۳/۰۵/۱۳۸۶

لینکهای پراکنده و جالب

یه سری مطلب جالب برای من که فکر کردم شما هم بدتون نیاد
- تفنگ برای بازی با کنسول ویی از شرکت نینتندو
- روش آموزشی خلبانان نظامی ناتو با استفاده از سیمولاتورهای تحت شبکه
- استفاده از نانوتکنولوژی برای درست کردن موادی از فولاد محکمتر ولی سبک با استفاده از کربن
- اگر ایده های جالبی دارین و میتونین نقاشی هم بکشین با استفاده از این سایت بازی بسازید و در معرض قضاوت دیگران بذارین. من هم که هیچکدوم از این شرایط رو ندارم فقط آدرسشو برای شما میذارم
- اگر خواستین کنسول نینتندو ویی بخرین و دنبال دلیل همسرپسند میگردین این سایت رو به ایشون نشون بدین: اثر ویی روی کاهش وزن و بهبود سلامتی
- ابزاری برای ساده کردن طراحی صفحات اینترنتی

۳/۰۴/۱۳۸۶

فیلم پالپ فیکشن در 30 ثانیه

اینهم یه فلش جالب با عنوان فیلم پالپ فیکشن در 30 ثانیه. امیدوارم طرفدارای این فیلم البته بهشون بر نخوره

۳/۰۳/۱۳۸۶

تهوع و استفراغ در حین شیمی درمانی

بهترین راه برای جلوگیری از تهوع و استفراغ هنگام شیمی درمانی پیشگیری از ایجاد آنهاست. یعنی پیشگیری بهتر و موثرتر از درمان است
در این متن بطور ساده افراد در معرض خطر و نیز اقداماتی که از جانب پزشک باید انجام بگیرد توضیح داده شده اند

۳/۰۲/۱۳۸۶

MIE2008, Göteborg


قابل توجه همکاران محترم. اگر فکر میکنین که یه طرحی توی فکرتون هست که در ارتباط با مدیکال انفورماتیک هستش و یا تزپایان تحصیلتون در این موردهستش تبدیل به یه مقاله انگلیسی کنین و اینجا بفرستینش. اگر هم خواستین به من ایمیل بزنین تا از ایده و داده های شما یه مقاله بنویسیم وبفرستیم. اسم شما درمقاله نفراول خواهد بود

رنگ میز

رنگ میز محل کارم یادم رفته! اگر گفتین چرا؟

۳/۰۱/۱۳۸۶

کریتریای تشخیصی زندگی نباتی


یکی از موقعیتهای پیچیده در پزشکی تشخیص زندگی نباتی هستش. این وضعیت دارای یکسری کریتریا نظیر بی اختیاری ادرار و مدفوع میباشد. در این متن ابتدا با یک مثال آشنا شده و بعد کریتریای زندگی نباتی توضیح داده میشود
منبع از ای ام ای

۲/۲۹/۱۳۸۶

صدای عضلات و تشخیص بیماریها

محققان تونستن با استفاده از تجزیه و تحلیل صدای عضلات برخی بیماریهای عصب-عضله و نیز آسیبهای وارد شده به عضلات رو تشخیص بدن. این روش در گروه روشهای تشخیصی غیر تهاجمی قرار میگیره
منبع خبر

۲/۲۵/۱۳۸۶

اردوی جوجیتسو


من هر وقت بتونم جوجیتسو هم تمرین میکنم. حداقل هفته ای یک بار و حداکثر دو بار. با یه شهریه ای که برای جودو در هر ترم میدم میشه جوجیتسو هم تمرین کرد. مربیمون یه استاد نورولوژیه که در بیمارستان خودمون کار میکنه به نام اولوف. این سبکی که ما کار میکنیم اسمش دوروال جوجیتسو هستش که یکی از شاخه های جوجیتسوست که در اون خشونت کمتری هست و از ضربه زدن خبری نیست. بوجود آورنده این سبک کرت دوروال هستش که بیش از هشتاد سال سن داره و این هفته در شهر ما یه اردوی دو روزه گذاشته بود. مربیمون به منم گفت که اگر میخوام منم میتونم شرکت کنم. منم از خدا خواسته رفتم! گفتم این آقای کورت حتما میاد میشینه و فقط نگاه میکنه منم کتابی که اون نوشته و من خریدم میدم امضا کنه. وقتی رفتم دیدم بابا من از همه کمربندم پائین تره و بعد از من کمترین کمربند آبی هستش که بعدش قهوه ایه بعد سیاه. خود کرت هم که کمربند قرمز داره و در اسکاندیناوی از همه بالاتره. قرمز یعنی کمربند سیاه دان 10! خلاصه رفتم پهلوش دیدم عجب آدم با معرفتیه. برای امضا بهش گفتم اسمم امیر و گفت ایرانی هستی و بعد گفت خیلی ایرانی میشناسه تو سوئد. بعد که تمرین شروع شد دیدم بابا عجب کارش درسته. خستگی حالیش نیست و به جرات میتونم بگم که از پس همه کمربند مشکیها هم میتونست دربیاد. گفتم با خودم که معنی عاقبت بخیر شدن حتما همینه که آدم تا هشتاد و چند سالگی هنوز سرحال باشه و سالم
من البته فقط روز اول تمرین کردم و تا الان هنوزم ساعدهام درد میکنن

۲/۲۰/۱۳۸۶

Yahoo photo بسته شدن

یاهو میخواد سرویس اشتراک عکسشو به نام یاهو فتو ببنده. قراره ماه دیگه یاهو به دهها میلیون کاربر این سرویس اطلاع بده که باید عکسهاشونو به سرویس دیگه یاهو یعنی فلیکر و یا حتی سرویسهای رقیب -اگر خواستن- منتقل کنن

منبع: رویتر

۲/۱۸/۱۳۸۶

مسابقه جودوی استانی

این دوشنبه مسابقات جودوی استان ما بود و جودوکارها از چند تا شهر و کلوب مجاور اومده بودن. منم چونکه میزبان کلوب ما بود قول داده بودم به عنوان ثبت کننده امتیازات و کنترل اسکوربرد همکاری کنم. دو هفته پیش هم یه کورس داشتیم به مدت 3 ساعت که چطوری با نرم افزارش کار کنیم و نتایج رو چطوری ثبت کنیم.
خلاصه روز مسابقه از ساعت 9 تا 5 بعد از ظهر درگیر بودیم. نرم افزار رو یکی از مربیهای ما نوشته و همچنان از همون کامپیوتر اولیه 15 سال پیش با سیستم عامل ویندوز 3.1 استفاده میکنه. یه صفحه کلید هم درست کرده که فقط کلیدهای ضروری رو داره و بقیه کلیدها رو در اورده. خلاصه اولش سخت بود و چند بار هم اشتباه کردم ولی هر بار سرداور میومد و کمک میکرد و اشکال رو درست میکردیم. نه دعوائی و نه اینکه بابا بلد نیستین برین بوق بزنین! و از این حرفها. دو مرتبه هم کامپیوتره هنگ کرد که یه بارش مسابقه شروع نشده بود هنوز و مسابقه بعدی رو شروع نکردن تا کامپیوتر ریبوت شد ولی بار دوم وسط مسابقه بود. تا اینجوری شد به داور گفتم و مسابقه رو نگه داشت و پرسیدیم حالا چکار کنیم که حرفمون تموم نشده برگشتیم به دوران 15 سال پیش! دو تا کرونومتر و در صفحه امتیازات گذاشتن و مربیمون هم مشغول ور رفتن با کامپیوتره شد و برای مسابقه بعدی راه افتاد دوباره
باشگاه ما هم وضعش بد نبود و چند تائی مدال اورد. اونجا جالب بود که میشد سبکهای باشگاههای مختلف رو دید. باشگاه ما روی سرعت و تکنیک تکیه داره و یه باشگاه دیگه در نورشوپینگ که خوب مدال اوردن روی قدرت. مسابقه های بین ما و اونا رو هم بیشتر اونا بردن. خوب حالا سرعت بهتره یا قدرت؟ شما بگین

۲/۱۳/۱۳۸۶

لینکهائی برای اوبونتو و پی اچ دی کمیک

اینهم تمام لینکهای بدرد بخور برای یادگیری سیستم عامل مبتنی بر لینوکس اوبونتو

و یک کمیک زیبا راجع به زندگی دانشجویان پی اچ دی از سایت مورد علاقه من


۲/۱۱/۱۳۸۶

دستور ساخت روبوت و اوبونتو

اگر علاقمند به درست کردن روبوت هستین این سایت دستور ساخت چند تاشونو داره. در ضمن کلی مطالب جالب و یه انجمن هم راجع به روبوت توش هست. وقتی رژیستر کردم نوشته بود روبوت مورد علاقتون چیه و من نوشتم ماروین! آندروئید پارانوئید داستانی از داگلاس آدامز.

اینم یه خبر جالب که کمپانی دل میخواد در بعضی از کامپیوتراش از سیستم عامل مبتنی بر لینوکس اوبونتو استفاده کنه. یه پیروزی برای اوپن سورسیها

۲/۱۰/۱۳۸۶

آهنگ ورزش باستانی

ازرفقا کسی میتونه یه کمکی به من کنه برای پیدا کردن چند تا آهنگ ورزش باستانی؟ جالبه که چنین چیزی که ورزش ایرانی و اصیل هست و جزو ورزشهای رزمی هم حساب میشه توی نت زیاد نمیشه ازش چیزی پیدا کرد. حالا تا دلتون بخواد از این ورزشهای عجیب غریب برزیلی و ... میشه پیدا کرد

۲/۰۷/۱۳۸۶

محبوبترین سیستمهای عامل لینوکس


پنج تا از محبوبترین سیستمهای عامل لینوکس به انتخاب مجله آی دی جی عبارتند از
Ubuntu
OpenSUSE
Fedora
Debian
Mandriva

من خودم اگر یه کامپیوتر کوچیک و ارزون گیر بیارم دلم میخواد روش لینوکس بریزم و تجربه پیدا کنم باهاش. خیلی جالبه که میشه کلی نرم افزار خوب، مجانی و اوپن سورس گیر اورد و از شر ویندوز و این دزدبازاریش خلاص شد. تازه امنیتش هم به پای سیستمهای لینوکس نمیرسه. توی ایران باید یه جوری استفاده ازشون رو باب کرد که به نفع همه هستش

کامپیوتر صد دلاری و صندلی مخصوص بازی


این کامپیوتری که قرار بود با قیمت 100 دلار بیاد بیرون مثل اینکه گرونتر تموم میشه. سازنده این دستگاه اعلام کرد که قیمتش 175 دلار درمیاد و نه 100. همین 175 دلار هم البته خیلی خوبه. البته گفت که با این قیمت از سیستم عامل ویندوز استفاده خواهد کرد. حالا نمیدونم با اینهمه سیستمهای عامل مجانی و خوب مثل اوبونتو چرا از ویندوز میخوان استفاده کنن. البته شاید بخاطر سرمایه گذاری میکروسافت روی این پروژه هستش

خوب اگز اهل بازی هستین اینم یه مبل که وقتی در حال بازی با کامپیوتر هستین هر وقت خواستین یه ماساژی هم شما رو میده. میشه به یه پخش کننده صوتی هم وصلش کرد که ماساژ با ریتم آهنگ انجام بشه. قیمت مدل ساده ترش 3000 کرون حدود 350000 هزار تومان درمیاد

