بیاد ولی خبری نشد. برام خیلی مهمه که قبول بشه ولی مجلش سطحش بالاست و احتمال رد شدنش هست. البته اگر قبول نشه با کمی تغییرات سریع میفرستمش یه مجله دیگه! ببینیم خدا چی صلاح میدونه