۱/۰۵/۱۳۸۸

Onlive


شاید آینده بازیهای کامپیوتری همین آنلایو باشه. این پروژه از 7 سال پیش شروع شده و تاالان هم مخفی بوده شاید فروش کنسولهای جدید و هم کامپیوترهای مخصوص بازی رو به هم بریزه. چرا؟ چون با استفاده از تکنولوژی محاسبات ابری-cloud computing- و همه گیر شدن خطوط سرعت بالای اینترنت شما میتونین روی تلویزیون خونتون و یا کامپیوتر قدیمی که دارین جدیدترین بازیها رو انجام بدین. تمامی محاسبات جای دیگه ای انجام میشه و شما فقط خروجی اونا رو که توسط اینترنت پرسرعت - حداقل 5 مگابیت در ثانیه- میاد رو میبینین.
اطلاعات بیشتر رو از این صفحه میتونین بخونین.

چاقوی اصلاح صورت

جنس با کیفیت به این میگن. آدم اگر بخواد خودشو تحویل بگیره یکی از اینا رو برای خودش میخره! یا یکی دیگه براش میگیره!

۱/۰۱/۱۳۸۸

تبریک سال نو

این چند ماه اخیرخیلی تحولات بزرگی در زندگی ما اتفاق افتاد. اقامت دو ماهه در ایران بدون خانواده که خیلی سخت بود، شروع به کارجدید که خیلی جالب بود و دیدن زندگی در ایران بعد از چند سال دوری. الان برگشتم پهلوی خانوادم که هرثانیه اش الان کلی برام ارزشمنده.
در هر صورت به همه رفقای دور و نزدیک، دیده و ندیده، سال نو را تبریک میگم.

۶/۱۵/۱۳۸۷

فرزند

واقعا که فکر نمیکردم که به دنیا اومدن فرزندمون اینهمه تاثیر روی زندگیمون بگذاره. چند هفته پیش صاحب یه دختر شدیم. الان وقتی که میام سر کار دلم براش تنگ میشه. الان هم فقط در حال شیر خوردن و خوابیدن هستش. اونقدر هم سریع بزرگ میشه که هر هفته 2-1 از لباساشو باید بگذاریم کنار. دو تا مامان بزرگاش براش کلی لباس فرستادن و هر چی گفتیم که نفرستین گوش نکردن! الان فکر کنم این کوچولو از ما هم بیشتر لباس داره.

۴/۲۷/۱۳۸۷

فعالیت فیزیکی اطفال


چگونه اطفال رو به انجام فعالیتهای فیزیکی ترغیب کنیم؟ با توجه به اینکه بچه ها هر روز ساعات متمادی با کامپیوتر مشغول هستن یا تلویزیون نگاه میکنن علاقه مند کردن اونها یه انجام فعالیتهای فیزیکی سخت هستش. ولی برای علاقه مند کردن اونها به فعالیتهای فیزیکی و ورزش روشهائی وجود دارن که میتونین در اینجا آنها رو مطالعه کنین

۴/۱۸/۱۳۸۷

تمرین با وزنه

یکسری اسلاید برای آموزش تمرین با وزنه مخصوص عضلات بزرگ بدن
منبع از سایت مایوکلینیک

۴/۱۱/۱۳۸۷

تبلیغ ضد سیگار

یه تبلیغ هوشمندانه ضد سیگار برای خوره های بازی! مثل من. سیگاری نیستم ولی اگر بودم با دیدن این تبلیغ حتما سیگار رو ترک میکردم

۴/۰۷/۱۳۸۷

تمرین جودو

بعد از حدود یک سال شروع به تمرین جودو کردم. بعد از اینکه پام شکست نتونستم ادامه بدم و بعد از مدتی شروع به ورزشهای دیگه کردم ولی همیشه دلم میخواست جودو تمرین کنم. الان هفته سوم هستش که شروع کردم و بااینکه این پای لعنتی درد میگیره بعد از تمرین ولی میخوام ادامه بدم. الان تمرین تابستونی هستش و همه با کمربندهای مختلف با هم تمرین میکنن بخاطر همین من اون قسمت مبارزه آخرشو انجام نمیدم. هنوز جراتشو ندارم که صد در صد تمرین کنم. فکر کنم باید یه چند ماهی تمرین کنم تا از نظر آمادگی به وضعیت قبلی برسم و بعد بتونم مبارزه کنم
اینهم یه تکنیک زیبا به نام کاتا گروما

۳/۲۲/۱۳۸۷

تاون اسکوئر

تاون اسکوئر را به خاطر داشته باشین. البته منظورم میدان اصلی شهر که مردم در مراسم مختلف جمع میشوند نیست بلکه منظورم شبکه اجتماعی همانند فیس بوک هستش که توسط میکروسافت و بمنظور استفاده درون شرکتها طراحی شده. الان در مرحله بتا هستش و در داخل شرکت میکروسافت توسط هشت هزار نفر در حال استفاده و آزمایشه. خیلی جالبه که مثلا اساتید و کارمندای یه دانشگاه از این سیستم استفاده کنند. میشه باهاش کلی مصرف کاغذ رو کم کرد و هم بعضی از کارها رو سریعتر انجام داد
خبر مربوطه
حالا بیاد بیرون ببینیم چی میشه درآورد ازش