۲/۰۵/۱۳۸۶

بازی پیش بینی ذهن شما


این یک بازیه که میتونه فکر شما رو بخونه. شما باید رقمهای 0 و 1 رو وارد کنین و کامپیوتر عددی که شما در قدم بعدی میخواهید وارد کنید رو پیش بینی میکنه. شما باید رقم رو جوری وارد کنین که برای کامپیوتر غیر قابل پیش بینی باشه یعنی هر چه اتفاقی تر بهتر. اگر فکر میکنین که این یه کلکه اشتباه میکنین و روش استفاده شده در این بازی کاملا علمیه و الهام گرفته شده از تحقیقات شانون و هگلبارگر در دهه 50 در لابراتوار شرکت بل هستش. اینطور که میگن ماشینهائی که اینها طراحی کرده بودن بر اساس تئوریهاشون در مقابل هم مسابقه میدن و ماشین شانون با نتیجه نزدیک 55 به 45 برنده میشه. البته از ماشین منظورم ماشین مسابقه نیست! بلکه در اصل اینا برنامه هائی بودن که بر اساس الگوریتم این محققا کار میکردن
این لینک بازیه و این توضیحاتی راجه به متدولوژی استفاده شده و اینم پرزنتیشن کسیه که این بازیو نوشته
اگر تونستین ببرین این بازیو به من بگین چون بعد از 2 مرتبه بازی هر دو بار رو من باختم

تصویر سمت چپ هم کلاود شانون رو نشون میده با موش الکترومکانیکی به نام تزئوس که درست کرده بود. این موش میتونست خودش از این هزارتو! بیاد بیرون و از اولین تجریبات بشر در حیطه هوش مصنوعی بود

۲/۰۳/۱۳۸۶

مرکز تحقیقات بیومدیسین بارسلونا


عجب عکسی داره. کار ندارم سطح کارشون چطوره ولی عجب جائی کار میکنن اینا! همون ساحل دریاش ما رو کشته
مرکز تحقیقات بیومدیسین بارسلونا

۱/۲۸/۱۳۸۶

استارکرافت 2 و مسابقه طراحی اینتل

اگر مثل من اهل بازیهای کامپیوتری باشید حتما بازی استارکرافت که مال 9 سال پیش هستش یادتونه. البته فکر نکنین که بازی قدیمیه و دیگه کسی بازیش نمیکنه. این بازی هنوزم خیلی طرفدار داره و یه عده بازیش میکنن. حالا یه شایعه میگه که شرکت بلیزارد میخواد قسمت دوم این بازیو تا آخر سال مسیحی بده بیرون
یه مسابقه طراحی هم اینتل برگزار کرده که نفر اول از کره جنوبی و بعدی از فنلاند بوده. طرحهای برگزیده رو میتونین از اینجا ببینین. از مشخصات این طرحها سادگیشون توجه منوجلب کرد

۱/۲۷/۱۳۸۶

ربات تمیز کننده استخر


اینم اختراع جالبیه برای استخردارا. این ربات رو توی استخر ول میکنین و در عرض 60 تا 90 دقیقه استخر رو بطور خودکار از وجود آشغال و جلبک و از این چیزها پاک میکنه.
شرکت سازنده این ربات البته رباتهای نظامی هم درست میکنه و شاید با استفاده از یه تکنولوژی نظامی کاربردهای غیر نظامی پیدا کرده. اینطوری هم از ارتش پول میگیرن و هم از استخردارا! اینجوری سودشون تضمینه

۱/۲۵/۱۳۸۶

قانون، لکس ماریا و اینترنت


از یه مساله توی سوئد که خیلی خوشم میاد و البته توی اروپا هم معروفه احترام به قانونه. قانون برای همه یکسانه و پلیس هم بخوبی وظیفشو دربارش انجام میده. اینجا تا حالا نشده که کسی شنیده باشه که بشه کارغیر قانونی رو با رشوه دادن انجام داد
در حرفه پزشکی هم قوانین خیلی سختی دارن. همسرم دوره مخصوص اخلاق پزشکی اینجا رو گذرونده و از امتحانش میگفت که چندین ساعت طول کشیده و بصورت کتبی و توضیحی بوده. سووالات هم بیشتر بصورت کیس بودن. این دوره برای پزشکای خارجی اجباری هست و همیشه در هرکلاسی 40-30 درصد هم رد میشن
مراجع متفاوتی هم هست برای شکایت از پزشکان که بالاترین و جدی ترینش لکس ماریا نام داره. این اسم هم از یه حادثه که در سال 1937 در استکهلم رخ داد و 4 مریض بخاطر تزریق اشتباهی ماده ضد عفونی کننده بجای بیحس کننده جونشونو از دست دادن گرفته شده. نتیجه تصمیم گیری این مرجع بعد از اتمام هم بدون ذکر اطلاعات مریض در اختیار رسانه ها قرار میگیره
حفظ اسرار بیماران خیلی اهمیت داره و رعایت نکردن اون چه بصورت عمدی و غیر عمدی حتی میتونه پروانه پزشکی یه پزشک رو باطل کنه. چاپ عکس و اطلاعات بیمارا در اینترنت هم که اصلا غیر قابل تصوره. فکر کنم اگر پزشکی اینکارو کنه در اروپا دیگه نتونه کار پزشکی کنه.
من به یکی از همکارا که این قضیه رو خیلی مودبانه گفتم ولی ایشون اونقدر بهش برخورد که فقط کم مونده بود فحش خارمادر بهمون بده. فقط آدم فکر کنه که عکس مادرشو که گواتر داره توی اینترنت ببینه و راجع بیماریش بخونه چقدر ناراحت میشه. اگر آدم در روستا زندگی کنه یعنی از اینترنت خبر نداره؟ آیا حق انسان که نخواد اطلاعات خصوصیشو دیگران بدونن ربطی به شهری یا روستائی بودن آدم داره؟
این یه مقدمه طولانی شد برای نوشتن راجع به رفتار خیلی بده به خانم دندانپزشک با یک مریضش که من بسیار ناراحت شدم از خوندنش. شرحشو از طریق وبلاگ رفیقمون یک پزشک خوندم و نظر خودم رو هم اونجا نوشتم. خیلی ناراحت کنندست که حق و حقوق متقابل پزشک و بیمار کامل معلوم نباشه و پیگیری مسائل اونقدر سخت باشه که آدم صرفنظر کنه.
مساله ای که برای من شخصا وجود داشت تجویزدارو و دوز نامناسب برای یکی از نزدیکان بود که بعد از مدتها که بیمار هنوز شکایت داشت و از پزشک فقط پاسخ من دکترم یا تو رو میشنید وقتی پزشک بالاخره متوجه شد فقط گفت همینه که هست و اگر ناراحتی دکترتو عوض کن. واقعا متاسف شدم وقتی شنیدم و از اون بدتر از اینکه هیچکاری نمیشه کرد احساس بدی بهم دست داد
شاید ماها بعنوان پزشکانی که با دنیای دوروبر توسط اینترنت آشنائی داریم و وجود پزشکانی که مخاطبین و خوانندگان زیادی دارن با شکافتن و بیان این مسائل و ذکر حق و حقوق متقابل پزشک و بیمار و ذکر قوانین موجود کشورمون و نیز قوانین کشورهای دیگه بتونن به کاهش این مشکلات کمک کنن.
من اگر میتونستم یک دفتر با حضور یکسری پزشک قانوندان و وکیل با تجربه در این زمینه که حاضر باشن با دستمزد کم و یا رایگان بطور خیریه کار کنن راه مینداختم. هزینه این دفتر میتونه با کمکهای پزشکان وعلاقه مندان تامین بشه و بدون چشمداشت مادی میشد موارد قانونی رو در ارتباط بین بیمارو پزشک حل کنه. این دفتر میتونه یه صفحه اینترنتی هم به زبانهای مختلف داشته باشه هم برای جذب کمکهای فکری و مادی دیگران و هم جهت اطلاعرسانی

۱/۲۴/۱۳۸۶

ترسهای کودکی

راجع به این قضیه نوشتن هم جالبه. با تشکر از دکتر سینوهه عزیز که ما رو دعوت کرد

از بچه دزد میترسیدم. یادم میاد که میگفتن وقتی میرین اطراف حرم اونجا خیلی مواظب باشین. بچه دزد هست که بچه ها رو میدزدن بعد میبرن توی یه اطاق که دور و ورش آدما با لباس سیاه و نقاب نشستن. هر کس هم یه چاقو دستشه. وسط اطاق هم پنبه ریختن! بعد بچه که هی فرار میکنه و از اینطرف به اونطرف میره بهش چاقو میزنن تا همه خونش در بیاد. بعد با خونش غذا درست میکنن و میخورن! عجب نامردی بود هرکسی که اینو به من گفت. میدونستم کیه میفرستادمش ویزیت پهلوی دکتر دژاوو
ترس بعدیم از مردن بخاطر خفه شدن بود. البته نه توی آب. بلکه اینجوری که توی یه لوله تنگ گیر کنم و نتونم تکون بخورم و اونقدر اونجا بمونم تا بمیرم
ترس بعدیم از دراکولا بود. خیلی بچه بودم که یکی از فامیلا فیلمشو اورد. هرچی به من گفتن نگاه نکن گوش نکردم. البته وسطاش از ترس گوشامو گرفتم و چشمامو با بالشت بستم تا فیلمو نبینم. توی اطاقم هم نرفتم. آخرش همه بی خیال فیلمه شدن و وسطش قطعش کردن

شاید واکنش من الان به ترس بخاطر همون خاطرات زمان بچگیم باشه. باید درستشون کرد و هیچکس هم جز خود آدم نمیتونه اینکار رو کنه. آدم بزرگ میشه و فکر میکنه که دیگه اون ترسا وجود ندارن ولی من فکر میکنم که فقط شکلشون عوض میشن و بصورت دیگری بروز میکنن

پای چپ من، درد و فرانک هربرت

مدتها بود که درد نکشیده بودم. منظورم در فیزیکیه. البته درد دندونپزشکی رو نمیگم. دردی رو که خودم باعث شده باشم و رفته باشم طرفش. قبلا که بچه بودم و دوچرخه سواری میکردم زمین میخوردم و همیشه پر و پام زخمی بودن. حالا دوباره همونطوری شده. وقتی میخواستم جودو رو دوباره شروع کنم از همین دردش میترسیدم. دردی که وقتی آدمو میزنن زمین احساس میکنه، درد دستت وقتی حریف میپیچوندش تا تسلیم بشی. یا احساس خفه شدن که رفقیم که باهاش خیلی تمرین میکنم خیلی توش وارده. ولی شروع کردم. اصلا عادت کردم وقتی از چیزی میترسم برم طرفش. مثل آتیش بازی زمان بچگیم
یکی از داستانهای مورد علاقه من دون هستش اثر فرانک هربرت. هم فیلمشو دیدم، داستانشو خوندم و هم نوار داستانشو به زبان انگلیسی و سوئدی گوش کردم. یه جوری خودم رو نزدیک احساس میکنم به شخصیتهائی توی اون داستان به نام فرمنها که در یه سیاره خشک به نام دون زندگی میکردن. اونا یه نظر خاص راجع به ترس داشتن که اصلشو از کتابش مینویسم. اصلا هم نمیخوام ترجمش کنم. سعی میکنم که این جمله شعار من در زندگی باشه

I must not fear. Fear is the mind-killer. Fear is the little death that brings total obliteration. I will face my fear. I will permit it to pass over me and through me. And when it has gone past I will turn the inner eye to see its path. Where the fear has gone there will be nothing. Only I will remain.

