۱۰/۲۶/۱۳۸۵

بلا

مدتیه که همش به خونه و وطن فکر میکنم. از اینکه چه بلائی امکان داره سر هموطنام بیاد ناراحتم. شدیدا فکر میکنم این آمریکائیا یه برنامه خبیثانه ای برامون دارن و ما هم بدون برنامه ریزی و فقط با صحبت کردن داریم بهش نزدیک میشیم. الان فکر میکنم که هر کاری هم بکنیم اینا تا خون ایرونیا رو نریزن ول نمیکنن. عربها هم که از خداشونه. اسرائیلم که در رویا میبینه روزی که اثری از ایران و ایرانی نباشه. الان فکر میکنم آمریکائیها همینطور دارن نیرو و تجهیزات به عراق وارد میکنن یه دلیلی داره. تلفاتی که آمریکا توی عراق میده برای یه اشغال کامل یه کشور دیگه زیاد نیست ولی اینا دارن بزرگش میکنن که نیرو بیارن. بعد شاید به سوریه و بعدش به ایران حمله کنن. خدا اون روز رو نیاره ولی من فکر میکنم احتمالش خیلی زیاده. در مقابل باید کاری کرد که آمریکائیا بدونن که هزینه حمله به ایران خیلی زیاده و خودشونم تلفات زیادی خواهند داد.
یه کلیپ دیدم که دو تا عراقی راجع به اعدام صدام با هم بحث داشتن که بعد به فحاشی و دعوا رسید. بنظر یکی سنی و طرفدار صدام بود و دیگری ضد اون و موافق اعدام صدام. از فحشهائی که موافق صدام میداد به اونیکی اینا بودن که من دهنم باز مونده بود: ایرانی کثیف، ایرانی دروغگو، کفش ایرانی! اینا رو دیگه ما نشنیده بودیم! کفش ایرونی دیگه چه فحشیه؟ بعد از کی تابحال ایرونیا به دروغگوئی و کثیف بودن معروف شدن که توی عراق شده فحش؟
در کل جنگ خیلی بده ولی وقتی صدای طبلشو دم در خونه خودت میشنوی باید آماده باشی

1 نظرات:

Ehsan گفت...

حرف قبلی رو پس می‌گیرم. وبلاگت امروز پینگ شد. نمی‌دونم چرا قبلن متوجه نشده بودم. قبلن پینگ نمیکردی؟