۳/۰۷/۱۳۸۷

MIE 2008, Göteborg

الان اومدم کنفرانس درشهر یوتبوری. متاسفانه فقط بصورت شنونده و نه ارائه کننده مقاله. آدم بهش احساس خوبی دست نمیده وقتی که چیزی ارائه نمیده. سال پیش وقتی موقع ارسال مقاله بود اونقدر کار داشتم که نشد به قولم که فرستادن یه مقاله به این کنفرانس در هر سال بود عمل کنم. امیدوارم که سال دیگه بتونم یه مقاله بفرستم. در این کنفرانس هر سال که شرکت کردم خیلی فیدبکهای خوبی گرفتم. بهترینش هم تا حالا در سال پیش بود که تونشتم حد یکی از کارامو خیلی بالا ببرم. الان که اون مقاله که با آنالیز جدید خیلی بهتر شده رو فرستادم یه مجله و امیدوارم که قبول بشه
از حواشی این سمینار دیدن یکی از دوستان قدیمیم پس از سالها بود. شرکت زیمنس هم در نمایشگاه جانبی مسابقه فوتبال دستی گذاشته بود و جایزشم یه توپ فوتبال بود. دیروز بردم و امروز هم بازی کردم و بردم. توپ دیروز رو خودم نگه داشتم و امروزیه رو دادم به یکی از رفقا که گفت میده به بچش و خیلی هم خوشحال شد

۲/۲۶/۱۳۸۷

اکس باکس 540


همه چیز اول با یک شایعه شروع میشه. شایعه شده که ورژن بعدی اکس باکس اسمش اکس باکس 540 خواهد بود و در پائیز 2009 به بازار عرضه خواهد شد. در این مدل از یک تراشه به نام والهالا استفاده خواهد شد و باعث میشه که دستگاه هم اندازه پی اس 2 باریک بشه. خبر خوبیه برای کسائی که دوست دارن جدیدترین چیزها رو داشته باشن حتی اگر نسبت به نسخه قدیمی ترش هیچ تفاوتی در کاربرد نداشته باشه
منبع اول
منبع دوم

۲/۲۵/۱۳۸۷

ذره امید


حتی وقتی همه چیز سیاه و تاریکن اون دور دورا نور امید وجود داره. فقط شاید زمان احتیاج داره که سیاهیا رو کنار بزنه. ولی مگه عمر ما چقدره؟

این عکس رو یه صبح زود که داشتم میومدم سر کار گرفتم. البته چیز زیادی از زیبائیهای طبیعت معلوم نیست ولی نکته اش همینه

۲/۲۴/۱۳۸۷

دیسکاس

دست آقای دکتر مزیدی با معرفی این دیسکاس درد نکنه. من هم اونو اضافه کردم تا ببینم چطوری کار میکنه. البته برای کسائی بهتره که زیاد مینویسن و زیاد کامنت دارن و توی کامنتهاشون هم بحث میشه. البته آرزو بر جوانان عیب نیست و منم یه امتحانیش میکنم

۲/۲۳/۱۳۸۷

برنج

پدر عزیز حالا که دارم از سوئد میام چیزی نمیخواین؟ البته کمی لباس گرفتم براتون برای سوغات
بابا جان فقط اگر میتونی تا جائی که لازم نباشه جریمه اضافه بار بدی یه چند کیلوئی برنج بیار! پولش رو هم بهت میدم

۱/۱۶/۱۳۸۷

Soffpotatis/Couch Potato


این لغت رو به افرادی میگن که خیلی جلوی تلویزیون میشینن و برنامه هاشو نگاه میکنن. تصویر استرئوتیپش هم یه آدم چاق هستش که روی یه مبل جلوی تلویزیون ولو شده و داره یه چیپس، پفک و نوشیدنی میخوره. حتما توی دور و بر خودتون از این آدما دیدین
حالا من موندم که آیا یه معادل خوب فارسی براش میشه پیدا کرد یا نه؟ رفقا کمک کنین یه چیزی براش پیدا کنیم
سیب زمینی مبلی؟
...

۱/۰۹/۱۳۸۷

بازنشستگی

یکی از همکاران بخشمون امروز بازنشسته شد. تاریخ شروع به کارش اینجا 1974 بود و تا امروز به جز مدتی که رفته بود انگلیس برای آموزش همینجا کار میکرد. بخش اینجور مواقع به جشن کوچیکی میگیره. یه پولی جمع کرده بودن همه و پرسنل یه هدیه که دوربین دیژیتال بود بهش دادن به همراه یک کارت که کسائی که پول دادن زیرشو امضا کرده بودن. بخش هم هزینه کیک رو داد. دانشگاه هم یه سری هدیه استاندارد داره که برای هر کسی که بازنشست میشه میده. چند تا از دوستان نزدیکش هم یه درختچه بونزای قدیمی بهش دادن که خیلی قشنگ بود. رئیس بخش و 2 نفر دیگه هم ازش تشکر کردن و یه سری خاطرات قدیمی و جالب ازش تعریف کردن. بعد هم وقتی داشتن همه کیکهاشونو میخوردن اون هدایاشو باز کرد و به بقیه داد و دور چرخوندن تا همه ببینن.
رسم جالبی بود خلاصه که با نوع وطنیش فرق میکنه