یه پست باید راجع به این فرانک هربرت و آثارش بنویسم. ما که خیلی مخلصشیم

۱/۲۳/۱۳۸۶

هوا چطوره؟


آیا میخواهید هر وقت که خواستین بفهمین هوا چطوره؟ البته نه از نوعی که الان خیلی رایج هستش! منظور من پیش بینی واقعی هوا هست که با این وسیله کوچیک میتونین این کار رو فقط با هزینه 20 دلار انجام بدین

۱/۲۲/۱۳۸۶

اوچی ماتا

یکی از زیباترین فنون جودو همین اوچی ماتا هستش. خیلی تمرینش کردم ولی هنوز نمیتونم اونجوری که میخوام بزنمش. دیشب هم تمرین جودو داشتم و سعی کردم توی مبارزه به حریف بزنم ولی نشد. باید بیشتر تمرین کنم. فکر کنم اشکالم اینه که آروم اجراش میکنم و حریف میفهمه و ازش در میره یا ضدشو میزنه
این کلیپ بسیار زیبا از بهترین اجراهای این فن هستش که توسط آنای ژاپنی در مسابقات آزاد فرانسه در سال 2006 انجام شد. من که ازش خیلی حال کردم

۱/۲۱/۱۳۸۶

تازه های سرطان سینه


پایه برای لپ تاپ


این شرکت یه سری پایه طراحی کرده که کار با لپ تاپ رو وقتی روی میز ازشون استفاده میشه رو راحت میکنن. خیلی زیبا و ساده هستن و حتی وقتی روی مبل یا صندلی نشستیم هم میشه ازشون استفاده کرد

۱/۱۶/۱۳۸۶

کیبورد ریزر پرو و اوپن آفیس 2.2


این کیبورد از کمپانی ریزر جالبه که جا برای وصل کردن آی پاد داره. خوبه برای کسائی که آی پاد دارن و نه ما! قیمتش 130 دلار هستش و در تاریخ 6 آپریل به بازار عرضه میشه
اینم لینک خبر

و رقیب میکروسافت آفیس که کاملا مجانی هست آخرین نسخه اش رو ارائه کرد. بله، اوپن آفیس نسخه 2.2 آمادست و میتونین از اینجا دریافتش کنین.
اگر آدم جستجو و تحقیق کنه برای هر نرم افزاری که باید پول بده میشه یه نسخه مجانی و قابل رقابت پیدا کرد که این اوپن آفیس یکی از اوناست

۱/۱۵/۱۳۸۶

صحنه تیراندازی در فیلم هیت

اگر مثل من به سینما علاقمند باشید و از رابرت دنیرو هم خوشتون بیاد صحنه تیراندازی در خیابان در فیلم هیت از محبوبترین صحنه های سینمائیتونه. صداهای اصلحه ها اونقدر طبیعی هستن که آدم فکر میکنه که صحنه واقعی هستش و یه چند نفری هم موقع تیراندازی کشته شدن
اینو از یوتیوب پیدا کردم و تقدیم میکنم به همه فیلم دوستان

۱/۱۳/۱۳۸۶

سونی و میکروسافت با هم

اینم یه خبر جالب. البته ممکنه که دروغه اول آپریل باشه. شرکت سونی و میکروسافت میخوان با هم یه کنسول مشترک بازی تولید کنن! اینها که تا حالا با هم رقیب سرسخت بودن فکر نمیکنم هیچ وقت چنین کاری کنن. حالا میگن که این خبر رو در کنفرانس خبری مشترک در توکیو و سیاتل اعلام کردن. این وسیله بازی در سال 2009 به بازار عرضه خواهد شد. گفتن که دیگه از کنترلرهای دستی استفاده نخواهند کرد و از سیستم کنترل کننده توسط ذهن استفاده خواهند کرد
من هم مشتاق اومدن چنین سیستمی هستم. البته برای اینکه این سیستمهای جدید مثل پی اس 3 ارزون بشن و ما بتونیم بخریمشون
اصل خبر به زبان سوئدی از آی دی جی

۱/۱۰/۱۳۸۶

چیپهای گرافیکی برای موبایل


این دیگه خیلی خبر جالبی بود. شرکت ای ام دی یه سری تراشه گرافیکی درست کرده برای موبایل. با کمک این تراشه ها تونستن روی یه موبایل پروتوتایپ یه بازی اکس باکس رو اجرا کنن و روی یکی دیگه با کیفیت دی وی دی فیلم تماشا کنن و همزمان بدون افت کیفیت جواب تماس تلفنی هم بدن. این تراشه رو حالا برای فروش پیشنهاد کردن به شرکتهای موبایل ولی معلوم نیست که کدومها میخوان ازش استفاده کنن.
بابا موبایل برای صحبت کردنه اینهمه بلا دیگه چرا سرش میارین؟ اگر کسی بخواد بازی کنه با فیلم نگاه کنه اون اندازه صفحه آخه به چه دردش میخوره و تازه زودهم باطریش تموم میشه. فکر کنم بعدا یه موبایل بیاد که بشه باهاش مسواک زد و یا ریششو تراشید
اصل خبر از فیزورگ

تمیز کردن ترمومتر دهانی

بهتربن راه تمیز کردن ترمومتر دهانی استفاده از آب و صابون هستش. شستشو با آب سرد و سپس خشک کردن آن با دستمال تمیز و یا در معرض هوا قرار دادن آن. ازالکل هم میشه استفاده کرد ولی باید مطمئن شد که روی ترمومتر دیگه الکل باقی نمونده بدلیل اینکه دیگه مزه الکل نده
منبع: مایو کلینیک

۱/۰۹/۱۳۸۶

آی پاد و کاردیولوژی


یه طرح تحقیقاتی با شرکت 149 دانشجوی پزشکی نشون داده که استفاده از آی پاد حاوی صداهای قلبی و گوش کردن مکرر به اونها در تشخیص صداهای قلبی توسط دانشجوها خیلی اثر مثبتی داشته
اصل خبر به اضافه فایلهای صوتی که استفاده شده اند
خیلی جالب میشد اگر دانشگاههای ما هم از وسائل کمک آموزشی استفاده میکردن. فایلهای صوتی یا نرم افزارهای اینتراکتیو در یادگیری صداهای قلبی و ریوی خیلی میتونن مهم باشند

۱/۰۸/۱۳۸۶

پلی استیشن 3 و پیشرفت علم پزشکی


حالا رابطه این دو تا چی میتونه باشه حتما آدم فکر میکنه چون با دستگاه زیاد بازی میکنن مردم مریض میشن و میرن دکتر و روشون آزمایش میشه و نکات جدیدی از رابطه بازیهای تلویزیونی با سلامت کشف میشه
ولی محققین دانشگاه استنفورد یه جور دیگه فکر میکنن. اونا از مردم درخواست کردن که در یه پروژه بهشون کمک کنن. با وصل شدن به یه شبکه از قدرت پردازش بلی استیشن3 استفاده میکنن برای شبیه سازی مولکولی و مطالعه فولدینگ پروتئینها و بیماریهای مرتبط با اونها. تا حالا هم طبق ادعاشون چند تا کشف هم کردن. مصرف انرژی هم که در غرب خیلی مهمه رو هم حساب کردن که به اندازه مصرف دو تا لامپ 100 وات هستش. این امکان هم هست که میزان پیشرفت شبیه سازی رو بصورت گرافیکی مشاهده کرد
اینهم استفاده از ابزار تفریح در علم. حالا بازم بگین اینا بچه بازین
اصل لینک از دانشگاه استانفورد
کشفیات پزشکی توسط این روش

۱/۰۵/۱۳۸۶

پاک کردن یک خاطره خاص و تغییر ساعت رسمی


این عنوان کمی ترسناکه! اگر بشه یه قسمت از حافظه رو برای یه خاطره خاص پاک کرد. البته خوب هم میتونه باشه مثلا برای خاطرات بد و ترسناک. آدم یاد فبلم مردان سیاهپوش میفته که با اون قلم مخصوص حافظه افراد رو پاک میکردن! البته در مورد یک خاطره خاص حتما کار پیچیده تری باید باشه
در هر صورت یک گروه تحقیقاتی این کار رو روی موش انجام داده. شاید هم خاطره ای که پاک کردن خاطره کشته شدن مامان موشه در یک تله بوده. اگر الان روی موش انجام دادن پس تا یه مدت دیگه روی انسانا هم خبرشو میشنویم. البته بدلیل بسیار پیچیده تر بودن مغز انسان شاید به این زودیها نشه. اگر بصورت روتین بشه من حتما در مورد چند تا خاطره باید بهشون یه سری بزنم
اصل خبر

ساعتها هم در اینجا از دیشب عوض شدن. نمیدونم چیزی که در همه جای دنیا انجام میشه و میگن سود دهی داره توی مملکت ما باید بگن بدرد نمیخوره و از نظر علمی ثابت نشده. البته اگر کسی گزارش علمیشو دید که در کشور ما با عدد و رقم ثابت کردن که اینکار ارزشی نداره لطفا توی نت بذاره ما هم بخونیم

۱/۰۲/۱۳۸۶

درگذشت خالق فرترن وتاثیر بازیهای کامپیوتری


شاید قدیمیها هنوز زبان فرترن یادشون باشه. خالق این زبان جان باکوس در سن 82 سالگی در گذشت. تشییع جنازه این عزیز از مقابل بیمارستان ... اوه معذرت میخوام یه لحظه قاطی کردم! او که برنامه نویسی در شرکت آی بی ام بود فرترن رو در دهه پنجاه ابداع کرد. سال 77 جایزه با اهمیت تورینگ رو برد و تا سال 91 هم در آی بی ام کار میکرده
اصل خبر

اینم یه خبر خوب برای ماها که با کامپیوتر دور از چشم همسران عزیز بازی میکنیم. بازیهای کامپیوتری مخصوصا اونائی که مثل تتریس هستن در افرایش فالیتهای مغزی نقش دارن. در آمریکا یه سری از سراهای سالمندان کنسول بازی ویی رو برای سالمندا خریدن که باهاش بازی کنن. نمیدونم شاید هم به اسم اونا خریدن ولی بردن خونه خودشون با بچه هاشون بازی کنن. چرا بقیه باهوش بشن اونا نشن

۱/۰۱/۱۳۸۶

Xbox 360 Elite


اینم یه شایعه راجع به مدل جدید اکس باکس 360 که در تعداد کم تولید میشه و مجهز به هارددیسک 120 گیگا بایتی خواهد بود. ولی تغییر عمده رنگ دستگاه هستش که مشکیه! همه قسمتهای دستگاه حتی دسته بازیشم به رنگ سیاه خواهد بود. البته قیمتش و بقیه تغییرات هنوز معلوم نیست
اصل خبر از انگجت
ما که تو کف همون سفید و ساده ترین مدلش هستیم. رفقا کسی نمیخواد یه اکس باکس 360 خیرات کنه یا عیدی بده؟ اگر دیدین جائی خیرات میکنن بگین مام بیایم

