۶/۱۷/۱۳۸۵

جیو جوتسو

چند روز پیش رفقای تمرین جودو گفتن بیا بریم این جیوجوتسو رو امتحان کنیم. توی همون باشگاه ما دو روز در هفته تمرین میکنن و مربیشونم خبلی آدم باحالیه و منم میشناسمش. بعضی اوقات جودو هم تمرین میکنه و کمربند قهوه ای جودو داره. یه مرتبه هم باهاش مبارزه کردم دیدم دست میخواهی بهش بزنی یه دفعه میبینی دستت پس سرته! خلاصه بعدا فهمیدم بابا بنده خدا مربی جیو جوتسو هستش و اونجا کمربند سیاه و دان چهار داره
خلاصه مام کمربند سفیدو در بستیم و رفتیم محضر استاد! تمرین جالبی بود. همش راجع به این بود که وقتی یکی بهت حمله کرد باید چکار کنی. من فقط میدونستم باید فرار کرد! ولی مثه اینکه کارای دیگه ای هم میشه کرد. خلاصه کلی بدرد وطن عزیز میخوره. باید یه کورسی راه انداخت اونجا مثلا به اسم دفاع شخصی برای کادر پزشکی یا یه همچین چیزی
یه پیرمرد هم تمرین میکرد که خیلی پیر بود. بعدا فهمیدم که 81 سالشه و کمربند سیاه در جیوجوتسو, جودو و آیکیدو داره! کف کردم. یکی میگفت که هر شب تمرین میکنه. دست آدمو که میگرفت دیگه مگه میشد دستتو آزاد کنی! جالب بود که بعضی اوقات یادش میرفت که مربیه چی گفته و برای خودش کارای دیگه میکرد. البته همه بهش کلی احترام میزاشتن. یعنی ما به اون سن میرسیم یا تازه اگرم برسیم میتونیم به اون سالمی باشیم؟ نمیدونم واللا و نمیخوامم از الان بهش فکر کنم

2 نظرات:

علیرضا گفت...

واقعا دفاع شخصی برای پزشکای ایرانی لازمه

Neda گفت...

آخيش بالاخره تونستم بازش كنم!منم دوست دارم يه همچين دوره اي برم ولي اين جور كه شما گفتي فكر كنم از روز دوم موقع تمرين استخونام مثل پينوكيو تالاق تولوق صدا كنه!