۱۲/۱۰/۱۳۸۶

مصرف آب و برق

چند وقت پیش دیدم دونفر دارن سیفونهای توالت بخش رو عوض میکنن. قدیمیها خوب کار میکردن و علتش رو متوجه نشدم که چرا اینکار رو میکنن. وقتی از مسوول تاسیسات بخش سوال کردم گفت که این جدیدا مصرف آب کمتری از قبلیها دارن و میشه میزان آب رو تنظیم کرد که کمتر باشه یا بیشتر. حساب کردن و دیدن اگر اینکار رو در سطح وسیع انجام بدن در مصرف آب تاثیر زیادی داره بنابر این برای صرفه جویی در مصرف آب این کار رو کردن
چند سال پیش هم تمام اجاقهای برقی خانه های اجاره ائی شرکتی که ما مستاجرش هستیم رو با نوعی که مصرف انرژی بهینه ائی داره عوض کردن. این شرکت در استان ما حدود 40 هزار آپارتمان و خونه داره! و همینطور هم در حال زمین خریدن و ساختمان سازی در شهر ما هستش. اینکه یه شرکت خصوصی برای صرفه جوئی در مصرف برقی که مستاجرا خودشون پولشو میدن این کار رو بکنه برای من جالب بود

۱۱/۲۲/۱۳۸۶

تصادف


امروز صبح همسرم میخواست بره استکهلم برای شرکت در یک دوره آموزشی. ساعت پنج و نیم صبح باید میبردمش ایستگاه قطار. وقتی اومدیم سوار ماشین بشیم تو تاریکی دیدم که بنظر میاد در سمت راننده غیر عادیه! وقتی نزدیک رفتیم دیدیم که ای بابا در سمت راننده رو زدن غر کردن. خیلی زور داره که توی پارکینگ بزنن بهت و روحت هم خبر نداشته باشه. امسال هم ماشین رو بیمه کامل نکرده بودم و وقتی تماس گرفتم با بیمه ماشین گفتن که نمیتونن چیزی بابت خسارت بدن. البته اگر هم ماشین بیمه کامل بود باید خودم 2000 کرون میدادم و اونها بقیه خسارت رو. البته با احتساب اینکه سالی هم باید 1500کرون بیشتر میدادم شاید در کل زیاد ضرر نکنم.
به اداره پلیس زنگ زدم و توضیح دادم حادثه رو. گفتن که باید برم اداره پلیس و گزارش کنم و ماشین رو نشون بدم. منم یه چند تا عکس از ماشین و اثر تایر مجرم احتمالی! گرفتم و رفتم اداره پلیس. شماره گرفتم و بعد از 15 دقیقه نوبتم شد. رفتم توی یه اطاق و با یه پلیس خیلی خوش اخلاق صحبت کردم و بعد ماشین رو بهش نشون دادم. عکسها رو هم گفت که براش ای میل کنم تا اطلاعات رو به کارشناس مربوطه نشون بده. گفت که بعدش هم یه نامه برام میفرستم و اگر کسی گزارش داده باشه پیگیری میکنن.
تنها کاری که تونستم بکنم این یود که توی روزنامه محلی در ستون شکایات! یا داگنز ریس یا ستون اهدای خار روزانه که مردم شکایاتشون رو مینویسن یه پیغام به اون فلان فلان شده ای که ماشین رو زده بود نوشتم.
عکس ماشین رو هم در سمت مقابل میبینین

۱۱/۱۷/۱۳۸۶

ورزش برای معلولان ذهنی


من هفته ای 3-2 مرتبه میرم ورزش. البته بعد از حادثه ای که برام پیش اومد دیگه تا مدتی نمیتونم ورزش مورد علاقم که جودو هستش رو تمرین کنم ولی دوچرخه سواری داخل سالن یا اسپینینگ با این وضعیت پام مشکلی درست نمیکنه. هم کلی کالری مصرف میشه و هم برای آمادگی عمومی خوبه

بعد از یکی از تمرینهای هفتگیم همیشه تعداد زیادی بچه و بزرگسال با مشکل ذهنی مثل سندرم داون میبینم که از یکی از سالنها میان بیرون. در این تمرین والدین یا همراهیان هم میتونن شرکت کنن و همیشه تعداد زیادی هم مربی برای اینها وجود داره. مربیها هم بعد از تمرین مسوولن که مطمئن بشن که والدین یا تاکسی همه بچه ها رو برسونن خونه. حتی اگر یکی دیر بیاد اونقدر وا میستن تا اون بچه تکلیفش مشخص بشه. من واقعا تحت تاثیر اینهمه توجه قرار گرفتم. کسی نه اونا رو مسخره میکنه و نه اذیت. مربیها هم خیلی با احترام و دلسوزی با اونها رفتار میکنن. خیلی عالیه