۱۲/۲۹/۱۳۸۵

سال نو مبارک باشد


سال نو رو به همه رفقا و همکارا تبریک میگم. ما که اینجا عید نداریم. الانم که ساعت نزدیک 9 شبه من هنوز سرکارم چون باید فردا یه کاری رو تحویل بدم. همسر عزیزم هم چون قضیه مربوط به درس و کاره اعتراضی نمیکنه. منم اونو مظلوم گیر اوردم. دیروز داشتم بهش میگفتم آدم تو ایران وقتی اینهمه آدم فقیر هست چطور از گلوش میره پائین ماهی پلو بخوره؛ کلی عیدی بده، میوه و آجیل بخره بده مهمونا بخورن! من که راضی نیستم. فکر میکنم بهتره همه اون پول رو ورداره بده برای یه سری بچه بدبخت لباس نو و غذا بخره. البته اینا همش حرفه و وقتی مام برگردیم میشیم مثل بقیه. بی اعتنا به خلق الله و فقط بسنده کردن به اینکه وظیفه ما نیست
امسال فقط از سفره عید آجیل داریم که والدین عزیزم با اینکه گفتم نمیخواهیم چیزی برامون 6 و نیم کیلو آجیل به اضافه دو تا تقویم به اضافه یه کمربند نارنجی! فرستادن. هر سال میگیم چیزی نمیخواهیم ولی 3-2 بار آجیل و خوراکی میفرستن. الان اونقدر زعفران و نبات داریم که نمیتونیم مصرف کنیم. بعضی اوقات هدیه میدیم به رفقا که کلی هم خوشحال میشن. ولی آجیل رو تا آخر میخوریم، به مهمونا هم نمیدیم
در هر صورت برای همه هموطنا سال خوبی بدون جنگ آرزو میکنم

Flash Harddisk


کمپانی فوجیتسو دو مدل لپ تاپ معرفی کرده که دارای فلش هارددیسک هستند. این هارددیسکها از نوع معمولی خیلی سریع تر و بدون صدا هستن. البته قیمتشون هنوز خیلی گرونه. ظرفیت این دو هارددیسک 16 و 32 گیگابیته و به قیمت لپ تاپ به ترتیب 700 و 1200 دلار آمریکا اضافه میکنن! گرونه ولی هر چیزی قیمتشو داره. ولی یکی از رووسای بازاریابی فوجیتسو گفته که در عرض چند سال آینده قیمت اینا به شدت میاد پائین. مثل ام پی 3 پلیر که چقدر قیمتش اومده پائین و ظرفیتش رفته بالا
اصل خبر از داتورمگزین

۱۲/۲۳/۱۳۸۵

اندازه گیری مداوم فشار خون


برای کنترل فشار خون اندازه گیری مداوم در یک پریود زمانی روش بسیار خوبیه. روشی که در حال حاضر استفاده میشه کافی که به دست وصل میشه و بطور متناوب باد میشه و فشار خون ثبت میشه و دوباره از باد خالی میشه. ولی خوب این سیستم اشکالاتی داره نظیر دست و پا گیر بودن سیستم و عدم اندازه گیری فشار خون بین تناوبات اندازه گیری
نانوتکنولوژی این وسط به کمک اومده و در یک تخقیق با استفاده از نانووایرهایی که در عروق کارگذاشته شدن در برابر فشار خون جریان الکتریکی تولید میکنن که با اندازه گیری اونا میشه فشار خون رو ثبت کرد
خبر اصلی رو میتونین از نیوساینتیست بخونین

۱۲/۲۲/۱۳۸۵

گچ گیر, ژنرال و کاشرن


یه آقای دکتر ارتوپدی بود که وبلاگ گچ گیر رو مینوشت خبری دیگه ازش نیست. پستهای خوبی میفرستاد. وقتی به آدرسش وصل شدم نوشت که اصلا چنین آدرسی وجود نداره! فقط وقتی آدم وبلاگشو پاک میکنه این پیغام میاد. از همکارا کسی ازش خبری نداره
قضیه این سردار مفقود شده هم داره پیچیده میشه! آدم فکر میکنه که ایران و آمریکا دارن راجع به دو نفر مختلف حرف میزنن! فقط خدا نکنه الان که آمریکا داره دنبال بهونه سازمان ملل پسند برای حمله به ایران میگرده این آقا بشه یهودای ملت ایران
الان هوا در شهر ما بهاری شده و خیلی قشنگ. بعد از مدتها که همش هوا ابری بود الان یه چند ساعتی میشه آفتاب رو تو آسمون دید
یه فیلم خیلی زیبای ژاپنی دیدم به نام کاشرن از سال 2004 که شدیدا توصیه میکنم. یه فیلم علمی تخیلی که داستانش خیلی به شرائط الان و جنگ آمریکا بر علیه ترور میخورد و اینکه بالاخره آینده این جنگ چی میشه


۱۲/۲۰/۱۳۸۵

یه خبر خوب دیگه

این یکی دوهفته چند تا خبر خوب داشتم که این آخری تکمیلش کرد. مقاله ای که برای یه ژورنال فرستاده بودم قبول شد. حتی یه کامنت هم نداده بودن که کمتر اتفاق میافته و چیزی رو لازم نیست عوض کنم! فقط باید نامه کپی رایت رو امضا و براشون بفرستم و تموم
عنوان مقاله اینه

Predicting Metastasis in Breast Cancer: Comparing ...

۱۲/۱۹/۱۳۸۵

رفیق قدیمی

دیشب بعد از سالها با یکی از رفقای خوب قدیمیم تلفنی صحبت کردم. اینم از خوبیهای وبلاگ داشتن که تا حالا تونستم چند تا از رفقا رو پیدا کنم. این رفیقم خودش هم وبلاگ داره با اسم زیبای شنا در شنزار و خیلی هم خوب مینویسه. ما که مشتری هر روزش هستیم. احسان عزیز سلام وخسته نباشی

انیمیشنهای آموزشی راجع به ژنتیک، بیوشیمی، فیزیولوژی و غیره

یه سایت جالب پیدا کردم برای آموزش ژنتیک و ... بصورت ویدیوئی. اینم آدرسش

۱۲/۱۱/۱۳۸۵

حادثه مرگبار جاده ای

چند روز پیش نزدیک اپسالا دو تا اتوبوس با هم تصادف کردن و 6 نفر کشته و 20 نفر هم سخت زخمی شدن که خیلی سر و صدا کرد. این رقم در سوئد خیلی زیاده و بی سابقه بوده. صبح برف زیاد اومده بوده و جاده رو هنوز خوب تمیز نکرده بودن. نوشته بود که این جاده خیلی حادثه خیزه و از سال 1997 تا 2004 شش تصادف مرگبار اونجا رخ داده! بعد از حادثه در اپسالا پرچمهای سوئد رو به احترام کشته شده ها به حالت نیمه افراشته دراوردن. البته چندی پیش بودجه ای اختصاص داده بودن که مسیر بازسازی بشه و تا سال 2013 بشه از مسیر جدید استفاده کرد. اداره راه در یه گزارش گفته بوده که در این مسیر دید مناسب نیست و حاشیه جاده هم از نظر امنیتی مناسب نیست. البته خیلی از مسافرای این اتوبوسا کمربند ایمنی نبسته بودن که در مسافرتهای بین شهری در اتوبوسها اجباریه
داشتم این آمارا رو با آمارای تصادف در وطن عزیز مقایسه میکردم. از خانواده همسرم در سال گذشته 3 نفر در تصادف کشته شدن. چند سال پیش هم 3 تا از رفقای من در یک حادثه کشته شدن. ولی چه تغییری حاصل شد؟ جاده بجنورد مشهد که من زیاد میرفتم میامدم همچنان کشته میگیره و همه اداره ها میندازن تقصیر همدیگه. این وسط فقط هموطنای عزیزن که کشته میشن. هر دفعه که پدر و مادرم میرن مسافرت تا وقتی که برگردن و من باهاشون صحبت کنم نگرانم که خدائی نکرده بلائی تو جاده سرشون نیامده باشه

۱۲/۰۹/۱۳۸۵

MedInfo 2007, Brisbane, Australia

یه مقاله فرستاده بودم اینجا امروز جواب گرفتم که قبول شده برای ارائه بصورت شفاهی! خیلی خوشحال شدم. 2-1 تا هم رفیق دارم اونجا که اونا رو هم میبینم.
عنوان مقاله اینه
A data minin approach to analyze non-compliance ...
روشی که بکار بردم کمی عجیب غریب بود و تا حالا کسی اینکار رو نکرده و توی گروه وقتی راجعش بحث میکردیم میگفتیم که یا قبول میشه با کامنتهای خوب و یا رد میشه با فحش و ناسزا. خوشبختانه سه تا داوری که خوندن کامنتهای خوبی دادن و یکیشون هم نوشته
Very good work. Reads well!
خوبیش اینه که میتونم توی تزم هم ازش استفاده کنم. قدم بعدی اینه که یه ارزیابی روش انجام بدم و کمی پیاز داغشو زیاد کنم و برای یه ژورنال بفرستم

۱۲/۰۸/۱۳۸۵

روش جدید جهانی آموزش زبان

یه خبر از بازتاب راجع به یه روش جدید در آموزش زبان بدون نیاز به گرامر و با استفاده از زبان مادری که هیچ توضیح دیگری راجع بهش نمیشه داد چون روش متعلق به استرالیاست و تا جهانی نشه محرمانه هستش! عجب جمله بلندی شد ولی خواستم ادبیات خبر حفظ بمونه!
واقعا باید افتخار کرد که اینهمه دانشمند و مخترع داریم و بازتاب هم در صدرهمه خبرگزاریها اونا همه رو اعلام میکنه. خبرهائی مثل کشف فرمول انیشتن توسط یه دختر بچه و یه هواپیما که با خورشید کار میکنه و داروی ضد ایدز و چیزهای دیگه باعث غرور ما همه میشه! فقط لطفا این خبرها به انگلیسی ترجمه نشن تا فرنگیها متوجه نشن و این مغزها رو ندزند

کلاس آمادگی امتحان دستیاری

از همکارا آیا کسی اطلاعاتی راجع به کلاس آمادگی امتحان دستیاری داره؟ ترجیحا در تهران یا مشهد و هزینه اش چقدره و آیا موثر هستش یانه. ممنون میشم از جوابتون

۱۲/۰۷/۱۳۸۵

دیابت و ورزش

ورزش برای کنترل دیابت خوبه چون هم قند خون روکنترل میکنه، هم سلامته قلب رو بالا میبره و هم وزن رو کنترل میکنه. قبول ندارین این مقاله رو از مایو کلینیک بخونین

جایزه اسکار

بالاخره حق به حق دار رسید. بعد از سی سال انتظار و 8 بار کاندید شدن، مارتین اسکورسیزی به حقش رسید. فکر کنم ایندفعه هم فکر نمیکرد که بهش جایزه رو بدن. اون حتی یه سووال هم میپرسه موقع جایزه گرفتن که آیا میشه پاکت نامه رو یه بار دیگه کنترل کنین؟ از اینکه هلن میلر و فورست ویتاکر هم جایزه بهترین هنرپیشه ها رو گرفتن هم خوشحال شدم. اینهفته برای من هفته سینمائی بود. البته بعد از اینکه مجبور شدم هم شنبه صبح و عصر و یکشنبه صبح برم اداره و کار کنم ولی چند تا فیلم خوب هم دیدم
Inside man, Lucky number Sleven, Vampire Hunter (animation)

۱۲/۰۳/۱۳۸۵

کشش عضلات

کشش عضلات کار بسیار لازمی هم قبل و هم بعد از ورزش هستش. یه راهنمای تصویری جالب پیدا کردم از سایت مایو کلینیک که کشش عضلات اصلی رونمایش میده. اینم یه راهنمای دیگه ازقسمت آموزشی سایت کانسپت 2

