۱۲/۰۲/۱۳۸۵

خرید دمپائی

یه چیزائی بعضی اوقات یادم میاد که البته کمی هم ناراحت کننده هستن و میگم با خودم که مثلا چرا اینکار رو کردم و یا چرا اینکار رو نکردم. بعضی اوقات به دمپای که از ایران خردیم نگاه میکنم خریدش یادم میاد. دفعه پیش که ایران بودیم روزهای آخر یادم اومد که دمپائی لازم دارم. اینجا هم قیمتش از 200 کرون یا 26 هزار تومان شروع میشه گفتم حتما از ایران بخریم که ارزونتره. خلاصه رفتیم خیابان ولیعصر نزدیک فروشگاه قدس. سر یه نبش یه مغازه بود که کفش نادرهم داشت. رفتیم تو و چند تا جوون بودن که دو تاشون هم مشغول حساب کتاب بودن. دیدیم که کسی نگاه هم بهمون نکرد از جوونتره میون اونا خواستم که دمپائی که توی ویترنه سایزه 43 رو بده بپوشم. گفت میخوای بخری گفتیم بله اگر مناسب بود. وقتی پوشیدم دیدم کمی تنگه گفتم میشه 44 رو بدین. گفت اگر 43 کوچیکه پس 44 حتما خوبه دیگه چرا میخوای امتحان کنی؟ بعدم اگر مطمئنی برم بیارم بپوشی. خلاصه رفت و جعبه کفش رو اورد و همونطوری انداخت جلوم رو زمین. بهم بر خورد راستش. خواستم نخرم بیام بیرون ولی من ابله خریدم. زیاد وقت نداشتم. خلاصه پولشو دادم و فقط به پسره که فکر کنم که شاید 15-14 سالش بود و به ازای هرسال سنش 12-10 کیلو هم وزن داشت گفتم خیلی ممنون از اینکه این وقتتون رو برای من صرف کردین، من واقعا از شما متشکرم. اینو که گفتم اونی که پشت میز بود و سرش توی دفتر دستک اش بود سرشو اورد بالا و به من نگاه کرد. گفتم زود تر برم بیرون تا این برادران غیرتمند یک فصل کتک برای این بی ادبی به من نزدن. خلاصه بعضی اوقات فکر میکنم کاشکی نخریده بودمشون. البته دمپائیه خیلی خوبه و تا حالاهم خوب کار کرده و توی بخش میپوشمشون
البته این مختص به همین برادران نمیشه فکر کنم که تعدادی از فروشنده ها زیاد موودب نبودن با خریداران مخصوصا صاحبها یا مسوولای فروشگاههای معروف. در مشهد میتونم یه شیرینی فروشی در خیابان احمد آباد و یه آجیل فروشی نزدیک سه راه راهنمائی رومثال بزنم. البته اینا مال مدتها پیشن و الان حتما بهتر شدن چون رقبا زیاد تر شدن و مردم هم عاشق چشم و ابروشون نیستن که حتما ازشون خرید کنن

1 نظرات:

agha گفت...

سلام. از اينكه وب لاگ من رو مي خونين من رو مفتخر مي كنين. مي شه بيشتر در مورد خودتون توضيح بدين؟ من هر روز مي بينم يك نفر از سوئد وب لاگ رو مي بينه پس شما هستيد؟