۱۲/۰۲/۱۳۸۵

خرید دمپائی

یه چیزائی بعضی اوقات یادم میاد که البته کمی هم ناراحت کننده هستن و میگم با خودم که مثلا چرا اینکار رو کردم و یا چرا اینکار رو نکردم. بعضی اوقات به دمپای که از ایران خردیم نگاه میکنم خریدش یادم میاد. دفعه پیش که ایران بودیم روزهای آخر یادم اومد که دمپائی لازم دارم. اینجا هم قیمتش از 200 کرون یا 26 هزار تومان شروع میشه گفتم حتما از ایران بخریم که ارزونتره. خلاصه رفتیم خیابان ولیعصر نزدیک فروشگاه قدس. سر یه نبش یه مغازه بود که کفش نادرهم داشت. رفتیم تو و چند تا جوون بودن که دو تاشون هم مشغول حساب کتاب بودن. دیدیم که کسی نگاه هم بهمون نکرد از جوونتره میون اونا خواستم که دمپائی که توی ویترنه سایزه 43 رو بده بپوشم. گفت میخوای بخری گفتیم بله اگر مناسب بود. وقتی پوشیدم دیدم کمی تنگه گفتم میشه 44 رو بدین. گفت اگر 43 کوچیکه پس 44 حتما خوبه دیگه چرا میخوای امتحان کنی؟ بعدم اگر مطمئنی برم بیارم بپوشی. خلاصه رفت و جعبه کفش رو اورد و همونطوری انداخت جلوم رو زمین. بهم بر خورد راستش. خواستم نخرم بیام بیرون ولی من ابله خریدم. زیاد وقت نداشتم. خلاصه پولشو دادم و فقط به پسره که فکر کنم که شاید 15-14 سالش بود و به ازای هرسال سنش 12-10 کیلو هم وزن داشت گفتم خیلی ممنون از اینکه این وقتتون رو برای من صرف کردین، من واقعا از شما متشکرم. اینو که گفتم اونی که پشت میز بود و سرش توی دفتر دستک اش بود سرشو اورد بالا و به من نگاه کرد. گفتم زود تر برم بیرون تا این برادران غیرتمند یک فصل کتک برای این بی ادبی به من نزدن. خلاصه بعضی اوقات فکر میکنم کاشکی نخریده بودمشون. البته دمپائیه خیلی خوبه و تا حالاهم خوب کار کرده و توی بخش میپوشمشون
البته این مختص به همین برادران نمیشه فکر کنم که تعدادی از فروشنده ها زیاد موودب نبودن با خریداران مخصوصا صاحبها یا مسوولای فروشگاههای معروف. در مشهد میتونم یه شیرینی فروشی در خیابان احمد آباد و یه آجیل فروشی نزدیک سه راه راهنمائی رومثال بزنم. البته اینا مال مدتها پیشن و الان حتما بهتر شدن چون رقبا زیاد تر شدن و مردم هم عاشق چشم و ابروشون نیستن که حتما ازشون خرید کنن

۱۲/۰۱/۱۳۸۵

چای


من اون موقعها هم که مرکز بهداشت روستائی کار میکردم برای اونجا و چند تا پرسنلی که داشتم خودم چای احمد میخریدم و از اون میخوردیم و خوشم هم میامد. دفعه پیش که از ایران اومدیم هرکس از فامیل یه بسته چای احمد و دوغزال بهمون دادن. مدتها ازهمونائی که اورده بودیم دم میکردیم و میخوردیم تا به یه مغازه چای فروشی اینجا آشنا شدیم که فکر کنم 100 جور چائی مختلف داره. یه مقدار که ازش خریدیم دیدیم بابا باید 5 برابر همون چائیهائی که از ایران اوردیم دم کنیم تا همونقدر رنگ بده. حالا نمیدونم قضیه اش چیه که اینهمه اختلاف هست بین اینا. اینجا هم اصلا از این چائیهای احمد و دوغزال خبری نیست. خدا کنه که رنگ مصنوعی قاطیه این چائیهای احمد و دوغزال نیاشه و ضرری برای سلامتی نداشته باشن

۱۱/۲۶/۱۳۸۵

کاشت سبزیجات به سبک الکترولوکس


اینهم یه پروتوتایپ از الکترولوکس برای کاشت سبزیجات در آشپزخانه! از امکاناتش نوردهی در حد مطلوب به سبزیجات ونیز کود دهی به میزان لازم برای بهینه کردن محصوله! حالا با این همه دنگ و فنگ اون سبزی که بیرون میده قیمتش چقدر میشه خدا میدونه. البته فکر کنم با توجه به هزینه ها، اینا بیان سیستم رو بهینه کنن برای کاشت زعفران. وقتی توی نروژبا اون آب و هوا زعفران میکارن چرا هرکس برای خودش تو آشپزخونش نکاره

۱۱/۲۳/۱۳۸۵

میکروروبوت


این صفحه اینترنتی یک گروه پرکار در زمینه میکروروبوت هستش. این روبوتها بسیار کوچکند و بصورت گروهی کار میکنن. از کاربردهاشون هم در پزشکی دستکاری سلولها مثلا جابجائی یا تزریق کردن مواد به اونهاست

۱۱/۲۰/۱۳۸۵

لباس کادر درمانی

امروز سر نهار داشتم یه مجله پزشکی سوئدی رو ورق میزدم که یه مقاله و گزارش راجع به لباس کادر درمانی و دستورالعمل به اضافه نتیجه یه تحقیق مرتبط رو چاپ کرده بود. ازموارد جالبش اینا بودن: باید کلیه لباسها به لباس مخصوص کار عوض بشن. لباسها حتما باید آستین کوتاه باشن و قبل و بعد از معاینه هر مریض دستها با یک محلول ژله ای ضد میکروب تمیز بشن. آخر روز هم باید لباسها رو برای شستشو بفرستن و روز بعد از لباس تمیز استفاده کنن!هرگونه ساعت انگشتر و یا دستبند روهم باید از دست قبل از شروع کار خارج کرد. با انجام این کارها و البته بقیه لیست بلند بالا ثابت کرده بودن که چقدر احتمال انتقال بیماریها کاهش پیدا میکنه

۱۱/۱۷/۱۳۸۵

کورس بیوانفورماتیک

یه کورس 5 واحدی بیوانفورماتیک گرفتم که خیلی کورس جالبیه. یکی از استاداشم که آدم معروفبه از استکهلم میاد. البته این کورسه تکلیفاش یا همون مشقاش! پدرمونو در اورده. با این همه کار هر دفعه سه روز طول میکشه تا همه سووالها رو جواب بدم و بفرستم
یکی از کارهامون بررسی همولوگی بین فیل آفریقائی و آسیائی با ماموت بود. نوشته بود که اطلاعات ژنتیکی ماموت رو از بازمانده هاشون تونستن استخراج کنن
حالا یه سووال داشتم. با اینهمه پیشرفت در کلونینگ چه چیزی باعث شده که نتونن از روی اطلاعات ژنتیکی این موجودات اونا رو دوباره بازسازی کنن. البته کمی مثل فیلم پارک ژوراسیک هستش ولی هیچ چیزی برای آدم انجامش غیر ممکن نیست

۱۱/۱۶/۱۳۸۵

دوچرخه برقی



توی بخش ما یه دانشجوی دکترا هست که خیلی آدم صرفه جو و زحمت کشی هستش. یه خونه خارج شهر داره که برای صرفه جوئی در هزینه همیشه حتی توی برف هم با دوچرخه میره و میاد. سال پیش البته چند هفته بخاطر شکستگی پا خونه استراحت میکرد. این دوچرخه اش برقی هستش و شب که میره خونه وصل میکنه باطریشو به برق و تا دو روز میتونه از شارژش برای رفت و آمد استفاده کنه.
این دوچرخه ها خیلی جالبن. علاوه بر اینکه بی صدا هستن هیچ آلودگی محیط زیست هم ندارن و استفاده ازشون هم ارزون تموم میشه. برای من خیلی عجیبه که با وجود کارخونه های بزرگ دوچرخه و موتور سازی و قیمت ارزون برق چرا این دوچرخه های برقی در ایران وجود ندارن. مثلا اگر کارخونه دوچرخه سازی قوچان با اونهمه عظمتش بیاد از اینا بزنه چه استقبالی میکنن مردم. از نظر قابلیت و قدرت هم خیلی شبیه به همون موتور گازیهای خودمونن فقط نه اونطوری سر و صدا دارن و نه آلودگی محیط زیست. تازه پمپ بنزین هم لازم نیست آدم بره و هر جا یه پریز برق بود میشه شارژش کرد. خیلی دلم میخواست یکی از اینا رو میخریدم

۱۱/۱۱/۱۳۸۵

باغچه سبزیجات


از سرگرمیهای من کاشتن سبزیجات، گوجه و فلفل در ایوان کوچک آپارتمونه. سال پیش که 3 نوع گوجه و 4 نوع فلفل به اضافه دو نوع ریحون کاشتم. البته امسال بدستور همسر باید کمتر بکارم چون دیگه توی ایوون جای راه رفتن نبود. ازجالبترین چیزائی که کاشتم یه فلفل بود به نام هابانرو که تند ترین فلفل دنیاست! وقتی که فصلشون هم تمام میشه چند تاشونو خشک میکنم و تخماشونو در میارم برای سال بعد. یه چند تائی هم گلدون دارم که 2 تا هم درخت وسطشونه! یه دونه پرتقال که رفیقم 4 تا تخمشو کاشت و وقتی سه تاشون در اومدن یکیشو به من داد و یکی هم یه درخته به نام گینکگو که برگاش خاصیت داروئی داره. خیلی دلم میخواد وقتی برمیگردم ایران اینو با خودم بیارم ولی نمیدونم میشه اورد یا نه. آیا از گمرک میشه رد کرد؟ ممنون میشم اگر کسی میدونه بگه بهم. یه گلدون دیگه هم دارم که گیاه آلوورا هستش که اونم خاصیت داروئی داره. مادرزن یکی از رفقام یه گلدونشو بهم داد و گفت که اصلشو 40 سال پیش از اسپانیا اورده
حالا اینم یه راهنما برای درست کردن باغچه سبزیجات که از لابف هکر لینکشو پیدا کردم

۱۱/۱۰/۱۳۸۵

دنیای مجازی گوگل

یک شایعه که خیلی هم داره داغ میشه میگه که گوگل میخواد یه بازی دنیای مجازی مثل زندگی دوم و دنیای وارکرافت راه بندازه. گوگل تمام قابلیتهاشو قبلا داشته و با یه سری شرکت و آدم هم که در این زمینه تجربه دارن تماس گرفته. اگر اونا تصمیم گرفتن که چنین کاری کنن پس حتما موفق میشن البته اگر نتیجه مثل گوگل تاک نشه. شما چی فکر میکنین؟
راستی من یه مدت یه بازی میکردم توی همین زمینه به نام انتروپیا یونیورس که بد پیشرفت نکردم. آواتارم شکارچی بود و مثل خودم هم بی مو! فقط عینک نداشت

۱۱/۰۶/۱۳۸۵

برف و بوران

این هوای اینجا مث اینکه تازه یادش افتاده که زمستونه! 3-2 روزه پیش صبح که داشتم میومدم سر کار با دوچرخه خیلی وحشتناک بود! هوای نزدیک به منفی 15 درجه و برف و بوران! فکر میکردم که از سرما پوست صورتم داره میترکه عینکم که پوشیده از برف. بدون عینک هم که برف مث سوزن میرفت تو چشم. خلاصه وقتی رسیدم بخش باورم نمیشد که اینهمه خوشحال بشم. خوشبختانه وقتی برف میاد شهرداری سریع برف خیابونا و راه دوچرخه ها رو جمع میکنه و شن و نمک میپاشه. اگر اینکارا رو نکنه که شهر فلج میشه

۱۱/۰۳/۱۳۸۵

اندوکرینولوژیست

سلام خدمت رفقا. یه مشکل پیدا شده برای من. کسی یه اندوکرینولوژیست خوب در کرج, تهران یا مشهد سراغ داره؟ یه کسی که حداقل دو دقیقه وقت بذاره جواب سوال مریضشو بده. ممنون میشم اگَر کسی کمک کنه و آدرس و اسمشو برام ای میل کنین

۱۰/۲۶/۱۳۸۵

بلا

مدتیه که همش به خونه و وطن فکر میکنم. از اینکه چه بلائی امکان داره سر هموطنام بیاد ناراحتم. شدیدا فکر میکنم این آمریکائیا یه برنامه خبیثانه ای برامون دارن و ما هم بدون برنامه ریزی و فقط با صحبت کردن داریم بهش نزدیک میشیم. الان فکر میکنم که هر کاری هم بکنیم اینا تا خون ایرونیا رو نریزن ول نمیکنن. عربها هم که از خداشونه. اسرائیلم که در رویا میبینه روزی که اثری از ایران و ایرانی نباشه. الان فکر میکنم آمریکائیها همینطور دارن نیرو و تجهیزات به عراق وارد میکنن یه دلیلی داره. تلفاتی که آمریکا توی عراق میده برای یه اشغال کامل یه کشور دیگه زیاد نیست ولی اینا دارن بزرگش میکنن که نیرو بیارن. بعد شاید به سوریه و بعدش به ایران حمله کنن. خدا اون روز رو نیاره ولی من فکر میکنم احتمالش خیلی زیاده. در مقابل باید کاری کرد که آمریکائیا بدونن که هزینه حمله به ایران خیلی زیاده و خودشونم تلفات زیادی خواهند داد.
یه کلیپ دیدم که دو تا عراقی راجع به اعدام صدام با هم بحث داشتن که بعد به فحاشی و دعوا رسید. بنظر یکی سنی و طرفدار صدام بود و دیگری ضد اون و موافق اعدام صدام. از فحشهائی که موافق صدام میداد به اونیکی اینا بودن که من دهنم باز مونده بود: ایرانی کثیف، ایرانی دروغگو، کفش ایرانی! اینا رو دیگه ما نشنیده بودیم! کفش ایرونی دیگه چه فحشیه؟ بعد از کی تابحال ایرونیا به دروغگوئی و کثیف بودن معروف شدن که توی عراق شده فحش؟
در کل جنگ خیلی بده ولی وقتی صدای طبلشو دم در خونه خودت میشنوی باید آماده باشی

۱۰/۲۱/۱۳۸۵

راهنمای ورزشی برای بیماران مبتلا به دیابت


یه راهنمای جالب به زبان انگلیسی برای بیماران دیابتی. شامل منافع ورزش برای دیابتیکها، اثر تحرک جسمانی روی میزان قند خون و نکات مهمی که باید قبل و بعد از ورزش رعایت کرد

متن به گفتار

یک صفحه با قابلیت تبدیل متن به گفتار با کیفیت خیلی خوب که مثل قبلیها که من دیدم صدا خیلی روبوتی نیست. خوبیش اینه که زبانهای زیادی داره از جمله انگلیسی، فرانسه، آلمانی و حتی سوئدی

۱۰/۱۷/۱۳۸۵

Chan-wook Park

دیروز بالاخره قسمت سوم از تریولوژی انتقام که شاهکار این کارگردان کره ای هست دیدم. سه تا فیلمن که اسماشون هستش


البته اگر کمی قلبتون ضعیفه و نمیتونین صحنه های قطع شدن دست و پا یا خورده شدن هشت پای زنده و در حال حرکت رو ببینین اصلا پیشنهاد نمیشه مگر با حضور یه بزرگتر! داستانا همش درباره انتقام گرفتن و اثرش روی زندگی مردمه. آدمای عادی که برای انتقام گرفتن چه کارانمیکنن و چه بلائی هم سرخودشون و اطرافیانشون نمیارن. البته فکر کنم ماها آخر انتقام گیری هستیم و اگر یکی بگه بالای چشممون ابروست تا همون چششو در نیاریم ولش نمیکنیم. حتما تجربه کردین که اگر مثلا از لباس کسی یا جنس یه فروشنده اشکال بگیرین تا آدمو آتیش نزنن ول نمیکنن. در اینترنت و وبلاگ نویسی هم که مثال فراوونه

تشکر

تشکر فراوان ازرفقا برای راهنمائیشون بخصوص علیرضای عزیز. این عنوان وبلاگ ما هم درست شد و دیگه بین حروف فاصله نیست

۱۰/۱۵/۱۳۸۵

مکاترونیکس در پزشکی

اینو دیگه نشنیده بودم. مکاترونیکس در پزشکی! مثل اینکه کارشون استفاده از روشها و تکنیکهای علم مکانیک و ربوتیک در پزشکی و جراحیه. اینم آدرس یه بخش فعال در این زمینه در دانشگاه امپریال لندن و اینم یه مجله به نام مکاترونیکس با کلی مقاله جالب

۱۰/۱۴/۱۳۸۵

فرمت عنوان وبلاگ

رفقا کسی میدونه چطوری میشه این فاصله ای که بین حروف توی عنوان وبلاگ من هست درست کرد؟ هرکاری کردم نتونستم از قسمت تغییرات در بلاگر درستش کنم ولی دیدم که خیلیا این مشکلو ندارن. از وقتی که رفتم به این سیستم جدید بلاگر اینطوری شد

۱۰/۱۳/۱۳۸۵

معاینه نورولوژی

یه محل جالب برای آموزش معاینه فیزیکی نورولوژی. کاشکی زمان دانشجوئی ما از اینا بود. البته اگر هم بود ما که اینترنت درست حسابی نداشتیم

سال نو

چند شب پیش که اینجا شب سال نو بود ساعت یه ربع به دوازده رفتیم بیرون. هر سال توی همین محله خودمون میمونیم امسال هم گفتیم همینجا خوبه. مردم کم و بیش ترقه بازیو شروع کرده بودن ولی زیاد نبود. نیمه شب که شد یاد زمان جنگ و بمبارانای تهران افتادم که ضد هوائیها میزدن و بقول بچه ها گوجه کباب میکردن! صداشون هنوز تو گوشمه و فکر اینکه آیا امشب بالاخره بمب روی سر کدوم بدبختی میوفته فقط خدا کنه ما نباشیم! آخر خودخواهی! ولی اینجا فقط شادی بود همراه با صدای اونهمه انفجار. البته محله ما محله فقیر نشینه و فشفشه ها کوچولو بودن ولی از اونطرف شهر آتیش بازی خیلی قشنگ معلوم بود. داشتیم آتیش بازی رو با کمی فاصله از جمعیت نگاه میکردیم که یه دفعه یکی از فشفشه ها عوض اینکه بالا بره کجکی اومد طرف ما و نزدیک دو متری ما خورد زمین و شروع کرد به منفجرشدن. من هم که تا حالا فکر میکردم در شرائط خطرناک اصل اول حمایت از همسر عزیز است جلوتر از اون شروع کردم به فرار کردن! این فشفشه هم هی میپرید بالا و منفجر میشد. بعد از اینکه کلی دور شدیم بالاخره وایستادیم . فکر نمیکردم اینهمه جون عزیز باشم! بالاخره آتش بازی تموم شد و رفتیم خونه. بعدا توی روزنامه خوندیم که کسی مجروح نشده بود از آتش بازی فقط یه عده در مرکز شهر که مست کرده بودن افتاده بودن به جون هم و چند تائی زخمی شده بودن! سال بیش ولی یه نفر فشفشه خورده بود به چشمش و کور شده بود بنده خدا

۱۰/۱۱/۱۳۸۵

تعطیلات و مقاله

امثال من از تعطیلاتم استفاده نکرده بودم. قصد سفر به ایران رو داشتیم که متاسفانه بدلیلی مجبور به کنسل کردن بلیطهامون شدیم. دیدم که اگر ازتعطیلاتم استفاده نکنم از بین میرن بنابراین قبل از اتمام سال مرخصی گرفتم و خونه موندم و فقط استراحت. البته یه سفر کوچک هم با همسرم رفتیم ولی بیشتر وقت رو خونه بودیم. بعد از کلی کار دیگه نمیتونستم ادامه بدم و یه استراحت احتیاج بود. از دوم ژانویه هم دوباره میریم سر کار ولی ایندفعه با انرژی! منتظر نتیجه یه مقاله که برای یه ژورنال فرستادم هستم و قرار بود نتیجش قبل از آخر سال بیاد ولی خبری نشد. برام خیلی مهمه که قبول بشه ولی مجلش سطحش بالاست و احتمال رد شدنش هست. البته اگر قبول نشه با کمی تغییرات سریع میفرستمش یه مجله دیگه! ببینیم خدا چی صلاح میدونه

۹/۰۹/۱۳۸۵

Decision Support Systemsِ


برای تجویز دارو مثلا برای بیماران مبتلا به فشار خون یکسری رهنمودهائی هست که اجرای کامل آنها به نفع بیماران و همچنین سیستم درمانی هستش. برای درست کردن مدل کامپیوتری این سیستمها یکسری مراحل رو باید انجام داد مثل اول فرمالیزه کردن این رهنمودها, درست کردن و بازبینی پایگاه معلومات و غیره

این مقاله جالبیه راجع به سیستمهای حمایت در تصمیم گیری و رهنمودهای پزشکی

۹/۰۸/۱۳۸۵

Guideline

کسی میدونه که آیا برای این کلمه معادل فارسی مناسبی هست یانه؟
Guideline

Cochrane reviews and The Cochrane Library


امروز یکی از همکارا یه سخنرانی داشت و راجع به این مطلب کمی صحبت کرد. چیز جالبی بنظرم اومد و گفتم اینجا لینکشو بذارم. کتابخونش شامل مجموعه ای از بانکهای اطلاعاتی بروز شده ازپزشکی مبتنی بر شواهد هستش. مرور کردن این مجموعه شدیدا توصیه میشه. البته در صورت استفاده مجانی از همه مقالاتش نمیشه استفاده کرد

۹/۰۶/۱۳۸۵

تصدیق رانندگی

بالاخره بعد از یه بار رد شدن امتحان عملیه تصدیق رانندگی رو قبول شدم. دفعه اول که رد شدم اصلا باورم نمیشد! بعد از چندین سال رانندگی در ایران و اینجا هم در آموزشگاه رانندگی تمرین کردن رد شدن خیلی زور داشت. از همه بدتر گرون بودن امتحان و تمرین رانندگی بود. هر دفعه امتحان حدود 1200 کرون هزینه داشت و هر 40 دقیقه آموزش با ماشین 380 کرون. در مقابل اینجا ایران تصدیق گرفتن تقریبا مفته! پدرمونو اون کسی که امتحان گرفت در اورد. امتحان حدود 45 دقیقه طول کشید و یه فرم جلوش داشت که مواردی که امتحان میگرفت رو علامت میزد. اگر هم آدم اشتباه میکرد اونجا باید موردو علامت میزد و بعدا مینوشت. بیخود نیست که حوادث رانندگی اینجا خیلی کمه. مرگ و میر در سال حدود 200 نفره که بیشترش هم بخاطر مشروبات الکلی یا تصادف با حیواناته وحشیه

۸/۲۶/۱۳۸۵

آموزش دموکراسی

اینا میخوان به ما درس دموکراسی بدن. امروز این کلیپ رو از یوتیوب دیدم که دانشجوی ایرانی رو با تفنگ تیزر توی وسط دانشگاه میزدن. یارو بهش میگفت بلندشو وقتی بلند نمیشد با تفنگ برقی میزدش. البته بعدش هم اگر کار به دادگاه برسه حتما اونجا هم میگن پلیس از خودش دفاع کرده و 5 تا پلیس گردن کلفت برای دفاع از خود مجبور شدن فقط هفت هشت بار از تیزر استفاده کنن در برابر یه پسره دانشجو. اگر چنین اتفاقی در ایران, چین یا مثلا ونزوئلا افتاده بود الان خبر اصلی سی ان ان و بی بی سی شده بود بعنوان سرکوبی شدید دانشجویان و حتما شورای امنیت هم یه قطعنامه صادر میکرد! واقعا باید گفت شرم بر شما با این دموکراسیتون. این دموکراسی آمریکائیو باید شاشید روش
اینم لینکه کلیپ. من امشب از ناراحتی فکر کنم خوابم نبره

۸/۲۳/۱۳۸۵

نوروبیولوژی

یکسری درس جالب راجع به نوروبیولوژی

۸/۲۲/۱۳۸۵

Biomedical Enginnering Master's Programme

بخش ما میخواد یه برنامه فوق لیسانس برای مهندسی بیومدیسین بذاره. البته هنوز اعلام رسمی نشده ولی بزودی اعلام میشه. برای کسائی که علاقه مند هستن به شدت توصیه میشه. تا حالا که مشابه این برنامه رایگان بوده و اگر آدم پذیرش دانشگاه رو داشته باشه بقیه اش زیاد مشکل نیست. فقط میمونه مقررات گرفتن ویزا از سفارت سوئد. در هر حال گوش بزنگ باشید و صفحه دانشگاه لینشوپینگ رو چک کنین هر وقت تونستین. یکی از شروط مهم نمره زبانه که هر چی بالاتر باشه بهتره. اول آی ای ال تی اس و بعد هم تافل. منهم هر وقت خبر جدیدی شد اینجا مینویسم

۸/۱۵/۱۳۸۵

تقویت حافظه

اینم خبر جالبی بود: عبور جریان خفیف الکتریسیته از مغز هنگام خواب به تقویت حافظه کمک میکند
منبع خبر به زبان انگلیسی
دیگه من رفتم هر شب به خوردم برق وصل کنم موقع خواب! شوخی کردم ولی فکر میکنم شاید برای بیمارانی که آلزایمر دارن مفید باشه

۸/۱۱/۱۳۸۵

اولین برف

دیروز برای اولین بار توی شهر ما برف اومد. صبح که از خواب پا شدم وقتی دیدم حدود 20 سانت برف رو زمین نشسته دهنم از تعجب باز موند. یه فحشی زیر لب دادم وقتی از بالا دیدم دوچرخم زیر برف مدفون شده. این سرما یعنی نه قفل باز میشه و نه میشه دنده عوض کرد. پس باید پیاده رفت. باید لباسهای گرمتر! رو هم در میاوردیم. دستکش گرمترکلاه گرمترشال گرمتر و کلا هرچی از قبل میپوشیدیم باید گرمترشو از توی انبار در میووردیم. وقتی هوا اینجوریه لباس پوشیدن هم مثل یه مراسم طولانی انجام میشه. باید دیگه صبحها کمی زودتر پاشم تا وفت جبران بشه. زمستان طولانی و دپرس کننده سوئد شروع شد. لعنتی تموم هم نمیشه اینقدر طولانیه.
-
دیشب وقتی از تمرین برگشتم دیدم تلویزیون فیلم خانه ای از ماسه و مه رو گذاشته. قبلا ندیده بودمش و با اینکه تا دیرقت طول کشید دیدمش. آخرش فقط گریمونو کلی دراورد. قیلم خیلی قشنگی بود . من خیلی خوشم اومد. سبک فیلمبرداری و استفاده از کنایات تصویری و فضاسازی خیلی جالبی داشت. دلم میخواد از کارگردانش بازم فیلم ببینم

۸/۰۵/۱۳۸۵

LinkedIn

اینم یه سیستم شبکه ای برای دوستان و همکارا هستش که بیشتر جنبه کاری داره. چون عکس هم توش نیست پس از بچه ها و بیکارا هم توش خبری نیست چون براشون جذابیتی نداره. الان اینجا خیلی همه گیر شده و شاید تمام دانشجوهای دکترا توی بخش ما جزوش هستن. برای تحصیل کرده های ایرونی و بخصوص همکارای پزشک شدیدا توصیه میشه. جالبه که میشه برای بقیه توصیه نامه نوشت و برای کاریابی هم بدرد میخوره.
اینم لینکش

عبارات منطقی

جالب بود اگر میشد عبارات منطقی رو در گوگل جستجو کرد. مثلا اگر الف آنگاه ب
A-->B
اگر الان اینو جستجو کنیم فقط به ما دو حرف آ و ب رو میده و نه چیزه دیگه ای. آیا روشی میشناسین که بشه عبارات منطقی رو در اینترنت جستجو کرد؟ البته بجز اینکه معنی عبارت رو وارد کنیم

۸/۰۴/۱۳۸۵

سوئد یا سوئدی در فیلمهای غیر سوئدی

این یک صفحه جالبه راجع به مواردی که در فیلمهای غیر سوئدی چیزی راجع به سوئد گفته میشه. نمونه جالبش هم فیلم هوش مصنوعی هستش

۷/۱۹/۱۳۸۵

پرداخت قبوض آب و برق و تلفن

داشتم فکر میکردم که چقدر از مراجعات مردم به بانکها بخاطر پرداخت قبوض آب و برق هستش. خودمو یادم میاد که هر ماه باید علاف میشدم. حالا آدم اینو در سطح کشور در نظر بگیره چقدر وقت پرسنل بانکها و چقدر سوخت ماشین و وقت مردم هدر میره.
کارتهای پرداخت و اینترنت هم هنوز اونطوری نشدن که بشه از راه اینترنت قبضها رو پرداخت کرد. بانکها باید بیان ببینن چطور با یه ابتکار میشه اینکار رو حل کرد.
شما چه فکر میکنین؟

۷/۱۷/۱۳۸۵

فروش کلیه

دیشب شبکه دولتی سوئد یه برنامه مستند راجع به فروش کلیه در ایران نشون داد. ساعت هشت شب شروع کرد که ساعتیه که همه پای تلویزیون نشستن. ما مهمون هم داشتیم که یه دکتر سوئدی بود. آخر برنامه گریه همه در اومده بود.

قیمت کلیه رو تبدیل به کرون سوئد میکرد و در زیرنویس مینوشت. قیمت یه کلیه اندازه حقوق یه کارگر در 2 تا 3 ماه و یا اگر طرف بیکاره و از دولت پول میگیره 3 تا 4 ماه.

با اهدا کننده ها که صحبت میکرد چه رویاهائی برای این پولا داشتن. یه زوج جوون که میخواستن قرضاشونو بدن و یه ماشین قراضه مرده بخره و بره مسافر کشی و یه زن بیوه جوون برای اینکه پول پیش اجاره یه خونه رو بده و خواهرای یتیم کوچیکشو بیاره پهلوی خودش با هم زندگی کنن. جزئیات جالبی هم داشت. مثلا دکتر به پدر مریض میگفت این آمپول رو بچت لازم داره و اگر نباشه عمل فایده نداره و فقط از بازار آزاد گیر میاد و قیمتش هم یه ملیونه. پدر بیچاره هم همش توی این فکر بود که پول از کجا دوباره قرض بگیره. اینجا تا حالا نشده که مریضی داروئی نیاز داشته باشه و داروخانه نداشته باشه. تازه اگر در طول یکسال هزینه داروها از یه مقدار بیشتر بشه بقیه داروها مجانیه برای مریض. دلالای کلیه رو نشون میداد. همه میکروفن داشتن و از دور هم فیلمبرداری میکردن. خلاصه دردمون دوباره تازه شد. فقط آدم از خودش میپرسه چرا؟ چرا اینا بیچاره ها باید اینطوری زندگی کنن.

در آخر برنامه هم بعد از چند ماه از اونا خبر گرفت. همه پولا رو از دست داده بودن و دوباره شده بودن مثل روز اول فقط بدون یک کلیه.

۷/۱۱/۱۳۸۵

دی ان آ از آغاز

میخواستم کمی روی موضوع بیوانفورماتیک کتر کنم دیدم تمام معلوماتم از ژنتیک ته کشیده! رفتم دنبال توتوریال گشتم توی نت و سایتی رو پیدا کردم که به طور اینتراکتیو آموزش میده که خیلی جالب بود. هر مبحثی رو از تاریخچش شروع میکنه و میره جلو و در آخر هم یه امتحان داره. من که خیلی خوشم اومد ازش و برام مفید بود
اینم آدرسش

۷/۰۴/۱۳۸۵

اصول موفقیت

یکی از رفقا هست که هر روز وقتی ایمیل رو باز میکنم میبینم کلی ایمیلای جالب فرستاده. البته الان چند روزیه که عبالوار شده و فکر نکنم که دیگه مث قدیم وقت کنه از این چیزا بفرسته. توی یکی از ایمیلاش راجع به موفقیت یه عده خاصی از مردم جهان نوشته بود و رمز موفقیتشون رو در این اصول نوشته بود
Goal
Discipline
Education
Unity
Networking.

۶/۲۷/۱۳۸۵

استارت ماشین و الکل

یه خبر دیدم امروز راجع به خودروی ضد مستی. الان مدتهاست که توی اروپا دنبال اجباری کردن گذاشتن این قطعه روی ماشینها. خودرو جدید نیست بلکه فقط قسمتی به استارت ماشین اضافه میشه که اگر توی بازدم الکل باشه ماشین روشن نمیشه. الان توی سوئد یه شرکت حمل و نقل همه کامیونهاشو به این سیستم مجهز کرده و توی تبلیغاتشم همیشه این مساله رو مینویسه. کمپانیهای ساب و ولوو هم که از پیشگامهای این سیستم هستن و میخوان اونرو بطور استاندارد روی ماشیناشون نصب کنن. توی شهر ما هم که حتی اتوبوسهای خط واحد! هم این سیستم رو دارن و روی درشون نوشته.

حتی میخوان قانونی بگذرونن که اگر کسی در حال مستی رانندگی کنه باید به اجبار از این سیستمها روی ماشینش نصب کنه.

۶/۲۶/۱۳۸۵

انتخابات

تا پنج دقیقه دیگه مهلت رای گیری در سوئد تموم میشه و جالبه که همون موقع یه آمار اولیه ارائه میکنن که چه گروهی جلوتره. دو گروه بزرگ اینجا مودراتها و سوسیال دموکراتها هستن. خیلی رقابت توی پیش بینیها نزدیک بوده و نمیشه گفت کدوم گروه برنده میشه
خوب آمار اولیه نشون داد که دولت فعلی الان اکثریت نداره و اگر همینطور پیش بره آلیانس که در راسشون مودراتها هستن اکثریت رو میگیرن و نخست وزیری یوران پرشون تموم میشه و احتمالا جاشو میده به فردریک راینفلت که بنظر من خیلی آدم باهوشیه

۶/۲۴/۱۳۸۵

موتور ملی و شمال سوئد

تو خبرا خوندم که موتور ملی ایران در شمال سوئد با موفقیت تست شد. انتخاب محل بخاطر شرایط سخت آب و هوائی و سرمای شدید بوده. شمالی ترین شهر سوئد که اسمش شیرونا هستش, البته بعضیها بصورت بی ادبی تلفظش میکنن, دما الان هنوز به زیر صفرم نرسیده! این سایت هواشناسی سوئده و میتونین دما و آب و هوای قسمتهای مختلف کشور رو ببینین.
البته شاید چند ماه پیش این تست انجام شده و الان نتیجش آماده شده. چند ماه پیش اونچا خیلی سرد بوده البته.
البته یه جائی اون بالاها هست که بهترین امکانات رو برای این کارا داره و کمپانیهای بزرگی مثل مرسدس و بی ام و هم ماشیناشونو اونجا تست میکنن.

پروفسور و نارنجک

امروز صبح وقتی اومدم بخش دیدم یکی از پروفسورای بخش با ریش نزده با پسرش توی آشپزخونه بخش نشستن و دارن صبحانه میخورن! ازش سوال کردم چی شده گفت توی خونه همسایشون یه نارنجک! انداختن خلاصه پلیس و گروه خنثی سازی بمب اومدن و همه خونه های دور و بر رو هم تخلیه کردن اینام آواره شدن! و اون و یه پسرش اومدن بخش. زنش رفته پهلوی یکی از دوستاش و دو تا پسر دیگرش هم رفتن خونه دوست دختراشون.

اینم خبرش از روزنامه محلی.

۶/۲۲/۱۳۸۵

موتور جستجوی جدید میکروسافت

موتور جستجوی جدید میکروسافت یه سری نکات خوب و یه سری نکات ضعیف داره.
نکات خوبش اینه که هم میشه موارد بی ارتباط و اضافی رو از نتیجه جستجو حذف کرد و هم تعداد اونائی که مربوطن رو اضافه کرد. میشه جستجو رو تنظیم کرد و نتیجه جستجو اغلب مربوط به کلمه یا عبارت جستجو شده هست.
نکات ضعیف اینه که خیلی شبیه به گوگل هستش و جستجوی ویدئو در مرحله بتا هستش.
در آخر شاید خیلی ایده ابتکاری و اریژینالی نباشه ولی میشه ازش بعنوان یه موتور جستجوی مطمئن استفاده کرد.
این مطلب قسمتی از این مقاله است که ترجمه شده

بطور مثال این نتیجه جستجوی کلمه بیومدیکال انفورماتیک به فارسی و انگلیسی هستش. و اینم نتیجه جستجو با گوگل هم به زبان فارسی و هم به زبان انگلیسی. بنظر میاد برای زبان فارسی هنوزم موتور جستجوی گوگل بهتر کار میکنه.

۶/۲۱/۱۳۸۵

ردیابی بسته پستی

منتظر یه بسته پستی بودم. از فرستنده شماره مربوط به بسته رو گرفتم. وقتی شماره رو وارد صفحه اداره پست میکنه آدم میشه دقیقا فهمید بسته الان کجاست. مثلا این اطلاعات راجع به بسته من بود
...
12 sep kl 01:58 Jönköping, Försändelsen har ankommit och sorterats på den spridande Godsterminalen.
11 sep kl 19:01 Stockholm Södra, Försändelsen har ankommit och sorterats på den uppsamlande Godsterminalen.
9 sep kl 13:32 Hemköp, Avsändaren har lämnat försändelsen till sitt Postombud för vidare transport till terminalen

خیلی جالب بود برام. فکر نمیکنم هم درست کردن چنین سیستمی خیلی مشکل باشه. ایشالا ما هم یه زمان توی کشور خودمون بتونیم چنین سیستمی داشته باشیم

۶/۲۰/۱۳۸۵

امتحان رانندگی

امروز بالاخره رفتم و این امتحان تصدیق رو دادم. پدرم در اومد. سیصد صفحه کتاب به زبان سوئدی. نخواستم هم به زبان انگلیسیشو بخونم. گفتم آدم اگر میخواد اینجا رانندگی کنه باید به زبان خودشون یاد بگیره همه چیزو. مدتها استرس امتحان اینجوری رو نداشتم. اینجا فقط چند تا از کورسایی که امتحان دادم سالهای پیش اینجوری بودن. دو تاشونم که تشریحی بودن و برای هر سوال باید یک صفحه مینوشتم! ولی بقیه یا پروژه ایی بودن یا امتحانایی که سووالا رو آدم میبره خونه.

بگذریم. این قسمت امتحان قسمت تئوری رانندگی بود و هفتاد تا سووال داشت و پنجاه دقیقه وقت. خیلی ازسوالا با شکل و بصورت سناریو بود. بنظرم نکات انحرافی هم داشتن که باید آدم خیلی دقت میکرد. اینجا خیلی شایع هستش که جوونا بار اول رد بشن. خوشبختانه من با خرخونی! تونستم قبول بشم بار اول. حالا باید برم دنبال مراحل بعدی که شامل تمرین روی سطح لیز و امتحان عملی هستش.

بعدا راجع به امتحان و کتابش بیشتر توضیح میدم.

۶/۱۷/۱۳۸۵

جیو جوتسو

چند روز پیش رفقای تمرین جودو گفتن بیا بریم این جیوجوتسو رو امتحان کنیم. توی همون باشگاه ما دو روز در هفته تمرین میکنن و مربیشونم خبلی آدم باحالیه و منم میشناسمش. بعضی اوقات جودو هم تمرین میکنه و کمربند قهوه ای جودو داره. یه مرتبه هم باهاش مبارزه کردم دیدم دست میخواهی بهش بزنی یه دفعه میبینی دستت پس سرته! خلاصه بعدا فهمیدم بابا بنده خدا مربی جیو جوتسو هستش و اونجا کمربند سیاه و دان چهار داره
خلاصه مام کمربند سفیدو در بستیم و رفتیم محضر استاد! تمرین جالبی بود. همش راجع به این بود که وقتی یکی بهت حمله کرد باید چکار کنی. من فقط میدونستم باید فرار کرد! ولی مثه اینکه کارای دیگه ای هم میشه کرد. خلاصه کلی بدرد وطن عزیز میخوره. باید یه کورسی راه انداخت اونجا مثلا به اسم دفاع شخصی برای کادر پزشکی یا یه همچین چیزی
یه پیرمرد هم تمرین میکرد که خیلی پیر بود. بعدا فهمیدم که 81 سالشه و کمربند سیاه در جیوجوتسو, جودو و آیکیدو داره! کف کردم. یکی میگفت که هر شب تمرین میکنه. دست آدمو که میگرفت دیگه مگه میشد دستتو آزاد کنی! جالب بود که بعضی اوقات یادش میرفت که مربیه چی گفته و برای خودش کارای دیگه میکرد. البته همه بهش کلی احترام میزاشتن. یعنی ما به اون سن میرسیم یا تازه اگرم برسیم میتونیم به اون سالمی باشیم؟ نمیدونم واللا و نمیخوامم از الان بهش فکر کنم

۶/۱۴/۱۳۸۵

موقعیت تحصیل برای پی اچ دی

موسسه مشهور کارولینسکا در استکهلم یه محل خالی برای علاقمندان به تحقیق در زمینه نوروساینس اعلام کرده. لینک اطلاعات مربوطه رو اینجا میارم تا هر کسی دوست داشت و شرایطشو داشت مدارک مورد نیازشو بفرسته
لینک به آگهی

۶/۱۱/۱۳۸۵

خرابکاری

باز زدم یه چیزیو خراب کردم! اومدم این سیستم جدید بلاگر رو امتحان کنم زدم قالب و همه چیز وبلاگم هوا شد! حالا دوباره باید یواش یواش درست کنمش. بابا میگن از چیزی سر در نمیارین انگولکش نکنین که ما کردیم

گروه ان اس اف

امروز صبح رفته بودم تمرین. وقتی داشتم از وسط شهر با دوچرخه برمیگشتم خونه دیدم اونجا پر از پلیسه! توی این چهار سال که اینجائیم شاید 5 دفعه ماشین پلیس ندیدم. فضولیم گل کرد گفتم برم ببینم چی شده. از یه خیابون صدای بلندگو میومد. مث این بلندگوایی که میوه فروشای وانتی داشتن و روز تعطیل بعد از ظهر آدمو از خواب میپروندن! رفتم اونجا و برای اولین بار چشمم به جمال اعضای گروه ان اس اف یا جبهه ناسیونال سوسیالیست یا به عبارت دیگه نئو نازیای سوئد روشن شد. قیافه ها آخر خلافی! اولا همه جوون و پر از خالکوبی روی بدن. خالکوبیها هم همه از صلیب شکسته و تا گردنشونو پوشونده بود. بعضیهاشون هم تی شرت با علامت عقاب پرچم نازیها و صلیب شکسته داشتن. شلوارای چهار جیب مشکی و اکثرا پوتین پوشیده بودن. امسال اینجا تا چند روز دیگه انتخاباته و اینا داشتن سخنرانی تبلیغاتی میکردن. یکسریشون هم بین مردمی که داشتن گوش میکردن اعلامیه پخش میکردن. صحبتهای یارو رو نمیفهمیدم ولی کلمات کلیدیش این بود: خارجیها, خوک, کثیف, این آشغالا رو میریزیم بیرون, منشا بیکاری, دزدی, پدوفبلی, مجازات اعدام و از این حرفها. مام رفتیم دوچرخه بدست جلوشون صف اول واستادیم و شروع کردیم به گوش کردن و لبخند عاقل اندر سفیه بهشون انداختن. بدم نمیومد یه چار تا فحش نثارشون کنم. یدفعه دیدی یه کتک کاری هم شد! ولی به تعدادشون هم پلیس وایستاده بود اونجا. هیچوقت اینهمه پلیس ندیده بودم تو شهرمون. این پلیسای اینجا هم خیلی کارشون درسته. قد کوتاهتر از 185 ندیدم و همه ورزیده. اینجا میگن وقتی پلیس میخواد کسیو دستگیر کنه اگر مقاومت کنه حتما یه چند تائی از استخوناش میشکنه! الیته اول خیلی مودب هستن و یه جور ادبیات مخصوص دارن که مثه متن کتابی میمونه و توی همین قالب وقتی از کسی سوال میکنن استفاده میکنن. بعدشه که اگر یارو همکاری نکرد به خر سوارش میکنن.
خلاصه بعد از یه چند دقیقه دیدم بابا یارو خیلی مثه اینکه پرته از اوضاع! یه زن پیری کنار من بود گفت با این حرفاشون میخوان مردم بهشونم رای بدن! منم بعدش برگشتم سمت خونه. مردمی که واستاده بودن هم فقط کنجکاو بودن ببینن چی میگن اینا. آدم باورش نمیشه که توی این زمانه هنوز بعضیها از این عقاید داشته باشن
صحبتای اینا رو باید ترجمه کرد و برای کسائی که سنگشونو به سینه میزنن پخش کرد. در نظر اینا ما غیر اروپائیها ارزشمون از مگس هم کمتره و فقط داریم جامعشونو آلوده میکنیم

۶/۱۰/۱۳۸۵

سمینار و جف هان

این سمینار هم تموم شد و من برگشتم. تجربه خیلی جالبی بود. امسال هم با آدمای جدیدی آشنا شدم که بزرگترینشون پروفسور یان فان بمل نویسنده کتاب مرجع انفورماتیک پزشکی بود.
راجع به این سمینار به تدریج خواهم نوشت
امروز یه کلیپ جالب راجع به استفاده از صفحه مونیتور کامپیوتر بدون اسفتاده از اینترفیس و فقط قابل کنترل با لمس دیدم که لینکشو اینجا میذارم

Jeff Han, interface-free touch-driven computer screen